روز نامزدیمم انقد بد ارایش کرده بود خودم بدون ارایش خیلی بهتر بودم دیرم شده بود نمیتونستم بشورم
عروسیم افتادم زمین انقد که لباسم سنگین بود
لباس سبکتر میگرفتم
من شوهرم اومد خواستگاریم مثل گوجه فرنگی قرمزشده بود
روز عقدم ارایشگاه تر زد رو صورتم🤣قشنگ کرماا ماسیده به ارایشگر گفتم چرا اینطوری کردی من چطوری برم گف گریم همینه از دور قشنگه گفتم لامصب من باید امشب از نزدیک قشنگ باشم🤣شوهرم اخرشب گف نمیخوای صورتتو بشوری🤣🤣
شب عروسی مون کلا خسته بودیم و بی هوش شدیم از فرداش منتظر بودم ببینم آقا کی میاد سمتم ...دیدم ۴ روز گذشته نمیاد ...منم بهش گفتم نمیخوای منو بکنی ؟؟؟ 😜😜🤣🤣🤣
البته اینم بگم انقد ک ما چالش داشت زندگیمون کلا ذهنش درگیر بود
ولی دیگ ول کن نبود
برج ۳ بود شوهرم اومد خاستگاری کاپشن پوشیده بود انقد خندیدم شبش
بعدش پرسیدم ازش میگه تازه ازسرکاراومده بودم رفتم حموم سرد بود بالاموتور کاپشن پوشیدم🤣🤣🤣🤣
یه لنگ کفش شوهرم گم شد تو خواستگاری هیچ وقتم پیدا نشد
خواستگاریمم مادر شوهر اشغالم زهرمارم کرد بیشعور بی فرهنگ
وای من هیچوقت لباس عروسمو پیشه این مزون انتخاب نمیکردم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.