۶ پاسخ

من تابستون پارسال براش گرفتم
میدادم بهش میبردمش خرید و پارک
کل مسیر راحت بازی میکرد جاییم کثیف نمیشد

کلا حباب ساز ت‌و خونه کثیف کاری من تبم میگیره‌یکی براش هدیه حباب ساز میخره فقط دعا میکنم اب توش نموم شه بگم دیگه خرابه کاز نمیکنه ولی هر دفعه یکی‌براش میگیره میاره
مناسب بیزون خونست اونایی که مایع رنگ داره که رنگ هم میده کن فرشم‌سفیده‌لک‌لک‌قرمز افناده بود

من پسرم از دبی براش آوردن ولی خرابش کرد

توحیاط چ خووبه

من پسرم عین همین داره حباب داخلش تموم شده چی میریزی داخلش؟ من هرچی میریزم حباب نمیده درست دیگه

برای حیاط و اینا خوبه
تو خونه که ادم دیوونه میشه😄

سوال های مرتبط

مامان جوانه🌱🍓 مامان جوانه🌱🍓 هفته سی‌وهفتم بارداری
مامان رستان مامان رستان ۲ سالگی
دوست داری روی آن نه ماه توی یک‌تن بودن و چهار پنج ماه روی سینه بودنش حساب باز کنی و همانطور که او برایت عزیزترین است، عزیز‌ترینش باشی اما حقیقت این است که به اندازه کافی برایش جذاب نیستی و تنها وقت‌هایی که کنار هم هستید برایش کتاب می‌خوانی و داستان می‌گویی و آدم‌های زیادی در زندگی‌اش هستند که کارهای متنوعی برایش می‌کنند. مثلا عمه‌اش با او بازی‌های هیجان‌انگیر می‌کند و از او فیلم مستند می‌گیرد یا مامان زهرایش روزها به هوای سبزی و شیر خشک به ددر می‌بردش. هنوز نمی‌دانی چه بازی‌هایی با دایی‌اش می‌کند که اسمش نقل زبانش است و چه خوابی می‌بیند که با صدای مامان‌زهرا مامان‌زهرا از خواب بیدار می‌شود.
حقیقت این است که آدم‌های دیگری هم در این کره خاکی هستند که به تو ترجیحشان می‌دهد و حقیقت این است که آن آدم‌ها همیشگی نیستند و در نهایت بخت پدر بچه شب‌ها با او یار نیست و این تو هستی که انتخاب می‌شوی تا ۱ ساعت بازی‌ات بدهد و بعد بخوابد و این اصلا منصفانه نیست که تو تنها گزینه برای لالایی شبانه باشی و آن هم منصفانه نیست که بچه‌ات روزهای زیادی را با مامان زهرا و مامان اکرم شب کند و تو فقط به برنامه‌های فشرده خانه‌بازی آخر هفته برسی و خودت را گول بزنی که در محیط کار جدید دغدغه مادرانگی داری که در نهایت کارمندی کارمندی است و آدم کارمند چقدر جان دارد که هم برای بچه‌اش جذاب باشد، هم دوست‌داشتنی، هم هیجان‎انگیز، هم امن و هم معمایی رازآلود؟
حقیقت این است که پذیرش حقیقت سخت است و اینکه عزیزترین عزیزترینت نباشی سخت‌تر!
مامان صدرا مامان صدرا ۲ سالگی
سلام به همگی
مامان هایی که تجربه از پوشک گرفتن دارید یه سوال دارم
من هنوز قصد گرفتن از پوشک نداشتم ولی خوب هی صحبت میکردم با پسرم چون از پوشک پوشیدن فراریه میگم اگه دوست نداری اینو ببندم برات باید بگی خبر بدی که جیش و پی پی دارم چند روز هم هست براش کتاب هم در این باره میخونم که ذهنش آماده بشه
چون هنوز آماده نیست کامل شبا خیلی خیس میشه پوشکش
بعد کامل صحبت نمیکنه تازه دو سه روزه فقط یاد گرفته بگه جیش
الانم این چند روز فقط سه چهار بار تو روز یعنی تقریبا دلبخواهی میگه جیش دارم منم میبرمش هر بار هم واقعا جیش می‌کنه البته در کنارش بیشتر برای آب بازی می‌ره
پی پی هم اصلا خبر نمی‌ده و توجهی بهش نداره
حالا الان موندم چه کنم چون میگم آماده نبود فکر هم نمی‌کردم با چند روز صحبت کردن باهاش برای جیش اینجوری خودش علاقه نشون بده
الان موندم اگه ادامه بدم همینو ممکنه فکر کنه هر وقت خواست می‌تونه بگه هر وقت هم نخواست پوشک هست دیگه اینجوری دیگه عمرا بتونم ترکش بدم اگه هم دیگه نبرمش دستشویی میترسم بعدا که خواستم بگیرمش دیگه همکاری نکنه