۱۵ پاسخ

انشاالله به زودی برمیگردی
واقعا هیج جا خونه ی خود آدم نمیشه

الهی بمیرم برا تو و هرمان 😔😔😔
انشالله زودتر برگردی خونت عزیزم

چند سال‌ بچه خواهر شوهرت

سلام این لباس لدارش رو چند خریذب

چقد درکت میکنم عزیزم منم تموم آرزوم اینه همه چی خوب پیش بره زودی برگردیم خونمون🤕🥺

برگرد
منم دیشب برگشتم بچم مریض شده بود از دوری خونه و باباش

به شوهرت بگو یه سوییت اجازه کنه قشنگ ناتو بگن تو یه کفش بگو مامانت اینا اذیت میشن بگو معذبم اصلا بدشون رو نگو

پسر منم همه رو کتک میزنه و گاز میگیره
واقعا کاری ازم برنمیاد
هر چی هم دعواش کنم فایده نداره

توام همیشه بشین کنار پسرت مراقب پسرت باش نزار اذیتش کنه درسته اونم بچس ولی باید مراقب بود آدم
من خودم به شخصه تمام لحظات و کنار رایان بودم وقتی میدیدم بچه هارو اذیت میکنه همیشه حواسم بهش بود ‌

بیابشین سرخونه ات همه جارومیزنن مگ مجبوریی منم رفتم خونه مادرشوهرم دیدم انجاکافت شدم امدخونه ایی خودم اینجاهم میزنن پشت پدافندم استرس منومیکشه ولی خونه ایی خودم راحتم

عزیزم چرا اخه قبول نمیکنه شوهرت برگردید؟؟؟
حالا به دختر خواهر شوهرت جدی برخورد کن بهش بگو نباید اینکارو یکنی کار قشنگی نیس
یه جا کم میاره آدم دیگه
رایان خیلی بچه هارو میزنه به مادر یا پدر طرف میگم دعوا نه ولی به صورت تذکری بهش بگید که کار قشنگی نیس بزارید انجام نده اینکارو خدایی میگنم بیشتر وقتا گوش میده
خودت تنها گیرش بیار بگو بهش نه اینکه دعواش کنی نه تذکر بده

ان شاالله
من وسط شهرم
چند روز پیش مراکز داخل شهر رو زد و خیلی ترسیدیم

الان ۳ روزه خونه مادرمم
اعصاب نمونده برام
خواب و خوراک و اخلاق بچه ها بهم ریخته

میفهممت
برا تو سخت تره

گاهی میگم هر چی شد شد
برمیگردم خونم

بعد میگم نه بچه ها گناه دارن

عزیزم انشاالله به زودی شرایط آروم بشه برگردیم خونتون واقعا سخته درک میکنم .

هیچ کجا خونه خودم ادم نمیشه امیدوارم ب حق این روزوشبای عزیزهرچ زودتر تموم بشه برگردین خونه

شیرازم مگه سروصدا نیس؟

سوال های مرتبط

مامان ساواش مامان ساواش ۳ سالگی
سلام مامانا پسرم بعضی وقتا بچه هارو میزنه خیلی خوب شده بود ولی بچها تو کوچه انقد بهش گفتن نزنیا اینم باز بدتر شده میزنه حالا یساعت پیش رفتیم کوچه همسایه روبه رومون دخترش تو کوچه بود ۱۱سالشه پسرم بعضی وقتا باهاش بازی میکنه نشست پیشش منم اومدم از خونه گوشیمو بردارم نگو تا من برکردم پسرم صورتشو یکم چنگ انداخته رفتم دیدم داره ساواش و دعوا میکنه هی سرش داد میزنه میک خاله ببین میزنه منم زدمش رفتم جلو گردن پسرم کلا جای چنگ بود از پشتشم زده بود پسرم فقط یدونه صورتشو چنگ انداخته بود بعد اون ۸سال اخه از پسرم بزرگه حالا باز گفتم عب نداره پسذم زده اونم زده باز اومدم خونه غذا رو نگا کنم برم رفتم دیدم پسذم نیس رفته بود کوچه بغلی این دختره هم با ی دختره دیگ رفتن دنبالش هی اون یکی دختره میگ من اینحا وایسادم هواسم هست برو بزنش بیا میخان پسرمو بزنن منم دختره رو دعوا کردم کفتم یدونه زده چن تا زدی دیگ واسه چی میخای بزنی گف دلم هنوز خنک نشده باید بزنم شما حای من باشین چیکار میکنین با همچین همسابه هایی همشون اینحورین کوچه هم ک نری نمیشه پسرم صدای بچه ها میاد میگ من میرم کوچه؟