۹ پاسخ

من خانوادم تهرانن .یه هفته ای رفتن شمال .دوباره دیروز برگشتن سر خونه زندگیشون بهشون میگم بیاین مشهد میگن نه کار زندگی داریم

امروز تهران قرچک زد تو راهپیمایی مردم

چاره ای نیست تحمل میکنیم 😔

امشب سمت ما اومدن انگاری با ارتفاع پاین پرواز داشتن منم پریود بودم اصلا خوابم نمیبرد یک بار تو اتاق بچها خوابیدم یک بار پذیرایی آخرسر اتاق خودم رفتم همین صداش اومد ترسیدم اومدم آواتار بیرون رفتم اتاق بچها خوابیدم

ما ک تهران موندیم . دیشب خیلی شب بدی بود تا صب نخوابیدم

صدای جنگنده خیلیییی بده
من دو سه شب پیش خاب بود کل خونمون لرزید یهو پریدم صداش دقیق بالای سرمون بود هی منتظر بودم بزنه انقدر ترسیدمممم تب خال زدم
فقط پسرمو محکم بغل کرده بود دراز کشیده بودم کف خونه اشک میریختم
شوهرمم هی میگفت نترس نترس گوشتو بگیر

هیچی دیگه عادت کردیم

هر لحظه تو شهر ما صدا میاد بخدا از استرس زندگیم حروم شده فقط دعا کنیم زود تموم شه تموم در و پنجره های خونه من و همسایه هام شکسته

والا شهرما هم گُر و گُر رد میشن و میزنن ما. دیگه عادت کردیم، پسرم خیلی می‌ترسه بمیرم براش😔 😔 🥺 🥺

سوال های مرتبط