من بيمارستان هستم ساعت ۱۱وربع زایمان کردم اپیدورال و ماما همراهم داشتم بيمارستان موسی بن جعفرساعت ۵بستری شدم درد خیلی کم داشتم انقباض هر ۱۰یا۱۵دقیقه ۲سانت بودم گفتن زایمان نمیکنی با دردات بعد دوباره منو معاینه کرد ۲سانت و ۴۰یا۵۰ بود گفت دهانه رحمت نرم شده زنگ زد دکترم بعد دکتر گفت کیسه ابو بزن ساعت ۸کیسه ابو زد و دردای من ب شدت شروع شد جوری ک نفسم می‌برید ساعت ۹ونیم گفتن ۳رو ب ۴ شدی زنگ زدن ماما همراه و دکتر آمپول بی دردی آمدن آمپول زدن و ماما همراهم منو ماساژ میداد خیلی ساعت ۱۰ معاینه کرد گفت ۷سانت شدی ۱ساعت دیگه زایمانته زنگ زدن دکتر و ساعت ۱۰و نیم دوباره معاینه کرد گفت فول شدی زور بزن تا ۱۱زور زدم سر بچه آمد موهاشو دیدن بردنم رو تخت زایمان چنتا زور زدم تا ۱۱وربع بچه آمد بعدش سرفه کردم جفت آمد و بعد بخیه زد و فشاد دادن شکمم رو ولی بخیه زیاد خوردم مقعدم خیلی خورد و الان ب شدت و فجیح اذیتم و گریم میگیره و ۱دور هم بندناف دور گردن بچم بود خداروشکر ک صحیح و سلامت آمد بغلم ولی واقعا پاره شدم و ب شدت درد دارم قرص و شیاف هم دادن بازم درد دارم بچم هم ۲۷۰۰بودولی خیلی بخیه خوردم

۳۰ پاسخ

بیمارستان موسی بن جعفر دولتی یا خصوصی
اسم دکترت چی بود
ماما همراه هزینش چقدر شده
امپول اپیدورال چند شد
هزینه کل زایمانت چقدر شد
کمکم کنین دکتر خودم فقط سزارین اونم بیمارستان خصوصی انجام میده من طبیعی می خوام دنبال یه دکتر خوب تو بیمارستان دولتی هستم

مبارک باشه عزیزم.بخودت برس .تند تند شیرش بده .سینه آت رو زود عوض نکن هر سینه حداقل پنجاه دقیقه باید بخوره.من بهداشت گفت سینه ات رو زود عوض می کنی چربی شیر رو نمی خوره،وزن نگرفته.اگر خواستی شیر خشک هم بدی من آپتامیل گرفتم اول سینه می دم می خوره تخلیه شد بعد شیر خشک می دم خدا رو شکر که سینه رو پس نزده تا الان و هر دو رو می خوره

ای خدااا الهی قدمش خیر باشه گلم چقد نینی وزنش کم بوده مال من الان ۲۸۰۰ توی ۳۶ هفته
چقد کم بوده

مبارکه عزیزم راحت شدی خداحفظش کنه ما رو هم دعا کن بخیر بگذره 🥹
مادرشدن سختی خیلی داره

اپیدورال برات تاثیر داشت؟هزینه ش چقد بود؟

سلام عزیزم خدا کنه الان بهتر باشی بازم خداروشکر بخیر زایمان کردی بخیر گذشت اپیدورال چجوری بود خوب بود درد کم کرد
چون منم قرارع اپیدورال بزنم زایمانم طبیعی هست

دکترت ساعدی بود؟

🥲💔 ای وای

مبارکت باشه عزیزم

درکت میکنم منم همیند دردا رو چند روز قبل تچربه کردم تازه من زایمان سومم بود تجربه هم داشتم

مبارک باشه عزیزم به سلامتی زود خوب میشی
بااین که بچه ریز بوده ولی قشنگ جر دادنت ها انگار حوصله نداشتن یکم به خودشون زحمت بدن
ماما همراهت کمک نمیکرد؟

اول اینکه مبارکت باشه تن خودتو وبچه ات همیشه سالم باشه
اما ب شدت طبیعی افتضاحه.خداروشکر ب خیرگذشته
منکه تحت هیچ شرایطی توانشوندارم🥺🥺🥺🥺🥺🥺

مبارک باشه، قدمش خیر باشه
برا منم تا مقعد پاره شد و بخیه خوردم، دکترم گفت شیاف استفاده نکن بخاطر بخیه و سرم شستشو داد ک هربار رفتم دستشویی بعد آب کشی بااون شستشو بدم و هردفعه ام سشوار میکشیدم ک شکرخدا عفونت نکردم و سه هفته کشید تا بخیه ها افتادن

قدمش مبارک باشه ، با اپیدورال راحت زور میزدی؟ درد هم داشتی؟

ای وای 🥲 خسته نباشی ، قدم نو رسیده هم مبارک ، بع زودی بهتر میشی نگران نباش

دکترتون کی بود

مگه برشتو کج نزده ؟؟ چون ب طرف مقعد زده درد داری

دقیقا زایمان‌اول منم همینطورشدموسی بن جعفربودم خداازشون نگذره خیلی فشرده بودبخیه زیادخوردم تازه سربچه بدکشیدن اصلاراصی نبودم انگارسگ دنبالون کرده بودتودوساعت منوجردادن انقدکه آمپول فشارومعاینه هی گفتن زوربزن

بیمارستان موسی بن جعفر بیمارستان خوبیه؟؟؟

قدمش خیر و پر برکت باشه

عزیزم سانسور شده میزاشتی الان اونایی که زایمان اولشونه اینو بخونن میترسن

مبارک باشه عزیزم ان شالله قدمش برای همه خیر باشه ‌.اشکال نداره یه چند روزی درد داشتن طبیعیه ولی زود خوب میشی .سعی کن روش نشینی و مرتب با اب و بتادین بشوری و خشک نگه داری که زودتر خوب بشه ‌.

عزیزم دکترت برات اسپری و پماد نداد ؟

الهی بگردم🥲🥲🥲🥲🥹🥹🥹🥹♥️♥️♥️♥️خداروشکر که صحیح و سالم بغلته

بسلامتی عزیزم قدمش مبارک باشه. بخیه هات دردشون دوسه روزه کمتر میشه شیاف استفاده کن انشالله هرچه سریعتر سرپا میشی

مبارکه عزیزم
با اپیدورال هم درد حس کردی مگه؟

استرس زایمانم بیشتر شد

مگه مقعد هم بخیه میخوره؟مگه جوری برش نمیدن که مقعد پاره نشه؟

اگه باز برگردی به عقب طبیعی رو انتخاب میکنی؟

اخی الهی خدا بهت قوت بده عزیزم مبارک باشه نامدار باشه

خدا لعنتشون کنه وقتی یکی یتونه و امادگی نداره چرا باید طبیعی زایمان کنه فکرشم حالمو بد میکنه

سوال های مرتبط

مامان فسقلی مامان فسقلی ۱۶ ماهگی
دیگه شروع کردم و تا ساعت یک ربع ب پنج ک. نیم ساعت یکسره ورزش کردم و دیدم درد داره میگیره ب ماما گفتم گفت ن هنوز کمه دیگه درد فقط سمت راست پایین تیر می‌کشید و من ب هر بدبختی تا ساعت ۵ ورزش کردم وحس میکردم رو مقعدم فشاره دوباره ماما گفت بیا بخواب برا ضربات قلب و معاینه و چون درد داشتم دوباره اپیدورال و شارژ میکردن برام و آروم تر شدم که ماما معاینه کرد و یکدفعه گفت فول شدی و سر بچه اومده پایین قشنگ یکم زور بزن که زور زدم گفت سر بچه دیده میشه منم اصلا درد نداشتم اومد کیسه آب و زد و سوند وصل کرد ک من اپیدورال داشتم اصلا حس نکردم مثانه رو خالی کرد و می‌گفت قشنگ زور بزن تا بچه بیاد پایین تر بریم رو تخت زایمان منم جوری ک میگفت همکاری‌میکردم و نیگفت خیلی عالیه با دکتر هماهنگ کردن و بعد چند تا زور گفت نزن بریم رو تخت زایمان

من و با ویلچر بردن چون پاهام بی حس بود تقریبا رو تخت زایمان هم تا دکتر بیاد با پرستارا و ماما حرف میزدیم انگار نه انگار ماشالله ماما هم گفت زور بزن بعد قیچی برداشت فکر کردم داره پاره میکنه گفتم چی‌کار میکنی الکی‌برش نزنی گفت ن یکم از‌موها بچه رو زد گداشت رو لباسم ک‌ببینم 😂 خیلی بانمک بود دیگه دکتر ۶ اومد و گفت همه چی عالیه و و شروع کن زور زدن منم چند تا زدم و پرستار چند بار محکم شکممو فشار داد منم زور. زدم سر بچه اومد بقیه بچه سر خورد اومد بیرون و گذاشتن رو سینم و دیدم یک زور دیگه زدم و جفت هم اومد و دکتر بخیه زد و بردن تو خود زایشگاه تا دوساعت د بعد بردن بخش
مامان علی رضا مامان علی رضا ۳ ماهگی
شب تا صبح پنج دقیقه تا ده دقیقه درد می‌گرفت ول میکرد
صبح ساعتها ۶ ماما بیمارستان اومد گفت پاشو یکم ورزش کن بعد یه کوچولو ورزش کرد نیم ساعت بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۳ سانتی دیگه گفتن ۴ سانت شدی زنگ میزنیم به ماما همراهت
دیگه یکم پیاده روی کردم و ورزش دوباره یکساعت بعدش دردام شد سه دقیقه ای اومدن معاینه گفتن ۴ سانتی زنگ زدن به ماما همراهم یه نیم ساعت بعدش رسید تا رسید شروع کرد نقاط فشاری رو ماساژ دادن بعد گفت بریم سرویس یه شیاف برای مقعد گفت بزار بعدش گفت ده دقیقه باید باشه رفتم بیرون یکم حرکت اسکات انجام دادم گفت موقع انقباض اسکات بزار دیگه من اسکات میزدم ماما ماساژ میداد دیگه گفت حس مدفوع داشتی بگو بریم سرویس بعد چند تا اسکات رفتیم سرویس مدفوع کردم بعد همونجا آب داغ باز کرد گرفت روی شکمم بعد دردام شدید تر شد دیگه گفت بریم روی تخت نقاط فشاری رو ماساژ میداد بعد خیلی دردام بیشتر شدن معاینه که شدم گفت ۸ سانت شدی ماما گفت حالا سجده برو چند تا حرکت زدم دردام زیاد شد و یه حس حالت مدفوع داشتم ماما معاینه کرد گفت فول شدی چند تا زور بزن بعد بریم روی تخت زایمان چند تا زدم و دیگه گفت سریع بریم با ویلچر بردنم رفتم رو تخت زایمان گفت دردت گرفت زور بزن تا دردم گرفت دوتا زور زدن بعد گفت حالا فوت کن دیگه بچه اومد بیرون و تمام دردام تموم شد و صدای قشنگ پسرم پیچید و بعد اومدن گذاشتن روی سینه ام و همه دردام فراموش کردم
مامان آریان مامان آریان ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان من 😊
بعدش ک کمی انقباض شروع شد مامانم حراسون خودشو به من رسوند بعد اون هم مامای همراهم اومد وقتی دیدمش روحیه م واقعا عوض شد چون خیلی ترسیده بودم من هیچی با خودم بیمارستان نبرده بودم ن مدارک ن ساک 😅 بعدش انقباض هام بیشتر شد .
با اینکه ۴ سانت بودم ولی بچه بالا بود و باید با ورزش میکردم تا زودتر زایمان کنم . توی اوج درد منو ماما ورزش هارو انجام دادیم که خیلی کمک کرد به ۶ سانت ک رسیدم بی حسی خواستم ولی معاینه م کردن گفتن بچه بالاست هنوز ن
ورزش ها رو بیشتر کردم چون دیگه طاقت دردو نداشتم دوباره معاینه شدم خداروشکر بچه اومده بود پایین ، بی حسیو ساعت ۱۰ به من تزریق کردن سریع ماما منو خوابوند گفت فول شدی زور بزن . با دو سه تا زور ساعت ۱۰ و بیست دقیقه زایمان کردم بچه رو روی شکمم گذاشتن انگار دنیا رو به من دادن😍🥰 از دو جهت هم بخیه خوردم . دیگه درد نداشتم . من اون بعدازظهر بدون درد بودم نمیدونستم تا ۱۰ شب زایمان میکنم و تموم میشه 😅 توی ۴ ساعت زایمان کردم😅🥰
مامان ِالوین مامان ِالوین روزهای ابتدایی تولد
گفت چه زود شدی سه سانت پیشرفتت خیلی خوبه دردام دیگه شدید شاد داشتم ناله میکردم صدام دیگه رفت بالا یهو ماما همراه داد زد چه خبرته اینطوری کنی من معاینت نمیکنم من دیگه خفه شدم شروع کردم نفس عمیق کشیدن گفت هر بار که احساس درد کردی بگو من معاینت میکنم تو زور بده من دیگه اصلا داد نزدم هر بار احساس درد کردم زود گفتم اون معاینه من زور اون معاینه من زود گفت افرین شدی پنج سانت حالا پاشو برو زیر دوش اب گرم مامانت باهات بیاد کمرتو ماساژ بده منم میرم توپ بیارم ورزش کنی رفتم واقعا اب ارامش میداد بهم اومدم بیرون رفتم رو توپ ورزش هارو یاد داد یکم نشسته بودم گفت برو رو تخت دکترت داره میاد نوار قلبو ببینه و معاینه کنه دکتر معاینه کرد گفت شدی ۶ سانت نوار هم خوبه ((ساعت شیش اینا بود تقریبا)) بعدش دکتر وایساد گفت سرمش رو تقویت کنین دوتا امپول یکی عضلانی یکی هم به واژنم زدن دکتر گفت هر موقع درد داشتی محکم زور بزن پیشرفتت عالیه زود زایمان میکنی دیگه باز با دکتر شروع کردم زور دادن و معاینه گفت شدی هشت ساعت یهو به ماما همراهم گفت شد نه سانت ماما همراهم اومد معاینه گفت محکم زور بده بچه از اینجا رد بشه میبریم اتاق زایمان من تا اینجا هنوز داد نزده بودم دردم شدید بود بچه گیر کرد
مامان رمیصا مامان رمیصا ۱ ماهگی
پارت دو
اونجا منو بستری کردن بهم امپول فشار زدن همه مریضا یه ماماهمراه داشت بهتره بگم دانشجو ولی کار بلد دیگه هی بهم ورزش دادن من انجام دادم دردام بخاطر امپول فشار هی بیشتر بیشتر میشد ساعت ۹ شب امدن معاینه کردن گفتن تازه شده ۲ ساتا😭
وقتی نوار قلب میگرفتن رو تخت که میخابیدم دردم سه برابر میشد
یه ماما دیگه امد اون معاینه کرد بعدش معاینه تحریکی کرد یهو گفت شد ۵ سانت بهش ورزش بدین منم خیلی درد داشتم گفتن اسپاینال میخام گفتن تو ۶ سانت برات میزنیم منم همچنان دردای وحشتناک داشتم فقط خودمو به درو دیوار میزدم دکتر امد امپول بی دردی رو زد من به مدت دو ساعت درد نداشتم فقط ورزش کردم که تو اون دو ساعت شدم ۱۰ سانت و دردام وحشتناک شروع شد خیلی زیاددددددد ولی نمیتونستم زایمان کنم جونی برام نمونده بود که زور بزنم دکترا هی میومدن معاینه تحریکی میکردن که بچه بیاد پاین بچرخه تو لکن به منم میگفتن ما موقع دردت معاینه میکنیم تو هم جوری زور بزن که انگار داری مدفوع میکنی خیلی دردای وحشتناکی بود تا دو نیم ساعت گذشت که خود دکتر امد چندتا معاینه کرد گفت سر بچه رو دیدیم فوری ببرین اتاق زایمان اونجا با سه تا زور محکم و فشارهای شدید دکتر روی شکمم کمکم ماما تونستم دختر نازمو به دنیا بیارم من از ساعت ۵/۵صبح جمعه درد کشیدم تا ساعت ۵/۲۵دقیقه روز شنبه ت
اینم شرح حال من از زایمان
مامان پناه مامان پناه ۱۲ ماهگی
شرح زایمان#پارت دوم
خلاصه خیلی زودتر از اون ک فکر میکردم ب ۴ سانت رسیدم ساعت ۱ونیم بود زنگ زدم ماما همراه ۲ رسید ۵ سانت شده بودم با درد زیاد شروع کردیم ورزش و ماساژ
خیلی خوب بود اومدنش ولی هر لحظه انقباضام شدید میشد خیلی دردم زیاد بود موقعی ک انقباض میگرفت حرکتای سریع میداد و دیگه کم کم دادم رفته بود هوا
وقتی فاصله دردام زیاد شد معاینم کردن و یکهو گفتن ۸ سانتی
خلاصه گفتن چنتا زوربزن و گفت موهاشو میبینم
ماما همراهم گفت نخواب چنتا حرکت داد و گفت حالت چمباتمه بشین و محکم زوربده بدمقعدت
موقع زور دادن میگفت اصلا نفس نده و دادم نزن فقط لباتو ب هم فشار بده خلاصه با درد وحشتناک و غیرقابل تصور نشسته بودم دستامو ب میله تخت گرفتم و زور میزدم
ازشدت درد گیج شده بودم و خاب آلود دراز کشیدم رو تخت زایمان و فقط زور میدادم میگفتن زورات محکم نیست
ماماهمراهم افتاد رو شکمم و ضربه میزد
خیلی درد داشت اون حرکتش و باعث شده شکمم الانم کبود باشه
بهش میگفتم توروخدا فشار نده
ولی میگفت دارم کمکت میکنم
خلاصه که ساعت قبل ۴ بود ک بعداز کلی زور زدن ۲ تا برش خوردم و دخترم با ۲ دور بندناف دورپاهاش بدنیا اومد
بعدشم درآوردن جفت و ماساژ رحم دادن ک خونا تخلیه بشه و بچمو گذاشتن بغلم و بخیه زدن
فکنم ۲تا برش زدن ولی گفت بخیه هات زیادنیست
مامان محمد کیان مامان محمد کیان ۲ ماهگی
تا ساعت ۲ونیم دوباره معاینه کرد گفت ۵سانت شدی بهم یه آمپول زد گفت با این گیج میشی و بین دردات اگه تونستی بخواب منم یهویی خوابم میگرفت بادرد بیدار میشدم ساعت ۴ معاینه کرد گفت ۷سانتی بچه خیلی داره فشار میاره دیگه برام یه گاز بی دردی آورد ولی خیلی درد داشتم یه بار دیگه معاینه کرد گفت فول شدی تختو آماده کردن و گفتن درد که داشتم زور بزنم منم دم میگرفتم با بازدم زور میزدم با تموم وجود شاید ۵یا ۶بار زور زدم تا اینکه بچه رو گزاشتن رو شکمم خیلی حس خوبی داشت با اینکه خیلی درد داشت اما با اومدن بچه بهترین روز عمرم بود ماماهای شیفت بیمارستان هم خیلی خوش اخلاق بودن و همش تشویق میکردن چون سنم کم بود همه تعجب کردن میگفتن مثل یه زن کامل بودی و ماما خصوصیم که با هرناله من جان از دهنش نمیفتاد خلاصه نینی ما ساعت ۴:۴۵ بدنیا اومد و جفت هم خیلی زود بلافاصله بعد نینی اومد و بخیه هم داخلی زیاد خوردم ولی بیرونی کم اونموقع بخیه زدن هم یکم میسوزه ولی نینی که هست تموم دردا برات تموم میشه راضیم از زایمان طبیعی
مامان هلنا مامان هلنا ۸ ماهگی
پارت دوم تجربه زایمان طبیعی
ساعت ۱ شدت درد هام زیاد بود و داد میزدم که توروخدا منو سزارین کنید تحمل ندارم بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۵ سانت شدی و اصلا سزارین نمی‌کنیم. ساعت نزدیک ۲ بود که دیگه تحمل درد نداشتم و همش میخواستم از بیمارستان و آمپول فشار فرار کنم. نمیذاشتن از تخت حتی بیام پایین ورزش کنم. من ماما همراه نگرفتم و مادرم پیشم بود ‌
اصلا هم پشیمون نیستم که ماما همراه نداشتم. ساعت ۲ اومدن معاینه کردن گفتن ۶ سانت شدی و گفتم گاز انتونکس رو میخوام گفتن باشه ولی زیاد استفاده نکنی. موقع درد فقط ازش استفاده می‌کردم. برای من تاثیر خوبی داشت.
ساعت ۳ بود که مادرم رو بیرون کردن و گفتن نزدیک زایمان هست.
درد اصلی اون موقع شروع شد و همش داد میزدم و درجه آمپول فشار رو برام زیاد کردن ولی بچه چون درشت بود به دنیا نمیومد. تا ساعت ۴ من زور کردم و گریه کردم و داد زدم
دیدن بچه به دنیا نمیاد یه ماما صدا زدن اومد روی تختم و گفت من میشمارم بعد زور بزن و همزمان شکمم رو فشار می‌داد.
یک ربع طول کشید و ساعت ۴ و ربع دقیق هلنا رو دادن بغلم .