متنفرم از مادرشوهرایی که خودشون رو برا پسرشون لوس میکنن خودشون الکی به مریضی میزنن پسراشونم تحت تاثیر قرار میگیرن🫤
عزیزم خب مادرشه وااااا وظیفشه بنظرم حتی مادرشوهرت ۱۰ تا بچم داشته باشه تو با اون چیکار داری مشکلتو با شوهرت حل کن اصلا بهش نگو به مامانت خریدی و فلان بهمان به من نمیخری
ولا حق داری بقران این پسرا تا قبل ازدواج اصلا شرمنده محل سگم ب مامانشون نمییدن وقتی متاهل میشن دیگه مامانی میشن مامانم اینه اونه و الان میرم میخرم براتتت مامانم مریض و چیکار کنم این حرفای مسخره .........
یه لحظه برو پنجاه سال اینده
پسرتو با عروست در نظر بگیر
اهر رفتاری که پسندیدی همون درسته🥰
تو بهش نگو برا مامانت خریدی برا من نخریدی اینجوری یعنی حسودی یعنی به من توجه کن به مامانت توجه نکن مثلا بهش بگو دم افطار هوس حلیم میکنم گفتم بهت میگم حتما برام میخری یا ......
عجب😐
عزیزم این اصلا مقایسه اشتباهیه
مادر جایگاه خودش رو داره توهم جایگاه خودت
اونم پسرشه دیگه طبیعیه برا مادرش بخره
تو ناراحتیتو اینجوری بیان نکن ک چرا برا مادرت خریدی برا من نه
دست از مقایسه بردار سعی کن خواسته هاتو مستقیم بهش بگی چند بار که بگی یاد میگیره و بعدا دیگه خودش میگیره برات
خب چرا سختش میکنی ؟ بهش بگو برات بگیره بیاره ، چه اشکالی داره بعضی وقتا آقایون مشکلات و مشغله فکریشون خیلی بالاست این چیزا رو نمیدونن
بخدا من که خسته شدم نمیتونم شوهرم تنها جایی بفرستم حالا دیروز من مشکل داشتم خودش تنها رفته خونه مادرش از دیروز پرش کرده دوباره امروز من مهمون داشتم باز رفت پیش اون الان باز دوباره پرش میکنه ازش پول میخواد
کاملا حق باتوعه منی ک خوندمم ناراحت شدم،بگو قبل ازدواج هرکاری براش میکردی وظیفت بود ولی الان خونه زندگی تو جداست خونه زندگی اون هم جدا،اول باید ب من رسیدگی کنی اول ب من توجه کنی بعداااا هرکسی جز من
من دیگه بااین مسئله کنار اومدم ک مامانشونو واقعاجور دیگه ای دوست دارن اوایل اذیت بودم الان نه البته الان توجه شوهرمم کمتر شده منم خودمو مثل قبل اصلا اذیت نمیکنم
یادمه یبار تابستون داشتیم میرفتیم خونه خواهر شوهرم ،شوهرمم یه جعبه بزرگ شیرینی گرفت میخواست دست خالی نره البته پولم نداشت منم توماشین گفتم من چند باره بهت میگم طالبی میخوام یدونه طالبی کوچیکم شده برام نمیگیری میگی پول ندارم اما الان رفتی سیصد چارصد هزار شیرینی گرفتی دیگه من چیزی نگفتم و اون عصبی شد اخرشب دیدم غیبش زد زنگ زد گفت بیا پایین تو کوچه اونجا هنوز خونه خاهر شوهرم بودیم رفتم دیدم دوسه تا طالبی تو جعبه گرفته بود برام توکوچه نشستیم خوردیم بعدشم اشتی کردیم متوجه شد که نباید خواستع منو ندید بگیره بخاطر خوشحالی خواهرش
بااون پول میتونست هم یدونه طالبی کوچیک بگیره هم یه جعبه شیربنی جموجور
واقعا که به اینجورمردا
واااااا خب بگو بهش مردا کلا باید بهشون بگی
من بجات باشم میگم زود بیا برامم سوپ یا حلیم بگیر
خیلی ملایم باهاش صحبت کن
نیازی به تنش نیست. اینجوری بیشتر میره سمت ننش
یعنی برا تو نخریده
خیلی بده اینجوری که☹️
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.