مامانا تورو خدا بیایین راهنمایی کنین،بچه من هر جا میریم یه چیزی از بقیه رو میبینه و میگه مال منه و قشقرقی به پا میکنه که حتما باید اونو بیاریم خونه براش، تا ماه پیش مثلا اسباب بازیا بچه اجیارو میگفت و میاوردیم یه روز دو روز دستش بود بعد خودش میگفت ببر بده ،خداشاهده اتاقشو عکس بدم هزارتا اسباب بازی داره بعد مثلا میره سر مدادی بچه اجیمو برمیداره زور میشه بیاره خونه ، حالا تازگی دیگه رفته سر چیزا بزرگتر ،اگه نیاریم چندین ساعت جورررری گریه زاری میکنه که میخاد از حال بره بابد بریم بیاریم براش ،پریشب خونه مامانم اجیم اماده شد برن خونشون یه دفعه کیف اجیمو گفت مال منه هر چی باهاش حرف زدم اصلا تو کتش نمیره فقط میگفت این مال منه ،کیف اجبمو قایم کرد اجیم یواشکی برداشت و رفت خونشون ،وقتی خواستیم بریم سریع رفت برشداره دید نیست اینقدر گریه کرد رفتیم خونه از ۹شب تا ۱۱گریه کرد گریه نه ها گررررریع بدجور ، دیگه رفتیم خونه اجیم کیفشو گرفتیم اوردیم یکم بازی کرد و امروز میگه برین بهش بدین، دیشب دسته کلید خالمو دید از نگاهش فهمیدم میخاد چیکار کنه سریع سرشو گرم کردم کلید خالمو دادم رفت و بچه ها بازی کردن یادش رفت الان با گریه بیدار شده میگه کلید خاله میخام کو بریم خونه مامانجون کلید میخام ،حس چیکارش کنم طبیعی نیست رفتاراش😭 داره بد تربیت میشه ، جوری هم پیش میبره نمیشه بی تفاوت باشیم به گریه هاش یا جور دبگه سرگرمش کنیم یادش بره

۷ پاسخ

وااا
وسیله بچه های مردم رو میوردین که بچتون گریه نکنه ؟؟؟
اونا بچه نبودن؟😐
نکنید عزیزم
باید متوجهش کنید که جایی میرید چیزی مال خودش نیست نباید برداره

درسته میگه گریه کرده بدجور دوساعت ولی اگه سه ساعتم گریه میکرد نباید میرفتی میگرفتی بهش میدادی الان دیگه یاد گرفته که هرچی گریه کنم واسم میارن خیلی سخته ها ولی چنددفعه نباید اصلا محلش بدی حالا چیزایی که به در نمیخوره طوری نیس ولی چیزی که طرف لازمش داره و واجبه هرچی ام گریه کررد بگو نمیشه بیاریم واسه فلان کار خاله لازم داره

سلام مامان جان
ببین از اول نباید میاوردین و باهاش صحبت میکردین اگه از همون اول هم تو کتش نمیرفت نسبت به گرهاش بی تفاوت باشین
چون اینقدر با گریه به خواسته هاش رسیده اینکارو میکنه توخونه هم اگه چیزی با گریه خواست بهش بگو هر وقت گریه ات تموم شد بیا بگو چی میخوای و حرف بزن با گریه من متوجه حرفات نمیشم اگه دیدی ساکت نمیشی واسه اینکه حواسشو پرت کنی وساکت بشه با عروسکی چیزی که واسش جذابه حرف بزن الکی اسم اون عردسکو صدا بزن بگو بیا باهم فلان بازی رو بکنیم یا بگو بیا با هم فلان خوراکی رو بخوریم (سعی کن خوراکی باشه که دخترت دوست داره)یا بگو بیا بریم حموم اب بازی اسم دخترتو بگو که نمیبریمش تحریکش کن که حواسش از خواسته و گریه اش قطع بشه
تو مهمونی ها هم همینطور فقط با پرت کردن حواس سعی کن گریه اشو قطع کنی
بخاطر گریه اش کوتاه نیا و نرو خونه کسی وسیله رو بگیر

الان عادتش بده که نیاره خوب نیست اینم ی ساعت گریه کنه بعد عادی میشه عزیزم

خب عزیزم از اول بد عادتش دادی یعنی اینکه آنقدر گریه می‌کنه می‌دونه آخرش نیری براش میاری بیخیال باشین برای گریه. هاش دیگه می‌فهمه که این کار درستی نیس

چون از اول می‌برده خونه بدعادت شده باید مدتی تحمل کنین تا یاد بگیره من حتی وقته صاحب وسیله میگه ببرید با خودتون چشم و ابرو میام براش ک نگو بعد با پسرم حرف میزنم ک مثلا مال ما نیست نمیتونیم ببریم فقط وقتی اومدیم اینجا میتونیم باهاش بازی کنیم بعد یه جایگزین دیگه میدم ی چیزی یا کاری ک دوست داره

از همون اول نباید میاوردین هرچیزی که میگفت
ی جایگزین بده مثلا کیف رو خواست کیف خودش رو بده بگو اون رو نمیشه اجازه نمیده خاله ولی این واسه ی توا میتونی بازی کنی

سوال های مرتبط

مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.