همه گفتن کمک کن چون مادره خدایی اینا نسبت به مادر شوهر هم همین رفتار رو دارن؟؟؟
کمتر برو میری هم زود برگرد میدونم آدم از مادر ش توقع هایی داره ها اما خب این بنده خدا این مدلی هست دیگه کمتر که بری خب نه کاری میتونی بکنی نه فرصت شیطنت بچه پس به مشکل نمیخوری
من اگ غذا بخورم حتما حتما همه ظرفای داخل سینکم میشورمم
حتما اگ دخترم خرابکاری کرده باشه جارو برقی میکشم
گازشو حتما تمیز میکنم
خودم دلم میخواد اینکارو کنم
وا خب بگو یا بچه رو سرگرم کن من برات کار کنم یا پاشو خودت کارت رو بکن و منم حواسم به بچم باشه و خرابکاری نکنه . تو که نمیتونی هم براش کار کنی هم مواظب بچه کوچیک باشی همزمان
نه مامان من میگه بچتو نگه دار اذیتش نکن میای خونه ما استراحت کن فقط اماخودم وقتی میخام برگردم یه جارو میزنم
الهی ، به خاطر سنشون، واقعا با بچه جایی رفتن خیلی سخته ، البته من خونه بابام دخترم کاملا ازاده تازه من به دنیز تذکر بدم همه شون دعوام میکنن
مادره مگه چی میشه این کارا رو براشون بکنیم من خودم هم کارای خودم و میکنم هم مامانم از غذا و ظرف و جارو و گردگیری و همه و همه کار بچم یه چی بریزه حتما قبل رفتنم جمع میکنم بعضی وقتا سر بچم با هم بحثم میکنیم اون میگه دعوا نکن منم گاهی کار اشتباه بکنه نمیتونم خودم و کنترل کنم دعوا میکنم با هم بحث میکنیم میگم دیگه نمیام ولی چه کنم که نمیتونم طاقت بیارم حتما باید هر روز برم مامانمم مریضه دلم نمیاد که نرم خونش
مث مامان منه امشب یه چن دیقع رفتیم خونشون مهمون اومده براش نشسته اونجا ب من میگ چایی دمه میوه هم تازه هست 😑
انگار من کلفتشم
من اوردم ولی به احترام مادری
به نظرم مادرتون توقع غیر منطقی دارن
یا باید خودشون کارهاشون رو انجام بدن
یا با دختر شما رفتار درستی داشته باشند
اولویتتون دخترتون باشه 🤍
طبیعیه بابا مادر منم همینه ولی مامان من اصلا با پسرم کاری نداره برعکس خودم دوس ندارم اونجا خیلی خرابکاری کنه چون پسرم اونجا ب شدت آزاده بخاطر اینکه مامانم چیزی بهش نمیگه ولی توقعش از من زیاده مثلا مهمون داشته باشه باید من از صبح تا شب اونجا باشم هر کارشونو انجام بدم اگنباشم یا دیز برم هر حرفی بارم میکنن یا قیافه میگیرن 🫠🫠الان ک ی مدتها اصلا نمیرم خونشون
ببین من میزم از خدامه ک کمکش کنم و همه کاراش میکنم البته اگه اجازه بده دوس نداره خب بنده خدا خودش کاراش میکنه حتی روزی بدونه صب میخام برم زودتر پامیشه حتی جارو هم میزنه اما آدم دوس داره کاری کنه برا مادرش ولی اگر کاری باشه ظرفی چیزی بخام بشورم از خودم بیشتر مراقبه بچه هس اگه کاری هم کنه دیان من چیزی بگم مامانم منو دعوا میکنه میگه بچه هس چیزی نگو متاسفانه زیادی نوه دوستن
من هروق میرم خونه مامانم نهایتش ی ظرفی بشورم اونم تا بخام بشورم مامانم شسته تا چن روز اول واقعا هیچ کاری انجام نمیدم چن خونه خدم همیشه کار دارم خسته ام ذیگه بعدش مثلا یا غذا ذرس میکنم یا جاروبرقی اونم بچم میدم مامانم ببره بیرون من کاراش انجام بدم
من خیلی مادرم دوست دارم اون خیلی من دوست دارم حاضرم جونم بدم به مادرم ولی مادرم مریضه همش دردداره وقتی میرم اونجااعصابم خوردمیشه گریه میکنم طفلکی همه جاش دردمیکنه بمیرم من برات مادرعزیزمهربانم
برا منم چیزی نمیگه خوب ولی من میبینم اصلا نمیشه نمیرم خونش!
به جاش هر روز میاد خونه ما!
اینجوری خیالم راحته که هم یه لقمه غذا خورده گشنه نیس هم دخترم اذیت نمیشه! البته دخترم اذیت میشه ها! کلا من بخام با کسی صحبک کنم دخترم اذیت میشه! ولی دیگه چاره چیه! من مامانم یکم کهولت سنی داره! مشکل مالی نداره ولی من نگران خورد و خوراکشم! واسه همین تقریبا هر روز باهاش برنامه میکنم که فرداش بیاد. الکی هم میگم من نمیتونم با بچه بیا کمکم ولی خدا شاهده خودش دست کم از یه بچهنداره!
عیب نداره مادرته دیگه منم میرم خونه مامانم دوست دارم کار کنم
خدا سایه پدر و مادرامون رو از سرمون کم نکنه ب دل نگیر کاراشونو
خدا همه مامانارو نگه داره
هزارتا خوبی هم دارن
نکن منم قبلا میکردم بجای احترام یجوری بود انگار ک میخاستی نکنی و کارخاسی نکردی
کلا ادم تنبلیه خودش
مگه با مادرتون زندگی میکنید
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.