۲۹ پاسخ

براش آیت الکرسی میخونم ان شا الله صحیح و سلامت باشه 🌹

انشالله ک چیزی نشده،یکم آروم باش،شاید سرش شلوغه ج نداده‌.
امیدوارم زودتر باهات تماس بگیره❤️😘

وای خدا
ایشالله خدا نگهدارش باشه خبری شد ازش خبر بده

ن
عزبزم شکرخداخبری نیست نگران نباش

امیدوارم حالش خوب باشه هرچه زودتر با خبرشی از حالش❤️

سلام عزیزم خوبی انشاءالله ک چیزی نیست نگران نباش ب امید خدا روزهای سخت هم زود بگذرن اگه خبری ازش شد ب ماها هم خبر بده

عزیزم داداشتون جواب داد

عزیزم من شهرکردم اینجا هیچ خبری نیست هفته پیش فرودگاه رو زدن بعدم از اونم هیچ خبری نیست شهر در آرامشه نگران نباش

عزیزم چی شد خبر بده از احوال داداشت واقعا ماهم نگرانیم

عزیزم از داداشت خبری نشد؟

خیره نگران نباش ایشاللهذجواب میده شلوغه سرشون

از داداشت خبری شد؟ حرف زدی؟؟؟

انشالله که خیره

خبری نشد از داداشت

عزیزم داداشت جواب داد؟

ان شالله سالمه سرش شلوقه

تماس گزفتی؟

دختر چیشد خبر بده

وا کجا شهرکرد زدن؟؟داداشت کجاس؟؟والا منم شهرکردم هیچ خبری نیست..اتفاقا من دیروز عصر تو بازار بودم خبری نبود ولی دقیق یادم نیست ۵نیم بود انگار ی دوتا ترقه از این دست ساز ها زدن ولی خبری نیست..نمیدونی تو کدوم محله اس داداشت یا کدوم کلانتری

انشاء الله طوری نیست بد به دلت راه نده

انشاالله ک چیزی نیست عزیزم .برای سلامتیش ایت الکرسی میخونم

😢😢😢 انشالله زنگت بزنه خوشحال بشی

ای خدا قلبم هزار تیکه شده واسه مردم سرزمینم😭😭

خدایا خودت مواظب همه مردم باش

الهی که همین الان بهت زنگ بزنه
خبری گرفتی به ما هم بگو
الهی تنش سلامت باشه

ایشالله که طوری نشده عزیزم بد فکر نکن

عزیزم، جواب داد؟
شاید خوابه

نگران نباش عزیزم. گاهی مجبور میشن گوشیاشون خاموش کنند

میگم صدا اژیر میاد چیکار کنم
تا حالا صدا نمیومد یهو صدا اومد حالا قطع شد

سوال های مرتبط

مامان دلوین مامان دلوین ۳ سالگی
یه چیزی بگم وسط این همه بلا تکلیفی و غم شاید یه لبخندی اومد به لب هاتون
ما دیشب مهمون داشتیم فامیلای دور بودن رو دروایسی داشتیم
هی دختر چپ میرفت راست میومد هی زرتی میگوزید
دوبلره میرفت میومد میگوزید اون بنده خدا ها هم یه لحظه سکوت میکردن و به روی خودشون نیوردن فقط قرمز میشدن
گوز نبودناااااا گوووووووز بودن گذاشته بود روی رگبار و ت‌ِرررررررررررر میگوزید
گذشت تا اومدیم شام بخوریم سفره پهن بود همه سر سفره بودن اقا چشمت روز بد نبینه یهو گفت تررررررررر و خندید
ی۶و گفتم خاک تو سرم به خانما گفتم شرمنده بخدا ببخشید
اونا هم خندیدن گفتن نه بابا بچس نمیفهمه
دخترم تا دید میخندن اومد ب شوهرم گفت عشق کردیا شوهرمم موند توش گفت اره بشین
گفت مث مامانی گوزیدم ببین قاشقم تو هوا خشک شده بود و جمع رفت تو هوا نه میتونستم قاشقمو بزارم دهنم ن میتوسنتم بزلرم تو بشقاب انقدری خندیدن اب شدم از خجالت
تا اخر شب دخترم صدا میزد مامانی میگفتم حانم تا جواب میدادم میگوزید دوباره هنه پخش خونه میشدن و میخندید......




پوشک شیرخشک دختر پسر رفلاکس دختر پسر رشد دختر پسر رشد رفلاکس دکتر سرماخوردگی فرزندپروری