۱۰ پاسخ

مردشور خودشون و زایمان طبیعیشون

چقد شبیه زایمان منه 🥲🥲🥲

وای خدایا😶😶خداروشکر جفتتون سالمین الان، چقد از این قانون مسخره زایمان طبیعی بدم میاد

درست برای شما سخت بود ولی برای همه همچین چیزی نیست و اینکه تشخیص اینکه لگن تنگه یا نه قبل زایمان ۱۰۰ نیست یکی رحمش نرمه لنگش تنگ یکی لنگش خوبه رحمش مناسب زایمان نیست

چقدر وحشتناکه طبیعی
کاش از اول میرفتی سزارین میشدی
من سزارین شدم هیچ دردی نداشتم اصلا نفهمیدم کی بچم بدنیا اومد و گذاشتن کنار صورتم
من از همون اول از طبیعی زاییدن وحشت داشتم😑

وای لعنت ب‌زایمان طبیعی چ دردی کشیدی😢😢

مگه معاینه نشدی قبلش؟
خب تو ۳۸ هفته میگن که لگن خوبه یا نه برا طبیعی

بخاطر همینه از زایمان طبیعی بدم میاد

خودت طبیعی میخاستی؟؟؟؟؟؟؟

وای🙊

سوال های مرتبط

مامان بچه مامان بچه ۱۱ ماهگی
تجربه زایمانم پارت سه :
رفتم سرویس و بعدش دوش اب گرم گرفتم روی کمرم پنج دیقه ای اب گرم گرفتم و دردم شدیدتر شدم داشتم گریه میکردم از درد . اومدم سر تختم تا میخواستم برم بالای تخت یه درد شدیدی منو گرفت و کیسه آبم پاره شد و یهو آب ریخت ازم . کل کیسه ابم تخلیه شد رو زمین .ماما اومد دید کیسه ابم پاره شد خوشحال شد و منو خوابوند و سرممو زد از اینجا به بعد وقتی دردم میگرفت مرگو به چشمم میدیدم . دستگاه ان اس تی دایم افت نشون میداد بهم اکسیژن وصل کردن ولی بازم دایم اخطار میداد ان اس تیم . ماما معاینه میکرد و بهم میگفت دردت اومد اخراشه زور بده و گرنه بچه از حال میره . بالاخره فول شدم و رفتیم اتاق زایمان . بعد فول شدنم دیگه درد نداشتم و با میل خودم زور میدادم که بچه بیاد بیرون . دو سه بار عمیق زور دادم و بچه رو بیرون کشیدن .از بیرون هم چندتایی بخیه خووردم ولی ماما گفت یه جوری بخیه ات زدم از قبلش هم بهتر شد خدا خیرش بده واقعا واقعا خیلی راضی بودم ازش . یکساعت منتهی به زایمان واقعا مرگو به چشمم دیدم با اینکه دومین زایمانم بود . ولی خداروشکر تموم شد . این هم از زایمان من😍💖
مامان دریا🌊🩷 مامان دریا🌊🩷 ۴ ماهگی
مامان محمد مهدی 💕 مامان محمد مهدی 💕 ۷ ماهگی
مامان پناه❤️🧿 مامان پناه❤️🧿 ۱ ماهگی
پارت ۲
خلاصه من رفتم سمت بلوک زایمان گریم گرفته بود من نمیخواستم طبیعی زایمان کنم چون میترسیدم رفتم تو بلوک منو بردن تو اتاق لباس اینا پوشیدم بعد تو ی اتاق رفتم نوار قلب بچه رو چک میکردن منم درد داشتم ولی ۱ سانت بودم ساعت ۱ رو تخت بودم از درد داشتم میمردم هیچکی بهم گوش نمیکرد میگفتم من درد دارم دارم میمیرم میگفتن تو درد نداری تا ساعت ۸ونیم صبح درد کشیدم ،هیچکی بهم توجه نمیکرد منم نوار قلب رو میکشیدم همش تو دستشویی بودم🤣 ی فشاری روم بود داشتم میمردم با اینکه ۱ سانت بودم بعد صبح دکتر اومد امپول فشار زد بعد یواش یواش دردام زیاد َشد دکتر گف رسیدی ب ۶ سانت دردام زیاد تر شد بعد یکم ک گذشت گفت ب ۷ سانت رسیدی زور بزن دو سه تا زور زدم بعد گف سریع برو اتاق عمل سرش دیده میشه منو دستمو گرفتن سریع بدو بدو رفتم اتاق عمل بعد ۴ ۵ تا زور زدم اومد با اینکه برش ندادن من خودم جر خوردم🤣
بعد منو بردن اتاق عمل از کمر بی حسم کردن بعد بخیه زدن بهم بدتر تجربه عمرم بود خیلی عذاب کشیدم