۷ پاسخ

فک میکنم چالشهای ۴ سالگی باشه

منم یدونه ازاینا دارم روانیم کرده

من دلم میخاد از دستش فرار کنم به خدا

وای نگو دلم خونه بقران روانی کامل شدم. دبگه روح روان درستی ندارم

دخترمنم همینه پدرمون درآورده باباش که باشه دیگه بدترپریشب نصف شبی گیر داده بودن می‌خوام برم مدرسه باباش یه کلمه گفت توفعلاکوچیکی اقایه علمشنگه ای راه انداخت که باباچرابه من گفته کوچیکی من بزرگ شدم باید همین الان برم مدرسه

منم همش داد بی داد گریه میکنم از دستش خسته شدم همش میزمش

من که دیگه بخدا دیوانه شدم خیلی منو عزیت میکونه دخترم

سوال های مرتبط