درد دل

عید ها بیشتر احساس بیکسی میکنم...
خواهر برادر که ندارم تک فرزندم...
خاله کلا ندارم دایی هم دو تا. دارم مجردم سنشون بالاست...
عمو و عمه هم دو سه تا دارم ولی باهاشون قطع ارتباطیم
از بچگی من هم مامان بابام نمیساختن باهم
کلا دعوا و قهر و اینا زیاد داشتن...
فامیل های دورتر هم که قبلنا رفت و آمد داشتیم دیگه از کرونا به بعد رفت و آمد ها سرد و کمتر. شد

ولی خانواده شوهرم خیلی باهم خوبن کلی خاله و دایی داره دائم باهم رفت و آمد دارن من خجالت میکشم هیشکی رو ندارم بریم مهمونی ای چیزی

مامانم کلا خیلی کینه ایه خودش هرچی دوست داره میگه به همه ولی هرکس یه حرف بهش بزنه سریع قطع رابطه و .....

الآنم توو این تایم ج ن گ اومدیم شهرستان خونشون شاید باورتون نشه ولی دوست دارم زودتر برگردم تهران با اینکه خطرناکه

درسته پدر و مادرن و باید قدر دونست و این حرفا ولی توو خونشون بهم سخت میگذره
بابام یه سری اخلاقای بد داره مامانم هم غرغرو و دعواییه....
نمیشه این حرفا رو پیش کسی هم گفت
تف سر بالاست...

تنهام😔



شیر خشک نوزاد غذای کمکی استامینوفن

۱۶ پاسخ

من ۴ تا عمه ۳ تا عمو دارم رغبت نمیکنم یه زنگ بزنم بهشون ول کن بابا غصه اینو نخور الان همه خودشون تنها هستن حوصله کس کار ندارن

من یه داداش دارم اون مجرد عموهام رفت امد ندارم خانواده مادری چشم ندارن من ببینم من امسال نرفتم کلا فطع زابطه شوهرم کسی نداره بدتر از خودم

منم حس تورو دارم

والا ماهم که داریم یاد از کسی نمیکنه این دوره.. خواهرم که ی ماه هم که من زنگش نزنم یه زنگ بهم نمیزنه خونشون هم یادم نیست کی رفتم

منم امروز این حس داشتم خیلی ناراحت ام امروز میخواستم برم خونه پدر مادرم عید دیدنی زنگ زندم مامانم گفت داداشم سرماخورده نرم که یه موقع پسرم مریض نشه

من برعکس تو ک تک فرزندی دو تا خواهر دیگ مجرد دارم یکی داداشمم

پدرو مادرم همش سر این ک دخترم ب چیزی دست میزنه حساسه همش میگن این کارو کن این کارو نکن واقعا من خیلی دلم میگیره احساس میکنم من کلا هیچکس ندارم از خانواده همسرم من تا حالشون نپرسم اونا نمپرسن دیگ منم بیخیالشون شدم

منو همسرم هم همین مدلی هستیم ما هم یهوو یادمون میافته خوبیش اینه هر دو همینیم
باز من خواهر زاده دارم
غصه نداره همینی که هست نمیشه عوضش کنیم که
ولی من حداقل چند تا دوست دارم همسرم اونم نداره

ای جان ...دوست صمیمی همکار خوب شوهرت نداره رفت آمد کنید

منم مشکلات اینجوری دارم
متاسفانه تف سر بالا تو زندگی هممون هست...

بهتر عزیزم ماهم داریم ولی دوست ندارم برم پیششون ازیه جایی به بعد میفهمی آدما جز آسیب چیز دیگه ای ندارن بهت بزنن باخودش وخانواده حال کن ولش کن بقیه رو

دقیقا من برعکس تو،از بچگی اونقدر مهمون اینا داشتیم،الان از همه مهمونی ها فراریم

ما ک کلی عمو و همه و دایی و خاله داریم گلی ب سرمون نزدن
ولی خب خواهر برادر داشتن واقعا خوبه
من میخوام فقط ی بچه داشته باشم ولی وقتی فکر میکنم به آیندش مترسم احساس تنهایی کنه

میفهممت..حق داری.. منم تک فرزندم پدرم فوت شده .. خیلی زیاد بیشتر از قبل احساس تنهایی دارم.. دیگه باید بپذیریم تنهاییمونو جوت یکی دو روز نیست همیشه قراره همینطور باشه باید از تنهاییمون لذت ببریم و عادت کنیم تازه گاهی با همسرم دعوام میشه حرف همو نمیفهمیم بیشتر احساس تنهایی دارم

عزیزم خجالت نداره دیگه همه قرار نیست مثل هم باشن
حالا خودت چند تا بچه بیار که اون تنها نباشه

و تو چقد شبیه منی منم دقیقا مثه توام هیچکسو ندارم 🥹

درکت میکنم منم خیلی تنهام😭

سوال های مرتبط

مامان عطرین و آریا🩷🩵 مامان عطرین و آریا🩷🩵 ۲ سالگی
منو همسرم بین شهرامون یکساعت ونیم راهه من رفسنجان بودم او سیرجان،،
ما باهم دوست بودیم نزدیک پنج سال،،باید بگم زمان دوستیمون من دانشجو بودم کرمان، که باز یک ساعت تا رفسنجان راه بود دوساعت تا سیرجان‌☺️
توی این چندسال مرتب در حال رفت و امد بودیم یا من میرفتم سیرجان یا او میومد کرمان پیشم یاد روزامون بخیر 😍

بعد که باهم ازدواج کردیم اومدم سیرجون ..ولی خب کلا تو این چندسال که ازدواج کردیم شاید یک هفته از هم دور نبودیم روی هم رفته،،
کلا طاقت دوری نداریم ازهم،،کلا سه چهار بار اونم بیشتر از دوروز نشده که من تنها رفته باشم رفسنجان ،دیگه همش با همدیگه بودیم
اما حالا
داره صبح میره تبریز با داداشش ،سفر کاری هست و من تک و تنها با دوتا بچه تو خونه ،،با خانوادش رفت و امدی نداریم که بگم بچه ها سرگرم میشن نه
دلم خیلی گرفته
میگه یک هفته ای میشه.. ای خدا٫٫ من یک هفته تک و‌تنها
ایقد هم یهویی شد که نشد منو ببره رفسنجان
خانوادمم نگفتم اصلا گفتم چون بابام کارداره یهو نمیتونن بیان
.یعنی میشه نره
فکر اینکه ظهر کلیدنندازه بیاد‌از درتو غصم میگیره🙁
من جهنم عطرین بدتره همش میگه بابا بابا
خانما دعا کنید هرچه خیره پیش بیاد لطفا
مثلا صبح بیام بنویسم خدایاشکرت نرفت.