۶ پاسخ

پسرم من یبار اینجوری شد خونه مامانم تا ۵ صبح گریه کرد بدون یک ثانیه اروم شه تا اخرش مای بیبی باز کردیم سوخته بود جیش کرد

دختر منم جوری گریه میکرد که تا صبح با باد سشوار و هزار تا ترفند دیگه میخوابوندمش خودمم پا به پاش گریه میکردم کولیک داشت دیگه شربت خارجی از سیسمونی فروشی خریدم یکم بهتر شد بعدشم گهواره خریدم خدایی گهواره خوب بود میذاشتمش ساکت میشد ولی تا صبح باید تکون میدادم گاهی وقتا خودم با کله میرفتم توی گهواره از بس خوابم میومد وای،چه شبای سختی رو گذروندم اونم دست تنها
خدایی ما مادرا چقدر گناه داریم و چقدر،زحمتامون هیچ جا دیده نمیشه

تاقبل ۵۰ روزگی تو نرفتی ببینیش با بچت؟؟

کولیکه تا ۴ماهگی شدید

والا بچه های منم به شدت غرغرو بودن
شاید طفلک گرمش بوده
اگه در توانت هست هرازگاهی برای کمک به خواهرت برو ثواب داره
من سه تا بزرگ کردم هیچ کس کمکم نکرد حتی در حد یه بغل کردن کوچیک

خدا کمکش کنه پسر منم اینطوری بود الانم بهش فکرمیکنم قلبم به درد میاد

سوال های مرتبط

مامان دانه برف مامانش مامان دانه برف مامانش ۳ سالگی
سلام مامانا دارم این متنو مینویسم با گریه 😭😭😭😭😭😭😭
من شاغلم امروز خدا گذاشته به دلم گفتم بزار زود برگردم آمدم خونه دم در کلیدو انداختم در دیدم در قفله از داخل هرچه زنگ همسایه های دیگه رو زدم نبودن نگاه کردم دیگه طبقه دوم هست زنگ زدم پسرشون درو باز کرد گفتم در قفله در پارکینگو بزن برام این فاصله تند تند زنگ خونمونو زدم شک کردم درو پرستار باز نکرد همیشه زود درو باز می‌کرد فورا دوربینو چک کردم دیدم بچم همش داره میپره در حمام وگریه مکنه فورا گفتم یا خدا پرستاره گیر کرده تو حموم آخه تو حموم رفته بود دستشو بشوره چون دستشویی‌مون پله داره یه دونه سخته منم فورا رفتم درو براش،باز کردم اون گریه من گریه بچم گریه 😭😭😭😭😭فیلم دوربینو چک کردم دیدم بچم درو ازش میبنده بعدش نزدیک ۱۲دقیقه این گریه اون گریه بچم وقتی گریه میکرد خودشو می‌کوبید تو در دارم سکته مکنم انقدر گریه کردم 😭😭😭چند روز پیش دستگیره بالکنوبردیم بالا .امروز در حموم ببریم بالا واییییییییییی خیلی،حالم بده بشه تجربه برا همه 😔😔😔