۱۶ پاسخ

چ خوب گفتیااا

خداروشکر ک از این آدما اطرافت نیس عزیزم ولی نمیتونی بگی کلا وجود ندارن.
دختر من حساسیت ب پروتئین گاوی داره و فقط مادری ک بچش درگیره منو درک می‌کنه خدا می‌دونه چه بلا ها ک سرم آوردن نمی‌گم از دشمنی ولی واقعا از سر نفهمی اذیتم کردن . مادرشوهرم می‌گفت بچه رو بده بیاره خونمون دور از چشم من ماست میداد بهش پنج روز درگیر اسهال و جوش بدن بچه میشدم مریض بود دعوتم کرد گفت مادرجون انگار حالت خوب نیست گفت خوبم بچمو بوسید بعد داروهاشو دیدم گفتم برا چیه گفت یکم حالت تهوع و دل‌پیچه دارم خدا شاهده پنج روز بچم بستری شد منو شوهرم خون گریه میکردیم از بس حالش بد بود رگ نداشت دیگه یک کیلو کم کرد تا خوب شد .می‌دونه با آلرژی درگیره بچه همش ب من میگه این حرفا الکیه بچه باید همه چی بخوره دور از چشمم نون خامه ایی داده بود بچه شش ماهه فکر می‌کنه من نمی‌فهمم و ادایی هستم اگه بخوام برات بنویسم طومار میشه . ی لحظه همه بدی هاش و اون گریه هام مرور شد تو ذهنم با تاپیکت خداروشکر ک تو این شرایط نیستی ولی نمیتونی بی رحمی نسبت ب خانواده شوهر . خواهر شوهرم خیلی رعایت می‌کنه حتی صورتشو نمیبوسه موهاشو میبوسه میگه بچه همیشه صورتش پر از جوشه ولی نگم از نادونی مادرش

ن اصلا من همچین کاریو نمیکنم / ولی حرفت درسته منم بارهاشده بقیه مریض باشن بچمو بوسیدن و مریض کردن و میگم نبوسین مریضین بر میخوره بهشون

نه من دلم با بچه ها ی جور دیگست حتی بچه دشمنم باشه🙂با خود دشمنمم کار ندارم خدا بالاسره ....چه برسه ب بچه بیگناه

من با خود طرفیم که مشکل دارم عمرا این کارو کنم چه برسه به بچه بیگناه
انسانیتم کجا رفتم، گرگ نشدم که
هنوز آدمم
عمرا این کارو کنم
حتی برا کسی که باهاش مشکل دارمم بد نمیخوام، حالا منو اون اختلاف نظر ، عقیده یا هرچیز دیگه ای داریم قرار نیست چون مخالف منه زندگیش کن فیکون بشه که

اونا بوسشونو میکنن بچه مریض شه مادربزرگ نمیاد تا صبح بالاسرش بیدار بمونه که
شما با ادمای فاقد شعور معاشرت نکردی لطفا بقیه رو قضاوت نکن👌🏻

شاید این کارها و از رو نادونی یا نفهمیشون انجام بدن نه از روی دشمنی. بعضی خیلی چیزها و تشخیص نمیدن

چقد خرین اونا😐البته ببخشیدا

منم با خواهرشوهرام حرفم شده ولی بچه هاشو واقعا ازته قلب دوست دارم

اخه اون طفل پاکه. مگ میشه؟؟؟ فک نمیکنم

ن چون بچه ها پاکن بیگناه و بی‌پناهن،معصومن.
پس شرف و انسانیت چی ؟استغفرالله

همه حرفاتون صحیح
ولی باور کنید بعضی خانواده شوهر دوست ندارن
میخاین باور کنید میخاید نه
پسر منو چشمشون برنمیداره اصلا .وقتی یه چیز جدید میخرم براش حرصی میشن
بعضیا هم واقعا دوست دارن نوه ها شونو

من حتی با بچه دشمنمم این کارو نمیکنم ولی شاید اونا از قصد نکرده باشن گلم
من خودم بارها مریض بودم ندونسته بچه هامو بوسیدم بعدش فهميدم چه غلطی کردم

نه اصلا تا حالا نشده

به هیچ وجه
پسر برادر شوهرم اکثر اسباب بازی های پسرمو خراب کرده 9سالشه
چند وقت پیش خونشون بودیم کارت بازی هاش دست سپنتا بود میخواست خرابشون کنه ازش گرفتم با یه چیز دیگه سر گرمش کردم در صورتی که میتونستم بزارم پسرم برا تلافی خرابشون کنه

خدا جوابشونو بده

سوال های مرتبط

مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه مدیریت احساس خشم
باور های غلط بنیادین:
هر بچه ای یه سری مسائل رو داره شما مسائل کامل اون بچه رو نمیبینید اون هم یک انسانه
ما باید روی مسائل بچه خودمون تمرکز کنیم که حلش کنیم و نمیشه بگی بچه کلا نباید مشکل داشته باشه چنین چیزی نیست
یا میگید من دیگه فرصت ها را از دست دادم مثلا میگه بچم اون موقع که کوچیک بوده کاری نکردم براش پس دیگه نمیشه کاری کرد و این اشتباهه
و یک لیست طولانی که نیاز به تمرین و تکرار داره
وقتی این لیست رو میزارید جلوتون می‌بینید خیلی چیزها هست که الکی اعصاب خودمون رو براش خورد کردیم و خیلی راحت‌تر میتونیم با قضیه برخورد کنیم
مثلا یه بچه دوساله که هی ظرف آب رو میریزه مامانش میگه که این از قصد داره اینکار رو انجام میده لج من رو در بیاره در صورتی که این بچه داره کاوش میکنه داره آزمایش میکنه آب رو بریزه پایین میره یا بالا(😅😁)
اینجوری وقتی فکر کنه میره به بچش میگه مامان میدونم میخوای بازی کنی با آب میدونم میخوای ببینی آب کدوم طرفی میره حالا آب رو بریز تو این ظرف مثلا یا تو حیاط یا جایی ببریدش
اینطوری نه اعصاب خودش رو خورد میکنه نه بچه رو نه به دعوایی منجر میشه
عدم توجه به علت های جسمی و اتفاقات گذشته
جسمی
اتفاقات گذشته
خواب
غذا
تفریح
بازی کودک
محیط آموزشی نامناسب
تلویزیون و موبایل زیاد
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه تاپیک مدیریت احساس خشم
خب حالا ما میایم محرک هارو پیدا می‌کنیم محرک ها برای اینه که نداریم بچه عصبانی بشه نه اینکه به بچم همش بگم باشه هرچی تو بگی و همه چیز رو بهش بدم که عصبانی نشه نه
محرک ها مثل همین ها که گفته شد
ما به محرک ها توجه میکنیم و توجه نمی‌کنیم
حالا به محرک ها توجه نمی‌کنیم مثلا یک نفر هست خیلی من رو ناراحت میکنه میتونیم کمتر ببینیمش یا اینکه اگر دیدیمش خودمون رو با یه چیزی سرگرم کنیم و اگر چیزی هم گفت میریم سراغ بحث تعبیر و تفسیر که گفته شد بهتون
برای اینکه اون خشم سنگینه نیاد
باورهای غلط بنیادین :
این باور های غلط هست که صبح تا شب داره مارو عصبانی میکنه
(جهان طبق انتظار من باشد )بچه من نباید اصلا کار بدی انجام بده
چنین چیزی در جهان وجود نداره که همه چیز طبق خواسته ما پیش برود و همه چیز قابل پیش بینی باشد و فقط خوبی اتفاق بیافتد جهان به این شکل نیست
من اگر مامان خوبی بودم بچم الان فحش نمی‌داد
یا اگر مامان خوبی بودم بچم راحت‌تر ازم جدا میشد
اگر فلان مشکل رو داره ممکنه مثل عموش بشه
بچه یه سری جاها تحرک زیاد داره ولی بجاش همون اول میگن این مشکل رو داره پس مثل اون میشه بعد حالتون بد میشه میگید حالا من چیکار کنم بعد از استرس زیاد رفتارتون کلا با بچه اشتباه میشه
دیگران نگاهم میکنن حتما بچه آن ها خوب هست و بچه من بد
مثلا بچه شما گریه می‌کند
هر بچه ای یه سری مسائل رو داره و شما مسائل کامل اون بچه رو نمیبینید
اون هم یک انسانه و ما باید روی مسائل بچه خودمون تمرکز کنیم که حلش کنیم و نمیشه بگی بچه کلا نباید مشکل داشته باشه چنین چیزی نیست