۷ پاسخ

من سر پستونکش نمک و زردچوبه زدم میدید بدش میومد میگفت کثیفه

منم همین مشکلو دارم دیروز قیچیش کردم ی سمتشو باز همون شکلی گذاشته دهنش بخدا موندم چیکارش کنم

پستونک بزار بخوره بالا چی میشه پسر من خودش ده ماهگی نخورد ولی خوشم میومد بخوره دختر همسایمون سه سالش بود میخورد بد خودش یبار انداخت دور دیگه نخورد بزار خودش زده بشه

فقط 10 روز زمان می‌بره تا یادش بره

من بردمش مشهد مسافرت ...انقد بازی میکرد و پیاده روی میبردنش ..سرگرم بود یادش می‌رفت ..شب ها سرش رو رو بالش رفتنی هم می‌خوابید ...دیک برگشتیم هم ندادم یادش رفت

خواهر باید زود تر از اینا می‌گرفتی من 18ماهگی گرفتم پسر منم تو خواب پستونک میخورد و شدید وابسته ولی یک هفته بردمش خونه بابام اونجا شلوغه سرگرم شد شب ها اینقدر بازیش میدادن که بی هوش میشد تا یک هفته اونجا نگه اش داشتم بعد آوردمش خونه از شیر گرفتمش هم بازم این کارو کردم

ببین دختر من بشدتتتت وابسته پستونکش بود
این اواخر دیگ هفته ای سه تا پستونک و براش میگرفتیم چون با دندون پاره میکرد
قطره تلخک ب پستونک زدم دادم دستش وقتی خورد دید تلخه انداختش بیرون
یکی دوبار بهونه گرف دادم گفتم بخور ببین تلخه خورد بازم دید تلخه دیگ سمتش نرف

سوال های مرتبط

مامان بچـه هامـ🩷💙ــ مامان بچـه هامـ🩷💙ــ ۲ سالگی
تموم شد 😍پسرم از پستونک گرفتم خودش کاری کرد ک بگیرمش با این ک سخت بود سختر از گرفتن شیر خودم ..... من خونه مامانم بودم مامانم رفته بود دکتر من خونه و بچه ها نگهداری میکردم تا بیان صبحش یکی پستونک انداخت پشت تخت هر کاری کردم نشد درش بیار با دست حوصله برداشتن تختم نداشتم پس اون یکی پستونک دادم این یکی رو ساعت ۱۲شب وقتی بردمش توالت پوشک عضو کنم همیازه کشید افتاد تو توالت رفت تو سوراخ پستونک دیگی هم همراهم نبود بهش بدم باباش هم خواب بود یک تصمیم یهوی گرفتم ک بگیرمش شب تا ساعت ۲گریه کر با خوراکی سرگرمش کردم اخرش خوابش برد شب یک بار بیدار شد دنبال پستونکش گشت ندیدش بغلش کردم خوابش برد صبح زود دوباره بیدار شد سراغ پستونک میگرفتم بهش میگفت جی جی ب داداشم گفتم بردش تو حیاط کمی بازی کرد یادش رفت تا ظهر موقعه خواب ظهرش شد بهونه میگرفت گریه میکرد بزور خوابش برد عصر بیدار شد بجوز بخونه میگرفت اصلا ارم نمیشد بردمش حیاطبازم بهونه میاوزد بردمش بیرون از حیاط کمی ارم شد بعد بهش خوراکی دادم یادش رفت تا موقعه خوابش باز شروع کرد هر کاری کردم ارم نمیشد تا ساعت ۲/۴۵دقیقه گریه کرد اخرش عصابم حراب شد سرش داد زدم بعدش خوابش برد 😶 تا میبردمش توالت برا عوض کردن پوشک یاد پستونک میفتاد میگفت جی جی منم میگفتم افتاده تو کثیف شد اه 🤮
روز سوم هر کاری کردم ظهر بخوابونمش نخوابید بدونه پستونک تا شب شب ساعت ۹خوابید زیاد گریه نکرد کمی بهتر شده بود شب چهارم هم کمی گریه کردتا خواب بردبعد دیگه کم کم یادش رفت تو توالت یادش می افتا. 😅
05/3/16شب شنبه دو سال و ۱۷روزگی 💙 تاریخ گرفتن پستونک ک خیلی خیلی بهش وابسته بود تموم شد چالش بعدی گرفتن از پوشک. انشاالله 😊