مادر شوهرم دوقلو داشته .میگه یک قل ومن نگه میداشتم یک قل و پدر شوهرم .باوجود پنج بچه قد ونیم قد دیگه میگه دایم شبا کمکم میداد همیشه هم میگفته من بچمو خوابوندم میرم به کارای دیگه برسم....حالا شوهر من ساعت ۹شب به دختران میگه وسایل مامانتو پسرشو بزارین اتاق بخوابن که فردا باید برم سر کار ..ومنی که تا ۱۲یا۱/۵شب بیدارم با پسر دسته گلم،🥺🥺
مامان دلبرم : زمان قدیم بچه شب پانمیشد برا شیر؟مادر بیخوابی نداشت؟مادر لباس شستن نداشت؟اونموقع پوشک هم نبود...بچه تب نداشت؟مریضی نداشت؟این چه حرفیه...رفته رفته بچه ها سوسول باراومدن الان من ۴ ماهه چون یه نوزاد بغل کردم انگشتام بیحس شده شنبه میرم ام آر آی...تو فک کن یه دهه نودی مثل خواهرزاده من که همه کاراشو مامانش انجام میده مادر بشه معلومه براش خیلی سخت میشه...بچه ها رفته رفته تن پرور بار میان
😐خوبه ک ۶دختر من ک واکسن زدع بود دیروز ۲شب ییدار شد تا صب
زمان قدیم اصلا بچه ها انقدر اذیت و دغدغه نداشتن وگرنه عمرا این همه بچه میاوردن🤕😑
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.