۲۳ پاسخ

شیرینی بگیرید و با همسرتون برید خبر خوش رو بهشون بدید
اونام خوشحال میشن

من دوست ندارم بگم.ارامشمو بهم میریزن 🤟

منم روم نشد همسرم خودش به خانوادش گفت

داخل یه جعبه لباس یا کفش نوزاد بزار بهشون بده ،دیگه خودشون میفهمن😂😂

من کسی که نمیدونه حاج حافظ شیرازی به همه گفتم درروز میشینم فکر میکنم به کی نگفتم زنگ میزنم به اونم میگم قطع میکنم 😁😁😅😅

منم نگفتم، نمیدونم چرا خیلی هم دلم نمیخواد به کسی بگم

من ۶ هفته و نیم ضربان قلبش ک شنیدیم گفتم ب خانواده شوهرم
ولی بارداری اولم همون موقع ک جواب ازمایش بتا اومد همسرم بشون گف
ولی طبق معمول مادر من از اول ماجرا در جریانه🤣
ولی ب فامیلا همسرم نگفتیم تا همین ی هفته پیش
با اینکه خاله ها و مامان بزرگ من از اول میدونستن😅
ولی عمه هام هنو نمیدونن..جون ستمن بشون نگفتمه

من ۱۲ هفته بودم

منم خونه مامانم اینا شیرینی بردم و گفتم همون اول اما خانواده شوهرم نگفتم خواستم قلبش تشکیل بشه بگم ولی اصلا دلم نمیخادددد بگم خجالتم میکشم کمی

من که هنوز نگفتم تا بعد آنومالی

من که شوهرم سریع زنگ زد به مامانش گفت، به دیقه نکشید خانواده شوهرم یکی یکی زنگ زدن تبریک گفتن، فرداشم کل روستاشونو پر کرد😂

من ۷ روز عقب انداختم بی بی زدم که مثبت شد بعد مادرشوهرم در کوچه بود از پنجره کلمه کردم بیرون داد زدم مامان حاملم یعنی کل کوچه فهمیدن از بزرگ به کوچیک نمی دونم چرا اینکارو کردم میگن آدم رو سگ بگیره جو نگیره منو میگه هااا

ما بعد3ماه گفتیم یه قوطی شیرینی گرفتیم رفتیم پیششون

من برگه سونو رو کادو کردم روز مادر دادم بهش ، فکش افتاد ، کلی ذوق زده شد و گریه کرد 😀

من به بچه های خواهر شوهرم گفتم زندایی تو دلش نی نی داره اونام ذوق زده به همه گفتن😅

😁😂من زنگ زدم مادر شوهرم گفتم
مامان مژدگونی میخام
تا ی چی بت بگم
بعد بش گفتم
شوهرمم زنگ زد خواهراش

ی جعبه بگیر توش لباس یا پستونک بزار بده بهشون خودشون میفهمن 😂😂

به ابجیم گفتم بعدا همه بهم زنگ میزدن تبریک میگفتن🤣🤣🤣 وای

من به خانواده خودمو شوهرم گفتم بقیم دوهفته دیگه پست میزارم

چ دلی دارین ۱۵ هفتته نگفتی والا من بیبی چکم مثبت شد شوهرم زنگ‌زد گفت😂😂😐

تازه فهمیدی عجب دل داری

رو نشدن داره؟😐
چ چیزا😂

بگو همسرت بگه

سوال های مرتبط

مامان mmm مامان mmm هفته سی‌وچهارم بارداری