۵ پاسخ

ببین هرچقد کسی دورت باشه باعث میشه به این روند عادت کنی و بعدش فک کنی هیچکاری ازدستت برنمیاد سعی کن قوی باشی روپای خودت وایسی همه ماهم بچه اول داشتیم من مامانم فقط دوروز بیمارستان پیشم بود همین
خونه کارای سبکم میکردم زودسرپاشدم کم کم روحیم خوب شد وابسته به کسی نبودم اینجوری وقتی شوهرتم میادخونه میتونی بچه رو کم کم بهش بسپری تااحساس مسئولیت کنه

بازم خداروشکر کن مامانت پیشت
ماها که تو شهر غریبیم اوضاعمون خییییلی داغونتره هییییچ کمکی نداریم بدون تجربه داریم روزای سختی رو پشت سر میزاریم

واااااااای دقیقااااا
خیلی حس بدیه ..هیچ کس درکت نکنه خودت باشیو خودت ..من احساس میکنم افسردگی گرفتم

🥺من‌ یه غصه دیگه دارم
از الان استرس اینو دارم که مامانم نمیتونه خیلی پیشم بمونه و این رو مدام شوهرم میخواد بکوبه تو سرم
مثلا مامانم همین الان هی میره شمال و هی میاد یه هفته پیشم میمونه، شوهرم اصلا درک نمیکنه

منم یک مامان اولیم و خیلی احساس بدی دارم با اینکه بخاطر داشتن دخترم خدارو هزارتن بار شکر میکنم اما ته دلم غم دارم

سوال های مرتبط