۱۵ پاسخ

خواهرشوهر جزو فامیل نیست پس حسابی ام روش نیست👌

سرد رفتار کردن بی محلی کردن بلدید؟ رفت و امد نکنید زنگ زد گفت میخوام بیام‌خونتون بهونه بیار که نیاد خونه مادرشوهر بود شما نرو اصلا ادم حسابش نکن سه هفتس نیومده برادرزادشو ببینه

ای بابا من خواهرام حتی نیومدن زایمانم چه انتظاری از خواهر شوهر داری ول کن بابا ، خواهر شوهر حالت عادی یه کرمی میریزن

خواهر شوهر کیلو چنده

آره آدم ناراحت میشه بخصوص وقتی خودشون توقعشون بالاست ولی خودشون هیچ کاری نمیکنن
باهاش سرد باش

من کیسه ابم پاره شد زنگ مامانم زدم دوتا خواهرم خواهرشوهرم مامانم همه ریختن تو ماشین باهم رفتیم بیمارستان بعدشم برادرشوهرم اومده بود پشت در اتاق LDR نشسته بودن با شوهرم

بابا من پسرم مریضه سرطان داره این زنیکه خررراب ب شوهرم میگع ما بچع هامون همه مث گل بودن این موردا نداشتیم ایقد دلم شکستتتت ک نگو خودم باهاشون قطع رابطم البته

من بودم ناراحت میشدم ولی خدایی خواهر شوهرایی من اونجور نیسان اولین ادم میان

شاید واقعا سرما خورده بود همون بهتر که نیومد وگرنه شما هم مبتلا میشدین

والا من خواهر شوهر ندارم ولی مردا به خانواده خودشون میرسه یه حرفی بزنی بد برداشت میکنن و ما رو مقصر میدونن والا منم هر سال عید با خانواده همسرم هستیم حتی ۱۳ عید فقط پارسال اونم هردوتا خانواده یکجا رفتیم بعد اعتراض میکنم میگه مگه خانواده ام باهات بد رفتاری میکنن این چند ساله میرفتیم خونه دوست دختر برادر شوهرم شمال بهم خورد بعد ۷ سال البته خانواده همسرم کشیدن کنار بعد حالا چند ماه نامزد کرده میگه اونا عید برن شمال ماهم باهاشون بریم دیگه منم گفتم خودمون خونه میگیریم میریم بدم میاد از رفتار برادر شوهرم چون بعدش منت میزاره

حیف این لحظات قشنگ که ذهنت و آرامشتو درگیر کنی ، بالاخره که میاد هر وقت اومد ازش گله کن بگو جای فامیلای خودم سرافکنده شدیم
بعدشم این چیزا واجب دینی که نیست ،شماهم به وقتش جبران کن

درکت میکنم ازته دل

تازه زایمان کردی ؟
بنظرم اهمیت نده
همونکاری ک کرد توام همون رفتار
اهمیت نمیده اهمیت نده

توهم مثل خودشون رفتار کن عزیزم

چرا منم بودم ناراحت میشدم کارش بدبوده

سوال های مرتبط

مامان فندوق مامان فندوق ۴ سالگی
سلام . حالم گرفتس . ی کاری کردم بدونه منظور بخدا . فقط ترس داشتم نوزادم مریضی نگیره . ولی باعث شد خالم از دستم ناراحت بشع و گریه کنه . روز زایمان خالم همراهم بود تو بیمارستان . پسرم هم سه سالشه با بچهای خالم پیش مامانم بودن تا من مرخص بشم . خلاصه ما مرخص شدیم با نوزاد بعد دو روز متوجه شدم پسرم بیماری دست و پا و دهن از بچهاش گرفته. منم بردمش دکتر از دکتر هم پرسیدم امکان داره نوزاد تازه متولد شده هم بگیره ک گفت بله منم بچه رو گذاشتم تو اتاق جدا و هر کسی ک میدونستم ارتباطی با این بیماری داره رو نزاشتم زیاد نزدیک نوزاد بشه . حتی شوهر و پسرمو هم دو هفته نزاشتم بچه رو بگیرن . خب حق دازم نوزاد چند روزه خدایی نکرده میگرفت چ خاکی تو سرم میکردم مخصوصا با حال پسرمو ک میدیدم تو حلقش هم افت زده بود و از درد فقط گریه میکرد . خلاصه خالم اومد ک بغلش کنه منم با حالت شوخی و اینا گفتم ک ن نمیدم بغلت و هر چی هم اسرار کرد بهش ندادم . الان خواهرم زنگ زد گفت خالع خیلی گریه کزده میگه این همه تو بیمارستان بالا سرش بوذم حالا بچه رو بهم نداده😞
#پوشک
#فرزند پروری