۱۲ پاسخ

منم بلد نیستم🫠🥴

پسر منم همینه یکیو میخواد۲۴ساعت بازی کنه منم چندقته حس میکنم اعصابم خیلی ضعیف شده همشم خودمون دوتاییم از صبح تاشب پارکینگ درست میکنیم نقاشی میکشیم باآهنگ میرقصیم پازل بازی و ماشین بازی دوچرخه سواری میکنه

والا من دیگه نفس کم میارم توپ بازی ماشین بازی بتونم میبرم خانه بازی
فروشگاه بازی قایم موشک

خیلی حال می‌خواد بازی هیجانی دیانا همش در حال بازی هیجانیه منم خسته شدم دیگه
تفنگ میزنه باید غش کنم توپ بازی کنیم و و و😭😂همینطوری آروم نگهش دار

با هم دیگه بازی میکنن دعوا میکنن مو میکشن در کل در گیر هم هستن

اینم وضع هر روز ما

تصویر

ما هم داریم لگو بازی میکنیم
خاله بازی
نقاشی
پسر من آرومه ،بازیاش بی سر و صداس

همش دلش بازی هیجانی میخواد دنبالش کنی و تفنگ بازی کنی دزدا رو بکشیم بیست دقیقه بازی میکنم خسته میشم 🤣
یکم گوشی یکم تلویزیون خونه رو میریزه به هم

بچه من از اول با خودش بازی نمیکرد دهن مارو صاف کرده🤣🤣

بچه های من باهم بازی میکنن و راحتم بعضی وقتام میشنن پای تلویزیون و کلا کاریم ندارن زیاد

والا من ک روانی شدم از ماشین بازی و تفنگ بازی
توخونه هم دوچرخه سواری میکنه حیاط نداریم
یا گوشیو میگیره بازی میکنه ک اونم سعی میکنم زیاد بش ندم ولی خب خیلی تو خونه اذیته همش خونه ایم شاید هفته ای دوبار دربیایم از خونه اونم عصر تاشب
من خسته شدم چ برسه بچه
همش گریه و جیغ و داد مغزم نمیکشه

گناه دارن بچه هامون🥲❤️
ماهور هم همش میگه بیا بازییی حوصلم نمیکشه بچم از خونه هم بیرون نمیبرمش

سوال های مرتبط

مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
خانما میشه خواهش کنم راهنماییم کنید .الان وقت کردم بنویسم پسرم اصلا اصلا از من جدا نمیشه فقط از من بازی میخاد توروخدا نیاید بنویسید خب بچته پیش تو نره پیش کی بره از صبح که چشم باز میکنه میگه بیا تفنگ بازی بیا توپ بازی بیا این بازی بیا اون بازی هر چقدر هم باهاش بازی کنه بازم میخاد یعنی ازت میخاد که تو باهاش بازی کنی اصلا تنهایی بازی نمیکنه تنهایی تو اتاق نمیره فقط چسبیده به من خیلی کلافه میشم ولی موضوع این نیست من همش نگرانم در آینده از این بچه ها بشه که هیچ کاری ازشون برنمیاد فقط محتاج پدرومادر هستن واس هر کاری هر چقدرم بهش توضیح بدم که الان کار دارم اصلا انگار نه انگار مثلا امشب پسر کوچیکم داشت زار میزد از دل‌درد خودم داشتم دیونه میشدم اونم چسبیده بود بهم که بیا توپ بازی کنیم هی بهش میگفتم ببین داداش بغلمه اصلا انگار نه انگار ولی به اون ربطی نداره اونم که خاب باشه باز دست از سر من برنمیداره اصلا از خدامه بره تو اتاقا خرابکاری کنه کشو بریزه بیرون بپاشه ولی اگه من برم تو اتاق دنبال من میاد با منم برمیگرده واااااااااااااااااااااای خستم سرم رو محکم با روسری بستم