۶ پاسخ

من دیروز تاپیکم همین بود...دعوایی باهاش کردم که آخرش اومدگفت گوه خوردم...بهش گفتم برو یه زن دیگه بگیروبرو ور دل پدرمادرت فقط دست ازسرمنوبچم بردار

دقیقاااا شوهر منم همینه

منم با کمال پر رویی میرم ور دل اونا 😂
هر وقت شوهرم میخواد بره منم میرم
ببین مادرشوهر من زبونش مار کبراست
یه چی بگه یا جواب میدم یا به یه ورم میگیرم
میدونه از رو نمیرم اون از رو رفته😂

هیچ کاری نمیشه بکنی
هر روشی بری
قهر کنی و تهدید کنی باز کار خودش انجام میده
مگه ی کم تحمل کنی صبرت بالا ببری و خودت عوض کنی و توام مدام باهاش بری اونجا بچه ات بندازی گردن اونا
کلا بی اهمیت شو به بچه و زندگی
ما تو دورو بر داریم
یکی سخت گرفت مدام قهر و ...شوهر گفت من خانواده ام اولویت نمیتونی برو خونه بابات و اونم با بچها ساخت بنده خدا و کلا قید شوهر و کاراش زد و گفت فک میکنم شوهرم مرده دیگه بیرون و تفریح و مسافرت و ...قیدش زد کلااااا
یکی دیگه با سیاست تر پا به پای شوهر رفت پیش خانواده شوهر مدام با زبون اونا رو خر کرد کلا اهمیت نداد به تمیزی خونه و بچه داری
اصلاااا اهمیت نمیده ولی همیشه میگه اینجوری باز هواسم به شوهرم هست و میدونم چیکار میکنه و کارای خونم فقط مال من نیست مال شوهر هست
خونه مادرشوهر میره فقط درحد ی ظرف شستن اصلا کار نمیکنه میگه دیسک کمر دارم کار دکتر ممنوع کرده الکی میگه کار مدام بشینه
حالا تصمیم با خودته کدوم روش میخوای

بهتر نمیشن هیچ بدترم میشن خاهر

هیچ کار
دیروز من و همسرم رفته بودیم بهشت زهرا
خاهرش زنگ زده بیا فرش های بابا رو بشوریم ۴ تا فرشه
منم دیروز کار خونه داشتم ب خاهرش نتونست بگ ن
اون وقت من ک کلی کار دارم ب من گف بزار هفته دیگ

سوال های مرتبط