تجربه ترک پستونک شب دوم و سوم


خب شب دوم سخت بود ولی نسبت به شب اول بهتربود شب دوم قبل خواب ده دقیقه گریه های شدید داشت بعدش خوابید دوبارهم شب بیدارشد شیر خورد چون عادت داشت بعد شیر پستونک بخوره گریه میکرد ک. ساکتش میکردم و میخوابوندم ولی بعدش کنارش دراز میکشیدم میزدم پشتش دیگ گریه نیمکرد
خداروشکر شب دوم تموم شد
شب سوم ینی دیشب خیلیییی بهتراز شب دوم بود فقط نق زد یک دقیقه گریه کرد و بعدش سرشو گذاشت رو سینه ام و خوابید برای شیرهم شیرشو میخورد و دوباره میخوابید بدون گریه و بدون نق زدن
سختیش فقط شب اول و دوم بود ک اونم من تاجایی ک تونستم تماس پوستی و نوازش و بوس و بغل و قربون صدقه اش رفتم
خداروشکر مرحله های سختش تموم شد و دخترم خیلی زود با نبود پستونک کنار اومد
خیلیا به من گفتن تا دوسالگی بخوره ولی سن مناسب ترک پستونک۱۲الی ۱۸ماهگیه
پستونک خیلی کمکم کرد تو خوابیدن ساکت کردنش آرامش دادن بهش
بلخره تونستم ازش بگیرم بااصول و مرحله به مرحله که بهش آسیب روحی... نزنه
انشاالله پستونک هم ترک کنه بمرور شیشه هم ترک میدم بالیوان بخوره شیرخشکشو و در آخر ترک شیر خشک😄

تصویر
۷ پاسخ

وای خداییش منم از وقتی پستونک ازش گرفتم راااحت شدم خواب و خوراکش بهتر شده ولی خب سختم هست مثلا الان سه چهار روزه سر دندون اسیاب خیییلی گریه و بی قراری داره اگه هنوز پستونک میخورد باهاش اروم میشد

زوده برا ترک پستونک یاشیر
..نمیدونم چرا سعی میکنید ترکش بدید
.هم باعث میشه راحت بخابن انقد شیز و ممه نخان و هم برا خارش لثه شون خوبه

پسر من خودش ترک کرد ..من هنوزم سعیمو میکنم بخوره و سینه نخاد انقد..ولی دیگه نمیخوره با گریه در میاره از دهنش میندازه دور

مال بچه من فک کنم تو 6 ماهگی گم شد بعد اونم دیگه هیچ پستونکی ک خریدیم نگرفت

فقط پیشی با عینکش😄😄❤️❤️❤️

من از دیشب ترک شیشه شیرو شروع کردم خیلی خیلی اذیت شدیم هر سه تامون خدا امشبو بهیر کنه

من پنج شب ندادم ب دخترم سر شب ششم پدرمو در آورد دوباره دادم خیلی شدید بودددددد،😶‍🌫️

سوال های مرتبط

مامان رز❤🌹 مامان رز❤🌹 ۱ سالگی
تجربه من از شب اول ترک پستونک

من از سه هفته پیش شروع کردم مدت استفاده پستونک رو کم کردم
به جایی رسید ک کلا در طول روز نمیخورد و فقط موقع خواب وقتیم میخوابید تا صبح همش دنبالش بود و دهنش بود
دیروز داخل ماشین بدون پستونک خوابید منم تصمیم گرفتم دیگ موقع خواب هم ندم

شب سختی بود از ساعت یک تا هفت صبح خوابش میومد شدید و نمیخوابید چون بلد نیست بدون پستونک بخوابه تاصبح بازی کردم باهاش پیشم نشست سحری خورد بعدش دیگ موقع خوابش شد گریع میکرد بغلش کردم راه بردمش یکنواخت زدم پشت کمرش سرشو گذاشت رو شونه ام خوابید امیدوارم امشب خیلی سخت نباشه مثل دیشب
از۱۲ماه تا۱۸ماه بهترین زمان ترک پستونک هستش هرچه زودتر بهتر چون توسن ۱۵الی۱۸اوج وابستگی به چیزی هستش و دیگ وابستگیشون عمیق میشه خداروشکر دخترمن وابسته نبود فقط عادت داشت بااون بخوابه که انشاالله دوسه شبه عادت میکنه
و برای فک و دندون هم اسفاده زیادیش مناسب نیست
بعدا هم باید شیر ترک کنن هم پوشک هرچندمدت یکیوبایدترک بدی ک اذیت نشه
مامان ❤️🤩 مامان ❤️🤩 ۲ سالگی
دیشب دومین شبی بود که بچه رو به مدت ۶ ساعت نزاشتم تا صبح شیر بخوره واقعا سخت بود ولی شدنی
قبل خواب ب مدت ۵ دقیقه میزارم شیر بخوره بعد دیگ میزارم تو گهواره خیلی آروم تکون میدم بخوابه سخن خوابش میبره چون از نوزادی اصلا تو گهواره نمیخوابید ( میدونم ک الان یکسری ها میان میگن الان ب گهواره عادتش نده )
ولی ترک گهواره خیلی اسونتر از ترک شیر شب
اول اینکه چون دندون های پسرم داره سیاه میشه دکترش و دکتر دندون پزشکش گفته حتما باید شیر شب و قطع کنی بخاطر همین دیگ باید شروع کنم
و اینکه ترک شیر شب تا قبل ۱۸ ماهگی خیلی بهتره چون بعدا سخت تر میشه اینا تحقیقاتی ک انجام دادم حالا چقدر صحت داره نمیدونم ولی هرجوری باید قطع کنم
پسرم کلا یک بار تو این دوشب واس شیر بیدار شده ک گریه شدید کرده و بلندش کردم چرخوندم تو خونه و بهش گفتم میمی صبح میدم الان باید بخوابی هی چرخوندم و در آخر انداختم تو گهواره ک پیشونیش نوازش کردم و خوابیده تا ۷ صبح هم خیلی هوشیار بودم تا تکون میخورد پیش پیش کردم ک بیدار نشه واس شیر
قبل ساعت ۱۲ شب ک میخوابه هم موز میدم ک سیر بشه
مامان هیما💕 مامان هیما💕 ۲ سالگی
پرسیدین شب چجوری بدون پستونک هیما رو خوابوندم
من ادعا ندارم والا🫠چیزی ک برام جواب بوده و تجربمو میگم بهتون ببینین شاید واسه شماام جواب بده
هشت روز پستونک گرفتنم طول کشید.
روز ۱: پستونک رو یکم فقط سوراخ کردم،موقع خواب میدادم دستش ،گریه کرد نق زد بداخلاقی کرد هی گفت درستش کن ولی صبوری کردم،بردمش بیرون یه تایم طولانی ، شب موقع خواب طبق روال پستونک سالم بهش دادم.
روز ۲: یکم سوراخ بزرگ تر شد ، نق و بهانه گیری خیلی شدید شد،بردمش خانه بازی حسابی خستش کردم ،شب با شیر خوابید بدون پستونک ولی در طول شب هروقت بیدار شد پستونک سالمشو بهش دادم.
روز ۳:کلا سر پستونک رو بریدم،تخم شربتی درست کردم ریختم روش گفتم اه اه شده،خیلی ناراحت شد گریییه،بهش گفتم بنداز سطل آشغال یا بده به جوجو ها محکم میگرفتش میگفت منه! گفتم زنداییم که بچه ۷ساله داره اومد خونمون سرگرم شدن باهم یادش رفت بهانه گیری کنه،بچه زنداییم هی بهش گفت پستونک خیلی زشته اه اه حالم بد شد من نمیخورم از این حرفا ، در طول شب بیدار که شد گذاشتم پنج شیش دیقه گریه کنه بعد بهش دادم،هر بار بیدار میشد میزاشتم یکم گریه کنه بعد پستونک سالمو میدادم بهش
روز ۴: باز پستونک رو خواست و دید روش تخم شربتی ریخته و خرابه،خودش گفت اه اه و انداختش سطل آشغال😁یکم بعد انگار دلش نیومد رفت برداشت دوباره،باز کلی گفتم اه اه شده خراب شده ، بخاطر تخم شربتی ها نمیزاشت تو دهنش اصلا ، شب وقتی گریه میکرد با صدای بلند میگفتم پستونک اه اه شده یادته؟!میخوای بخوریش؟! خودش گفت نه ولی باز گریه کرد ،هرسری میزاشتم روپام ، دیگه نزدیک صبح که خودم پاره بودم پستونک سالم بهش دادم ک بخوابه
ادامه تاپیک بعد
مامان هیما💕 مامان هیما💕 ۲ سالگی
روز ۵: در طول روز اصلا سراغ پستونک رو نمیگرفت،خودم آوردم براش گفتم چیشد پستونکت؟گفت اه اه شده و خودش انداخت سطل آشغال ، به هرکی میرسیدیم میگفتیم ،مثلا مامان بزرگش داییش دوستاش ، به همه جلو خودش میگفتم پستونکش اه اه شده انداختیم بیرون،شب گریه کرد آب دادم بهش باز گریه کرد بغلش کردم رو پا گذاشتم هی گفتم پستونک نیست ولی قیامت کرد و پستونک رو گرفت!
روز ۶:به جای پستونک شبا هروقت بیدار شد یه دندونی دادم دستش،جیغ کشید پرتش کرد! هی بلند بلند گفتم هیما پستونک رو انداختیم دور! یکی دوبار اول قبول کرد خوابید دفه سوم ک از خواب بیدار شد دیگه بهش دادم راحت بخوابه.
روز۷:در طول روز که اصلا نخواست ، خودمم میگفتم میخوای بهت بدم میگفت نه اه اه! شب موقع خوابم که اصلا نمیخواست،در طول شب بیدار ک میشد میگفت آب و با گریه آب میخورد میخوابید و این شروع پیروزی من بود😁
روز ۸:کلا پستونک به فراموشی سپرده شده بود،درطول شب نق نق میکرد،تختش گهواره ایه،تکونش میدادم بلند میگفتم بخواب عزیزم و خودش میخوابید!
امروزم که روز ۹! امیدوارم بیدارشدناش تا صبح کمتر بشه و دیگه بخوابه! 😄
مامان لاوین جون💗 مامان لاوین جون💗 ۱ سالگی
از تجربه ترک پستونک میخوام بگم شاید بدرد یه عده بخوره
دختر من عاشق پستونکش بود و روز به روز وابسته تر میشد یعنی اگه میذاشتم کل شبانه روز دهنش بود حس کردم دیگه وقتشه ترکش بدم خودمم خیلی استرس داشتم اول یه سه چهار روزی دیگه روزا بهش ندادم فقط وقت خواب ظهروشب میدادم و توروز سرگرمش میکردم بعد دوروز خواب ظهرشم قطع کردم تو بغلم میچرخوندمش تا خوابش بگیره بعد برا شب هم پستونک رو قیچی کردم دادم بهش همش نگاش میکرد و گریه میکرد اون شب یه پستونک سالم دادم بهش تا بخوابه ولی دیدم این روش برا دختر من جواب نمیده که سرشو تلخ کنم یا ببرم از شب بعد یعنی ۱۶ماهگیش دیگه کلا نشونش دادم از خواب بیدار میشد اسمشو میبرد میگفت ممه و گریه میکرد منم بغلش میکردم میچرخوندم تا بخوابه یه هفته ای اینطور بود تا کم کم بهترشد واسمشو نمیاورد ولی خب یکمی سخت تر میخوابه قبلا با پستونک راحتتر میخوابید و شباهم کمتر شیرمیخورد الان بیشتر میخوره
هنوزم عکس یا فیلماشو میبینه دهنش بوده اسمشو میاره ولی خب دیگه دوهفتس استفاده نکرده
تازه الان برا ترک شیرش هم برا ۲سالگی استرس دارم اون مسلما سخت تره😁😁