عزیزدلم سیل زندگی میره جلو و تورو با خودش میبره توام مجبوری با هر درد و رنجی که داری همراهش بشی و تحمل کنی و جلو بری،اما هیچوقت زندگیت مثل قبل اون اتفاق نمیشه و یه غم وحسرت سنگین همراهته…انشالله که مادرتون بهتر میشن
همیشه حس میکنی یه تیکه از بدنت خالیه مثل قلب یا بغل
مثل اینکه موهاتو از دست بدی و دیگه درنیاد
همیشه ی همیشه جاش خالیه
توآینه
تو خونه
موقع حموم
سرگاز که آشپزی میکنی
وقتی اتفاقی برات افتاده و میخوای برای یکی( مخصوصا مامان)تعریف کنی
اون موقع هست که حس میکنی یکی داره خفت میکنه ولی تو باید ادامه بدی
خونه داری کنی ،بچه داری،شوهر داری
باید اروم گریه کنی اروم بی حوصله باشی تا بچت این حس رو نگیره
همیشه یه چیزی نداری ولی باید قوی باشی
چرا درمان نشه؟ من خالم سرطان سینه بدخیم داشت که یه سینه و کامل برداشت با کل زیر بغلش الان سالم سالمه دخترعمم سرطان ریه داشت الان سالم سالمه سرطان فقد روحیه بالا میخواد همین فقد روحیه بدین دورش شلوغ باشه شادش کنین اصلا جلوش راحب ناراختی غم غصه حرف نزنین
عزیزدلم ان شالله معجزه بشه تو زندگیتون
و سلامتیسون رو بدست بیارن
خیلی دردناکه خیلی
من سال ۱۴۰۲ مادرم رو از دست دادم نابود شدم خودم
همیشه ی حسرتی تو دلت میمونه
بدون مادرم باردارم شدم زایمان کردم و هر روز ک دخترمو میبینم میگم ای کاش مامانمم بود و میدیدش؟
ان شاالله معجزه بشه سایش بالاسرت بمونه
من دوتاشم از دست دادم ولی مادر یچیزه دیگه اس
انشالله خدا به مادرتون سلامتی بده عزیزم انشالله خدا خودش شفاشون بده
نگران نباش سرطان درمان داره خوب میشه.بدلت بد راه نده. من یه خواهرام سرطان بدخیم گرفت شیمی درمانی و عمل کرد خوب شده. یه داداش هامم سرطان تیروئید گرفت ید درمانی کرد اونم خوب شده. مادرشوهرمم سرطان سینه گرفت عمل کرد شیمی درمانی و پرتو درمانی کرد خوب شد. اصلا بدلت بد راه نده خوب خوب میشه.
دنیا خیلی نامرده ،امیدوارم بیماری رو شکست بدن ،اما از دست دادن افراد نزدیک مثل یک حفره تو قلب هست😔
مامانم سال ۹۷ برج دو سکته مغزی کرد.من عقد بودم و بچه اخر و در تدارک عروسی. همه خواهر برادرا ازدواج کرده بودن من بودم و مامان. سکته که کرد نصف بدنش فلج شد و پوشک میشد. روزای هفته تقسیم بندس شد بین خواهر برادرام واسه پرستاری. دوتا خواهر بزرگام دو روز برداشتن. ده ماه اون بنده خدا اذیت شد و ما پرستاریشو کردیم. روزا سرکار میرفتم و شبا با وجود اون خواهر یا برادرم که پیشش بود منم مراقبت میکردم خواب نداشتم می اومدم این پهلو اون پهلوش میکردم زخم بستر نگیره.هر روز پتوی زیرشو میشستم. جوری بود که از تر و خشک کردنش کمرم مشکل پیدا کرد الانم کمرم عمل داره لغزندگی داره اما بازم پشیمون نیستم من اشتباه انجام دادم میتونستم درست انجام بدم تنهایی بلندش نکنم.خلاصه آخر هم مامان جونم یبار دیگه سکته مغزی کرد و رفت تو کما و بعد چند روز هم فوت کرد. آرزو داشتم عروس بشم و ببینه. عروسیمو ببینه بچه دار شم بچمو ببینه. اما نشد. هنوزم بعد این همه سال ۷ ۸ سالی که گذشته داغش تازه اس. من بابامو سیزده سالم بود از دست دادم بابام ۵۰ سالش بود جوون بود در اثر قصور پزشکی فوت کرد اونم داغ بود اما داغ مامانم هیچ وقت هیچ وقت سرد نشد. هنوزم دلم براش تنگ میشه و میشینم مثل یه بچه واسه مامانم که مرده گریه میکنم
خدا شفاش بده ایشالله❤️🩹
زندگی جریان داره عزیزم من ۸سالم بود پدرمادرمو ازدست دادم اما همچنان سرپام و دارم زندگی میکنم و مادر دوتا جوجه م🫠هیچوقت از رحمت خدا غافل نشو خیلیا هستن سرطان دارن اما امید به زندگی باعث شده باهاش بجنگن و سال ها زنده بمونن
منم مادرم مريضه تومور مغزي عمل كرد و نابينا شد تا وقتي بچه نداشتم خيليييي ميتونستم واسش كاري انجام بدم البته با دعوا و مرافعه...خونواده ي شوهرم بدجنسن نميذارن برم الان با بچه نميتونم برم وقت نميكنم و نميذارن ....هر شب و هر روز غصه ميخورم
انشالله خدا مامانتو شفاي خير بده عزيزم
خيليييي سخته خيلي
دركت ميكنم
ولی انشالله که مادر شما شفا پیدا کنه و حالشون هرچه زودتر خوب بشه
من پدرمو از دست دادم نمیدونم از دست دادن پدر با مادر تفاوت داره یا نه
اما هیچوقت عادی نمیشه برای آدم
همیشه یه جایی گوشه قلب آدم جاشون خالی میمونه
ان شاالله خدا حفظشون کنه و شفاشون بده🤲🏻💔
بیماریش چیه
عزیزم نترس آن شالله همیشه سالم باشه سایش بالا سرتون باشه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.