از تجربه زایمان طبیعی

۷ پاسخ

مبارکه خداحفظش کنه

گذاشتنش رو سینم قشنگ ترین حسو داشتم باورم نمیشد بعد دوروز درد زاییدم تموم بدنم میلرزید بعد زایمان کلی بخیع خوردم بعدش رفتم تو بخش نی نیم کنارم بود خیلی خوشحال بودم ک راحت شدم از اون دردای وحشتناک صبح دکترا اومدن معاینه کردن هم خودمو هم بچرو و صحیخ و سلامت برگشتیم خونه در کل زایمان افتضاحی داشتم و وحشتناک امیدورام زایمان شماها ب راحتی باشه براتون و با دلخوشی فراوون♥️♥️

۳۹هفته کامل بودم ک هیچ دردی نداشتم و با سونو متوجه شدم ک اب دور بچم زیاد بوده از اونجایی ک خالم تهران ماماهستش ازش پرسیدم گفت ک خطر داره برو بستری شو منم رفتم بلوک بهشون گفتم اونم گفت چون دهانه رحمت کامل بستس باید امشب با رضایت خودت بستری بشی تا فردا ببینیم زایمان میکنی یا ن اومدن برام سوند وصل کردن خیلی وحشتناک بود دردش ب زور ۳ سانت باز شدم بعدش دردام شروع شد ساعت ۴ و نیم ظهر بستری شدم بعد وصل کردن سوند بهم فشار میومد معذرت میخوام دستشویی بزرگ بهم فشار میاورد بعد چند ساعت خودش افتاد سونده ی قرص زیر زبونی برام اوردن برا نرم شدن دهانه رحمم و تا ۷ صب درد کشیدم ۷و نیم اومدن امپول فشار زدن دردام هی بد تر و بدتر میشد تموم موهای خودمو کشیدم زار میزدم ماما همش میگفت باید ورزش کنی رو توپ میرفتم اب گرم رو کمرم میگرفتم حالت سجده خیلی کمک میکنه اونو رفتم بالای چند بار هرکی میومد معاینه میکرد دیگ داشتم کم میاوردم شنیدم گفتن ک پیشرفت نمیکنه دهانه رحمش داشتم سکته میکردم دوبار بالا اوردم ک گفتن علائم نرم شدن دهانه رحمته هی درد کشیدم هی کشیدم دو تا امپول نمیدونم اسمش چی بود بازم تزریق کردن برام تو سرم دردام دیگ وحشتناک شد تا ساعت ۷ غروب بازم درد کشیدم اینقدررخودمو میزدم دستمو میگرفتن😂 خلاصه دیگ ب مقعدم فشار اومد و یهو ی فشار عجیب وارد شد بهم زور زدم اومدن گفتن زور نزن نفس عمیق بکش اگه زور بزنی زایمانت طول میکشه منم هرچی سعی کردم نشد دست خودم نبود زور میزدم خودمو کثیف کردم هم مدفوع هم جیش اصلا اختیار سرم دستم نبود فقط میگفتم راحت شم ک شنیدم ماما گفت سر بچه دارع میاد گفت با تموم وجود زور بزن با ۴ بار زور گنده بچم اومد😍😍🥹🥹🥹

اره بگو

ارهههه

آره بگوووو

بگم براتون؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان دلی



🎀 مامان دلی 🎀 ۳ ماهگی
مامان جوجه طلایی مامان جوجه طلایی ۹ ماهگی
مامان آقا دایان🥹💙 مامان آقا دایان🥹💙 ۱۴ ماهگی