از بیمارستان ک اومدم سینم زخم شد..وحشتناک
افسردگی بعد زایمان گرفتم..پشتمو میکردم ب بچه میخابیدم.تا دوهفته
بعد ۲هفته دیگ کامل خوب شدم
انقد ک افسردگی و زخم سینه اذیتم کرد خود عمل نکرد
من خیلی حس غریبی داشتم دلم برای تکون های بچه ام تو شکمم تنگ شده بود نمیتونستم یکی بودن بچه ای که تو بغلم با اون که تو شکمم بود رو باور کنم به هرکسی هم میگفتم نمیتونست بفهمه چی میگم جوری که گریه میکردم میگفتم من دلتنگ لگد زدن های بچه امم
من ک همش درد داشتم بدجوری جابخیه هام دردمیکردزایمانمم طبیعی بود
نمیتونستم راحت برم دستشویی یا بشینم تا ۱۵ روز
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.