دختر منم اینطوره
من ۶ماهه که خونه پدرشوهرم نرفتم.
مدام میگم اونا بیان خونمون که ببینن نوه شونو.
اصلا میرسیم سرکوچشون دخترم انقد گریه میکنه باور کن دیگه دور از جونش میگیم الان بیهوش میشه.به اونخاطر نمیرم دیگه.
خودت داری میگی خونشون جن داره، بچه هم انرژیش پاکه و اونجا که میره انرژیشو تخلیه میکنن و بچه کلافه میشه، یه بار این کاری که میگمو انجام بده ببین تاثیر داره یا نه، قبل از رفتن چشماتو ببند و پسرت رو تصور کن و یه حفاظی از نور به رنگ بنفش یا رنگینکمونی دوره پسرت تصور کن که کامل پسرت رو پوشونده و تحت حفاظت اون نوره و هیچ انرژی منفی ازش نمیتونه رد بشه، و ۴ قل رو هم بخون و فوت کن براش
بنظرمن چون بعضی وقتا گذاشتی پیشش تو رفتی بیرون
الان ک بزرگ شده و میفهمه فک میکنه باز اومدی بزاری و بری
دختر من ک اینجوری شده پیش مامانم میذاشتم کاری داشتم الان وقتی سوار ماشین میشم که بریم خونه مامانجون
میگ خودتم وایمیستی دیگ
تو نباشی منم نمیرم درحالی که مامانم از جونش مایه میزارع واسش
پسر منم خونه یکی از اشناهامون اینطوریه.به زور شاید پنج دقیقه وایسه باقیش گریه و داد بیداد میکنه بریم از اینجا،کلا میره دم ورودی وایمیسه انقدر جیغ میزنه که میریم.هیچ اتفاقیم نیوفتاده اونجا که بگم ترسیده.میگم شاید انرژی یا حس خوبی نداره
بهش یه استامینوفن میدادی شاید جاییش درد میکنه
مسلما تو خونه خودمون آرامش بیشتری دارن
رستا هم دیروز عمه و پسر عمشو دیده بود من بغلش میکردم جیغ میزد فریاد میکشید تب کرده بود بازم نمیذاشت بهش دست بزنم تا اومدیم بالا خونمون انگار یه آدم دیگه ای شد
روانشناسا در این مواقع میگن حتما اونجا از چیزی ترسیده یا در نبود شما،اونجا،اتفاق بدی براش پیش اومده که دوست نداره بره
شاید خونشون انرژی منفی داره
بچه ها اینجور چیزارو خوب میفهمن
یه حرز امام جواد بگیر نمازش رو براش بخون بنداز گردن بچه ات دیگه سمتش نمیان
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.