خسته شدم از مریضی
تقریبا سه هفته پیش سپهراد مریض شد به دکترش دسترسی نداشتم جای دیگه بردم دکتر ،در همین حین شوهرم و مهراد هم مریض شدن، من زونا گرفتم (توی این سن) توی اوج سرماخوردگی سپهراد من زونا گرفتم درد و سوزش و خارش داشتم سپهراد هیچی نمیخورد نه شیر نه میوه نه غذا ،همش گریه میکرد دست و پاهاش میخورد به بدنم درد میگرفت،بعدش به دارو آلرژی نشون داد تموم بدنش ریخت بیرون که توی این وضعیت کشور بودیم سه باز بردم دکتر داروهای عجیب غریب دادن چون هم سرماخوردگیش تبدیل شده بود به آلرژی سرفه میکرد هم تموم بدنش قرمز بود،دکترش هم نبود خودم پماد ترکیبی که دکترش قبلا داده بود رو دوباره دادم ساختن شربت زادیتن هم گرفتم ده روزه دارم استفاده میکنم، ۹ روز پیش خودم حساسیت گرفتم بینیم کیپ بود آبریزش داشت دکتر دارو داد الان سه روزه گوشم عفونت شدید کرده هر روز میرم دکتر نگاه میکنه پنیسیلین میزنم و آزیترو میخورم اصلا عفونت کم نشده،واسه دردش کترولاک میزنم و نوافن میخورم. از درد حتی سرمو نمیتونم تکون بدم نمیتونم دراز بکشم. خیلی سخته
دقیقا از فردای چهلم پدرشوهرم ما همش دکیر مریضی هستیم

۴ پاسخ

چه سختی کشیدی😢😢😢انشالله همتون زود خوب شین دیگه اذیت نشین منم زونا گرفتم چون ابله هم نگرفته کل بدنم ریخت بیرون ۱۵ روز نمیتونستم از جام پاشم

منم ازابان تا اخرای دی همینطوری پشت سرهم خودمو بچمو شوهرم مریض میشدیم داغووون شدم هنوزم ی مریضی باهامه

یک خروسی خون بکنین بدین به مستحق برای دفع بلا

درکت میکنم عزیزم، منم از اون طور مریضیا، زیااااد کشیدم، روزایی که هرروز دکتر بودیم و هیچ فایده ای نداشت 😔
خیلی سخته😥

سوال های مرتبط