۲۲ پاسخ

اینا تجربه سقط ندارن
وگرنه اگر اول بگی و بعد سقط بشه انقدر حال روحی آدم بهم میریزه که با کوچکترین سوال ممکنه داغون بشی

از آدمای زیادی سکرت خیلی زورم میگیره، انگار به دنیا اومدن تا با رمزی بودن و راز آلود بودن برن رو مخ خودشون و بقیه😅 بارداریه دیگه، شکافت اتم که نیس
آخه فقط بارداری که نیس، یه تیکه لباس میگیرن میپرسی قشنگه ازکجاگرفتی نم پس نمیدن! یه دسری درست میکنن میگی چطور درست کردی خوبشده میگن خواستی بگو برات درست کنم.. بابا وا بدین تروخدا😆

بنظرم گفتنش خیلی خوبه مخصوصا اینکه سه ماه اول ادم اصلا حالش خوب نیست نیازه یکی واسش غذا درست و اینکه هواشو داشته باشن
من گفتم همه هم خیلی درکم میکردن از هکون اول و کار خونه هیچی انجام ندادم

من خانواده ها میدونستن تو‌اقدامم چون دکتر میرفتم بعدشم بیبی مثبت شد به پدر مادر مون گفتیم بعد صدای قلب هم به بقیه گفتیم چون ما زیاد رفت و آمدی هستیم نمیشد باید هوامو میداشتم

چرا یجوری باشه؟
تو فامیل ما دیر بگی همه قهر میکنن🤣

چه اشکال داره من بعد سونو قلب گفتم همه م خوشحال شدن

من حالم بد بود همه می‌فهمیدند هیچ جور بدی هم نبود

واقعا هم قبول دارم چون تجربه تلخ نداشتن چشم زخم هم اعتقاد دارم خیلی تاثیر داره
من دو تا بچه باردارک شدم انگار توحساب میرن میگفتن تو با دوتا بچه .درس دانشگاه تواین سن کم چجوری میتونی خوش به حالت
خواهرشوهرم میگف خدا به ما نمیده تو چجوری هی پشت هم .انگار هیچکس چشم نداشت درست ببیینه
ک متاسفانه بابت هماتوم قلب تشکیل نشد وسقط شد حالا حس کردم خیلیا خوشحال شدن خیلیا میگفتن چرا دلیلش چی بود تو مشکل داشتی وفلان .مواظب نبودی رعایت میکردی درصورتی ک خودم مادرم همه تلاشمو براش کردم وقتی رشد نکرد وخونریزی داشنم دیگه دست من نبود تازه کورتاژم شدم خیلی سخت بود .بعد کورتاژم یکی نیومد‌ از اقوام شوهرم منو ببینه براهمین گفتم این یکی تا بزرگ نشده وجنسیت معلوم نشه نمیگم
دیگه چون شکم داشتم تک وتوکی متوجع شدن بااین حالم خیلیا توفامیل هنوز نمیدونن هرکی خودش بفهمه من خودم حرفی نمیزنم

من گفتم یجور نبود 😂

خدایی نکرده تجربه تلخ هم باشه میگن عیب نداره بچس دیگه آخریش نبود که دلدلری میدن آدمو 😊

والاه ما قایم نمیکنیم من همین ک فهمیدن به همه گفتم 😂

اتفاقا من چون سه ماه اول خیلی حساس بود ب خانوادم گفتم که هوامو داشته باشن
البته اینم بود که خانوادم خیلی ذوق داشتن دلم نیومد پنهون کنم

من قرار بود هر دوبار نگم و عین هر دوبار همسرم گفت ب همه و سقط شد
خواهرم بار اول گفت سقط شد بار دوم تا هفت ماهگی نگفت خدارو شکر موند

من هنوز‌ خانواده همسرم نمیدونن باردارم استرس گفتنش رو دارم اگر شکم نمیزد نمیگفتم😂
مامان خودم هم سه ماهه بودم دکتر بستری نوشت فهمید باردارم 🫤
پرستارا تو بیمارستان میگفتن چقدر تو داری 😅

من دوهفته بعد مثبت شدن ب هرکی میگفتم قهر میکرد چرا اولش نگفتم منم میگفتم الان ک اولشه😐😐😐😐😐😐

من همه میدونستن تو اقدام حاملگیم شما چی میگید 😂😆

من جشن تعیین جنسیت گرفتم و دوستام و فامیلام فهمیدم
زودتر بگیم که چی بشه😁

منم مجبور شدم بگم، دوست داشتم سه ماهگی بگم، خدا بزرگه،خدا خودش حفظ کنه🥲

من چون ۲سری سقط داشتم اینسری وارد ۴ماه شدم خبر دادم همسر میگفت فعلا ب کسی نگو تا خیالمون راحت شه بعد

بعد سونو قلب اوکیه بگی دیگ.‌ تهش ک چی نمیفهمن مگ

منم هنوز نگفتم


چرا نگیم زودتر؟

چجوری؟!

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق هفته یازدهم بارداری
مری مری قصد بارداری
مامان عیدی حضرت فاطمه 👼 مامان عیدی حضرت فاطمه 👼 هفته سی‌وپنجم بارداری
مامان معجزه امام رضا مامان معجزه امام رضا هفته بیست‌وپنجم بارداری