من اول کار میکردم نامزد بودم باور کن مثل کوزت کار میکردم خونشون هم دو طبقه بود از بالا جارو میکشیدم دستمال و.... پله ها رو میشستم بعد دیدم چند سری دختراش اومدن نشستن توقع دارن من کار کنم منم قشنگ از اون موقع به بعد حتی الانم برم هر وقت میرم میگم یه جام درد میکنه به من چه ۳ تا دختر داره کار کنن دیگه از اون موقعه به بعد حتی سفره رو گاهی جمع نمیکنم میگم به من چه خیلی میفهمن دختراش جمع کنن من زاییده بودم ده روزم بود هیچ کس نیومد یه دستی به روی خونه ام بکشه بلند شدم تمیز کاری بخیه ام یکیش پاره شد یه کوچولو بعد میگفت چرا کار کردی گفت فقط ادعا دارین هیچی نیستین نمیخوام ریختتون رو ببینم 😁
خدایی چ فکری میکنن عروس میگیرن یا کلفت
من با اینکه شاغلم و ...وقتی بتونم با اینکه کمکی میاره اما منم یع کمکی بهش می کنم
مادر شوهرم ۵۳سالشه
بیچاره فاطیما و بیچاره شما مگ خدمتکاریشن عجبا
منم اومدم خونه مادرشوهرم طبق معمول ظرفشویی پراز ظرف هس منم نشستم اومدم ب من چ آخه هرسری میام میشورم میرم اینسری دست نزدم خب دونفر آدم هستین بشورین دیگه این چ وضع زندگی هس من خودم دیروز رحمم داشت منفجر میشد نمیتونستم تکون بخورم بااون حالم همه ی ظرفارو شستم فرش شستم اینا
چه پررو و پر توقع 😑
فاطیما دختر پسرش میشه اما فوت کرده ، بعد چجوری تو باهاش خونه تمیز کنی؟؟؟ 😑😑🫤🫤🫤🫤🫤
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.