۶ پاسخ

اتفاقا مادر خوبی هستی ک اینقدر نگرانی

عزیزم اتفاقا کسایی که اینجور نگرانن و استرس اینده بچه رو دارن مادر بهتری میشن تا اونایی که همینجور بچه میارن من خودم نزدیک ۲۸ سالگیم و همچنان فک میکنم امادگی ندارم

من باز برعکس خیلی مهر بچه افتاده به دلم اما برعکس شوهرم اصلا نمیخاد و خیلی ناراحتم کاش اونم مهر بچه بیوفته به دلش خستم بخدا خودمم گاهی پشیمون میشم سعی میکنم به بچه فکر نکنم بخاطر مشکلات و مسئولیت و خرج و مخارجش نمیدونم هرچی خدا خودش صلاح بدونه 😞

حست طبیعیه گلم
منی که چندین ماه منتظر بودم و خدا بهم هدیه دادش تا هفته ۸ همه اش گریه میکردم که چطوری میتونم از پس مسئولیتش بربیام و نکنه مامان خوبی نباشم
اولین سونو رو که بری و صدای قلبش رو بشنوی دلت آروم میشه
بعدشم از خدا بخواه کمکت کنه، که قطعا هم میکنه

دقيقا منم مثل شما بودم عزيزم ولي الان 5 ساله پسرمو دارم و خييييلي برام شيرينه

خب قطعا آدم چیزی که تجربه نداره رو سخت قبول میکنه مثل ازدواج آدم با ترس و لرز بله میگه و بعدش خدا یجوری مهر طرف مقابل رو تو دل قرار میده که حتی براش حاضری جون بدی بچه هم همینطور منم الان حسی به بچم ندارم حتی نمیدونم چجوری باهاش صحبت کنم ولی قطعا بعد که بهش شیر بدم مهرش میشینه به دلم آدم
ان شا الله به سلامتی و دل خوش تو بغلت بگیریش

سوال های مرتبط

مامان نخودچی مامان نخودچی هفته بیست‌ویکم بارداری