۲ پاسخ

جیگر بخوری به خونریزی میوفتی خودش میاد

خیره ایشالا عزیزم
خوبه که دنبال راهی غیر کورتاژی
بنظرم بذار ۴۰ روز بگذره و خونریزیت کامل قطع بشه بعدش شروع کن چیزای قاعده اور بخور
من شنیدم دمنوش پونه اینا خیلی خوبه
بنظرم از یه عطاری هم بپرسی بهتر میدونن چیا جوابه (البته با توضیح شرایطت که تازه زایمان کردی و احیانا اگه شیر میدی)

سوال های مرتبط

مامان رایمُن 💙 مامان رایمُن 💙 ۲ ماهگی
تجربه زایمان سزارین قسمت ۱

سلام به همگی امیدوارم عالی باشین گفتم از تجربه سزارینم براتون بگم تا اگر ابهامی دارید براتون رفع بشه یا اگر سؤالی دارین بپرسین♥️
خب اول بگم که طبق نظر دکترم قرار بود بچه در ۳۸ هفته و ۴ روز به دنیا بیاد که میشد تاریخ ۱۰/ آذر/ ۱۴۰۴
نمیدونم به چه دلیلی ولی دکتر من ۲ روز قبل زایمان یعنی در ۳۸ هفته برای من ۲ تا آمپول بتامتازون تجویز کرد و گفت بزن و زدن این آمپول باعث کاهش حرکت جنین من شد که البته مشکلی هم نبود و میدونستم کاهش حرکت طبیعیه ولی با این حال روز شنبه ۹/۸ من رفتم بیمارستان تا NST بدم و نتیجه خوب بود با این حال دکترم گف سونو بیوفیزیکال هم بده که اونم‌نتیجش‌ خوب بود ولی با تمام این تفاسیر، دکترم گفت من به حس مادرانگیت احترام میزارم اگر احساس میکنی ترجیحت اینه که به جای پس فردا، فردا زایمان کنی فردا عمل رو انجام بدیم
راستش خیلی دوست داشتم از اول، تاریخ زایمانم رند باشه ولی اون لحظه استرس گرفتم
هر چی که بود شوهرم گفت قبول کن فردا زایمان شی هم استرست کم میشه هم تاریخی که دوست داریم میشه و این شد که من ۱۴۰۴/۹/۹ زایمان کردم و پسر قشنگم رو به دنیا آوردم💙
ادامه داستان تایپک بعدی 👈🏻
ت
مامان مهدیار مامان مهدیار ۹ ماهگی
تجربه‌ی زایمان بخش سه
بعداز به دنیا اومدن پسرم، دکترم منتظر موند تا جفت هم خارج شد و بعدش شروع کرد به بخیه زدن البته واسه من لیدوکایین زد چون بهش گفتم دردش رو دارم حس میکنم. اما بعداز بخیه یه پرستار اومد و شروع کرد به فشار دادن شکمم که اضافات بارداری هم خارج بشه. این مرحله‌ش خییییلی درد داشت اما خب چاره ای نیست باید کارشون رو انجام بدن که چیزی نمونه. فرقی هم نمیکنه به نوع زایمان چون برای سزارین هم همین کارو میکنن
دیگه زایمانم اینجا تموم شد اما همچنان با ما همراه باشید😂
دو سه روز بعداز زایمانم(اینم بگم شکمم بعداز زایمان هنوز خیلی جلو بود هیچ انگار جمع نشده بود هم مامانم و هم همسرم بهم میگفتن چرا شکمت جمع نشده منم نمیدونستم میگفتم خب لابد طبیعیه دیگه) خونریزیم یه کم زیاد شد. توی نوار بهداشتیم یه لخته اندازه ی یه انگشتم دیدم و یه بار هم که دستشویی رفتم یه لخته اندازه‌ی یه کف دستم دفع شد که خیلی ترسیدم. اولش فکرکردم طبیعیه نمیخواستم برم دکتر ولی دیگه رفتیم اورژانس مامایی بیمارستان و یه آزمایش خون و یه سونو برام نوشتن. دکتر سونوگرافی گفت بقایای بارداری مونده و وقتی اورژانس مامایی به دکترم شرح حالم رو گفت دکترم گفت فردا صبح برم بیمارستان و دوباره بستری شم برای خارج کردن بقایای بارداریم. بهم گفتن میری اتاق عمل و یه بیهوشی مختصر باید داشته باشی که کورتاژ کنن
اینو که بهم گفتن دیگه مردم از نگرانی. از یه طرف حال و وضعیت خودم، از یه طرف فقط نگران بچه‌م بودم که اون زمانی که من اتاق عملم نکنه گریه کنه و شیر بخواد
مامان نیلای🤍 مامان نیلای🤍 روزهای ابتدایی تولد
بعدش دیگه پروسه بخیع زدن و و خارج کردن جفت شروع شد
اولش 4تا بخیه قرار بود بخورم ولی گفتن خیلی بافت گوشتت ضعیفه همینجوری خود به خود داشت پاره میشد وقتی بخیه میزدن یه سوزن هم میزدن کلی خونریزی میکرد چون من کل بارداریم از گوشت حالم بهم میخورد لب به گوشت نزدم ولی شما حتما بخورید گوشت اینا چون گوشتتون پارع میشه حین بخیع زدن من همش گوشتم پاره میشد و باعث میشد بیشتر بخیه بخورم خلاصه از داخل کلی بخیه خوردم و خیلی خونریزی داشتم خدا رو شکر نیم ساعت بود قطع شد شدید بودنش ولی الانم خونریزی دارم زیاد دارم در حدی که وقتی بلند میشم خونام میریزه بعدشم نوبت رسید به خارج کردن جفت گفت سرفه کن جفت خارج بشه بعد بعد گفتن ماساژ رحمی باید انجام بدیم هم همزمان شکمم رو با آرنج فشار میدادن هم دست میکردن داخل واژن و میچرخوندن که اگه لخته خون باشه بیاد بیرون و هم حین بخیه زدن هم همش دست میکردن داخلش ببینن که باز نمونده باشه خلاصه اینم خیلی دردناک بود عین این میموند که یه بچه دیگه دارم به دنیا میارم خیلی وحشتناک بود دردش حین اونم کلی جیغ و داد و التماس که تو رو خدا ولم کنین.... ادامه دار