۱۴ پاسخ

دقیقااا
من امروز نشستم انقد گریه کردم
چون همش خونه ام
بخدا دیگه خسته شدم
شوهرم اکثرا سرکاره اونم الان ک دم عیده.
خودمم هنوز بخیه دارم نمیتونم پشت ماشین بشینم
همشم میترسم بچه سرما بخوره برم بیرون.
بخدا دیگ خسته شدم. دلم گرفت تو این خونه
صبح تا شب با همین بچه خونه تنهام.
من ادمی بودم ک قبل بارداری صبح تا ظهر رو بزور تحمل میکردم تو خونه
هروز این ور اوون ور بودم

منم همینطور

من اتوی این ماه هفته ای یه بار رفتم بیرون اونم به خاطر کار درمانی که یا سورن واکسن داشته ،یا ختنه کردیم
حبس خانگی ام

معلوم تا کی اینجوری هستیم🥺

هممون همین وضعیتو داریم🫠
من تو بارداری یا قبلش یکسره با ماشین اینور اونور بودم الان که پسرم ۲ ماهه شده کلا فک کنم اندازه انگشتای دستمم بیرون نرفتم افسردگی گرفتیم رف😕😅

من که شبیه کارتون خوابا شدم

دقیقا یا دارم شیر میدم یا پوشک عوض میکنم یا آروغ میگیرم اصن برا خودم وقت ندارم

دقیقا احساس میکنم روح وجسمم فرسوده شده هنوز عادت نکردم خیلی خسته شدم خواب و خوراک راحت ندارم به زور قهوه خودمو بیدار نگه میدارم
🥹🥹هرچند بعد که بزرگ بشن دلمون برای این روزام تنگ میشه

دقیقا

منم .

منم افسردگی شدیدم گرفتم 😓

دقیقااااا

دقیقا منم

منم همینظور

سوال های مرتبط