۲۱ پاسخ

پسر من عمو نداره
ولی عاشق عموی های منه چون رفت امدمون خیلیه اونارو خیلی دوست داره

دختر من دو عمو داره که یکیشون و خیلی دوسش داره البته اونم همینطوره حتما باید بیاد هفته ای یکی دوبار به دخترم سر بزنه
اون یکی رو هم که تا الان فقط دو بار دیده

داییش هم خیلی دوس داره

بچه منم عاشق عموها و داییاشه.. بابامم خیلی دوس داره. ولی به جز من پیش هیشکی نمیخابه🥲حتی باباش

پسر من دو تا عمو داره و ی دایی 8ساله🫴🏻🙂

عموشو دیر به دیر میبینه
ولی عموش خیلی دوسش داره
بچمم اخرین بار که دیدش با عموش خوب بود😊

دایی نداره با عمو هام غریبی میکنه ۴تاعمو داره

پسر من یدونه عمو داره باهاش خوبه ولی جوری نیست که بره بغلش بخوابه
البته عموش هم همچین چنگی به دل نمیزنه مثلا یدونه بستنی تاحالا دستش ندیدم گرفته باشه برای پسرم فقط خشک و خالی محبت میکنه

اصلا نمیشناستشون چون ندیده 😅

من پسرم دوتا عمو داره عموش کوچیکه‌رو عاشقشهههه خیلی‌دوسش داره اما‌اون‌بزرگه‌رو‌نمیخواد

پسر من یک دونه عمو داره خیلی دوسش داره ولی عموش زیاد با بچه ها رابطه نداره ولی یک دونه دایی داره جونشون بهم وصله 😂

پسرم به یدونه عموش خیلی وابسته است در حدی که بهش می گه بابا
دایی هاش هم نیستن شهر دیگه ان

پسر من ۵ تا عمو داره فقط با یکیش یه کم خوبه اونم در حد دو سه دیقه پیشش وایمیسه

یدونه عمو داره و یدونه خاله
مثل بقیه س رفتارش زیاد وابستگی نداره ولی بازی میکنه باهاشون دوس داره
اما وقنی پدرم باشه دیگه حتی من و باباشو هم نمیخواد فقط پیش اون 🥹🤦🏻‍♀️

عمو نداره اما رابطش با عموهای خودم عالیه از بس دوسش دارن😍

خیلی زیاد عموشو دوس داره

دختر من عاشق داییشه عمو نداره

پسرم عمو نداره
دایی یه دونه۸سالع داره🥹❤️

دختر منم عاشق عمو کوچیکشه تقریبا هر روز خونه پدرشوهرمه میان دنبالش بعد برادر شوهرم میارتش خونه خیبی رابطه قشنگی دارن

عاشق داییشه عمو نداره بچم

دختر من نه عمو داره نه دایی 🥲

ای جانم

سوال های مرتبط

مامان صــــــدرا 🫀🥰 مامان صــــــدرا 🫀🥰 ۲ سالگی
درد دل

عید ها بیشتر احساس بیکسی میکنم...
خواهر برادر که ندارم تک فرزندم...
خاله کلا ندارم دایی هم دو تا. دارم مجردم سنشون بالاست...
عمو و عمه هم دو سه تا دارم ولی باهاشون قطع ارتباطیم
از بچگی من هم مامان بابام نمیساختن باهم
کلا دعوا و قهر و اینا زیاد داشتن...
فامیل های دورتر هم که قبلنا رفت و آمد داشتیم دیگه از کرونا به بعد رفت و آمد ها سرد و کمتر. شد

ولی خانواده شوهرم خیلی باهم خوبن کلی خاله و دایی داره دائم باهم رفت و آمد دارن من خجالت میکشم هیشکی رو ندارم بریم مهمونی ای چیزی

مامانم کلا خیلی کینه ایه خودش هرچی دوست داره میگه به همه ولی هرکس یه حرف بهش بزنه سریع قطع رابطه و .....

الآنم توو این تایم ج ن گ اومدیم شهرستان خونشون شاید باورتون نشه ولی دوست دارم زودتر برگردم تهران با اینکه خطرناکه

درسته پدر و مادرن و باید قدر دونست و این حرفا ولی توو خونشون بهم سخت میگذره
بابام یه سری اخلاقای بد داره مامانم هم غرغرو و دعواییه....
نمیشه این حرفا رو پیش کسی هم گفت
تف سر بالاست...

تنهام😔



شیر خشک نوزاد غذای کمکی استامینوفن