احساس مى كنم تعداد بحث و دعوای آدما با هم اين روزها خيلى بيشتر از قبل شده. انگار آدمها اصلا حوصله ى همديگه رو ندارن؛ انگار تاب وتوان كوچكترين نقد، گفتوگو، چالش يا حتى يک سوءتفاهم ساده رو هم از دست دادن وبه بدترين شكل ممكن واكنش نشون ميدن.

چيزى كه نگران كننده ترش ميكنه ميدونين چيه؟ اينه كه حتى صبورترينا، اونایی كه هميشه انعطافپذير، آروم واهل گفتوگو بودن هم اين روزها زودتر از هميشه خسته ميشن، زودتر از هميشه ميرن توى حالت دفاعى وزودتر از هميشه به سمت خشم، قهر يا سكوت سنگين كشيده ميشن و اين موضوع كاملا برام قابل لمس ودركه.

وترسناكترين بخش ماجرا اينه كه آدمها كم كم دارن به اين سبك واكنش عادت ميكنن؛ به اين خشم هاى ناگهانى،
به اين بى حوصلگی هاى عميق، به اين فاصله هاى خاموش.
انگار اين حالت داره تبديل میشه به «نُرم» جديد رابطه‌ها . نه؟

اينها نشونه هايى هستن كه بايد جدى گرفته بشن؛ چون پشت هر واكنش تند، يک روان خسته اى هست كه مدت هاست فرصت نفس كشيدن نداشته…

تصویر
۹ پاسخ

این روزا من که صبور ترین بودم شدم بی حوصله ترین واقعا!!!
هممون هم حق داریم
من ترجیح دادم لغو دوستی بزنم با کسایی که هم عقیده نیستیم تا دل نشکنم و کسیو ناراحت نکنم اینطوری هر دو احترام همو داریم قرار نیست من هم عقیده همه یا همه هم عقیده من باشن ❤️
امیدوارم یروزی بیاد دوباره مثل قبل همه با هم شاد باشیم و در ایرانی آباد و شاد زندگی کنیم ✌🏼❤️

خسته ایم
جسمی نه
روحی روانی خالی کردیم
وضعیت مملکت
خیلیا نا امیدیم افسرده ایم

منم واقعا خیلی صبور بودم
ولی نتونستم دیگه در برابر توهین ی سریا تحمل کنم
بنظرم هر چقدم خسته و بی حوصله باشیم حق اینو نداریم سر کسی تخلیه کنیم...❤️‍🩹🌱وگرنه من خودم داغون العالمین🦦

نه من هنوزم صبورم همیشه حرفا مخالف و موافق ها رو گوش میدم ولی میدونی دیگه حوصله بحث کردن و صحبت کردن ندارم تا الان هر کی هر چی میخواست ببینه و بفهمه رو باید میفهمید و درک میکرد
دیروز یه مامانی سوال پرسید منم در کمال احترام جواب دادم و ایشونم داشت جواب میداد ولی مادرایی که حق به جانب هستن دخالت میکردن بی احترامی میکردن لزومی نداره همه یک دین و یک نظر داشته باشن .......

الان هرکس به هرطریقی یجوری تحت فشاره از اون فقیر تا اون پولدارش خیلیا بخاطر جنگ کارشون خابیده نزدیک عید خیلیا دست و بالشون خالیه با این گرونی و جنگ و آینده ادم دیگه حوصله ای براش نمیمونه

وااای منونگوخیلی عصبی شدم بیچاره شوهرم خیلی داره این چندروز مدارامیکنه هرچی میگه میپرم بهش

واقعا مردم باهم بد شدن 😶اینجا با اینکه همه مادرن باید ی نسل و تربیت کنن میبینم که همه دارن بهم بی احترامی میکنن چقدر بد شده همه چی

نبابا جنگ تموم شه همه خوب میشن

دقیقا من همین الان کم مونده بود شوهرمو از پنچره پرت کنم بیرون

سوال های مرتبط

مامان کایلین مامان کایلین ۲ سالگی
مامان محمدامین🧸⚽️ مامان محمدامین🧸⚽️ ۴ سالگی
پیرو پست قبلی در مورد کنترل هیجان بچه ها برای خرید خوراکی و‌اسباب بازی چند تا نکته به ذهنم میرسه میگم لطفا شما هم تکمله ای داشتید حتما بنویسید در کنار هم یادبگیریم...
۱-حتی المقدور در طول روز به بچه ها نه نگید...یعنی قبل از نه فکر نید این کار یا خواسته آسیبی برای خودش و‌بقیه داره یا مغایر ارزش هاتون هست یا نه!اگر جوابتون منفی بود کوپن نه رو نسوزونید. خیلی از چالش های ما حاصل زیادی نه گفتن های بی مورده و جایی که لازمه دیگه حرفمون برش نداره چون ظرفیت نه شنیدن فرزندمون تکمیل شده.
۲-اگر به نتیجه رسیدید که نه بگید دیگه روی حرفتون بمونید‌و‌ توی بازی گریه و جیغ و‌قشرق فرزندتون نیفتید چون در غیراینصورت این پیغام رو بهش میدید که نظر مامان یا بابا با جیغ و گریه تغییر میکنه و من به هدفم میرسم و این میشه یه رویه. از اینکه وسط پاساژ،فروشگاه یا هرجای دیگه قشقرق راه بندازه نترسید.بچه ها خیلی از باج ها رو توی همین موقعیت ها از ما میگیرن و یهو به خودمون میایم می‌بینیم داریم پیوسته باج میدیم...
اینجا خیلی مرحله ی سختیه ولی به شرطی به نتیجه میرسه که عصبانی نشید. بچه ها با گرفتن واکنش به هرچیزی عادت میکنن حالا که واکنش مثبت چه منفی!
۳-وقتی قراره به خرید بریم از قبل روی چیزی که قراره خریداری بشه و تعدادش توافق کنید.مثلا داریم میریم فروشگاه و شما میتونی دوتا خوراکی انتخاب کنی. موقع خرید هم مرتب این توافق رو یادآوری کنید...کوچولوتون کم کم یاد میگیره روی توافقتون بمونه😉

....ادامه داره...
.
مامان محمدامین🧸⚽️ مامان محمدامین🧸⚽️ ۴ سالگی