۱۰ پاسخ

هی برام داستان درست میشه ازاین ببعد هیچی رو نمی‌گم بهش .فکرکن بچت دهن لق شوهرت حتی مسائل تخت خواب هم به پدرمادرش بگه مامانتم بشدت دهن لق چرا خدا اینارو گذاشت دورمن؟

عیب نداره بچست خب مثلا دوست داره حرف بزنه بقیه گوش کنن پسرم با اینکه خیلی شلوغه از بچگیش میگفتم فلان چیزو به کسی نگو سرشم میبریدی نمیگفت ولی دخترم میگه سعی کن پیشش هر حرفی رو نزنید تا بزرگ بشه بفهمه رازداری چیه

همه بچه ها همین سنو سال همینطورین اصلا نباید بهش بفهمونی که رازه یا نباید بگی بدتر میگن سعی کن جلوش حرفای مهمو نگی و یا اگر هم گفتی بی تفاوت باشی حساس بشی بیشتر دهن لقی میکنه

خب بچس دیگه چیزایی که محرمانس چرا بهش میگی🤣

منم دختر کوچیکم این مدلی هست ولی دعواش نمیکنم اولاش دعواش میکردم بعد فک کردم و گفتم اتفاقا کار خوبی میکنه بیرون بره یه چیزی بشه سریع میاد بهم میگ
الان هم تو خونه مثلا ب شوهرم گفتم بری تو گوشی دیگ ن من ن تو اونم رفت تو اتاق با گوشیش دخترم پشت سرش دویید دید رفت تو گوشی بدو اومد بهم گف مامان بابا رفت تو گوشی باهاش حرف نزن حرفت رو گوش نداد شوهرم دعواش میکنه منم شوهرم رو دعوا میکنم میگم خوبه بره بیرون چیزی شد نیاد بهمون نگه و ازمون پنهون کنه اتفاقا کار خوبی میکنه
ولی رازهایی ک بین منو دخترم و خواهرش پیش میاد بهشون زیاد تذکر میدم ک فقط خودمون باید بدونیم قرار نیست همه بدونن و گوش هم میده چون تذکر زیاد میدم مثلا حتی ازم میپرسن ک بگیم یا نگیم نشون بدیم یا ندیم ک منم اجازه رو میدم یا نمیدم
بیشتر هم از من حرف شنوی دارن
بخدا پیرمم دراومد تا یادشون بدم

بچه منم اینجوریه کوچکترین چیزا رو هم میگه مثلا یه شکلات بهش بدم میگه بابا مامانم بهم شکلات داد یا هر اتفاقی بیقته میگه

پسر منم همینه هرچی خونمون بشه میره خونه مادربزرگ و عمه هاش میگه😕

وایییی بعضی بچه ها اینجوری ان دخترم سه سالو نیمشه رفتیم پارک شوهرم با پارک رفتم مشکلی نداره ولی نخواستم بفهمه چون بعدش مارا بیزون نمیبره بع دخترم گفتم نگی رفتیم پارک بگو رفتیم بهداشت تا رسیدم خونه به باباش گفت رفتیم بهداشت تاب خوردیم مثلا رازداری کرد اسم پارکا نیاورد اونم فهمید🤣

بچست دیگه پسر منم همینه
دیروز برده بودمش ارایشگاه موهاشو کوتاه کنه تمام اسرارمگو خونه رو به مرده گفت 😂😂😂

بچس دیگه شرایط سنیشون همینه دختر منم ب شدت دهن لقه🤣هنوز متوجه نمیشن

سوال های مرتبط

مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۶ سالگی
تاپیک حاوی متن تکراری !!!!
دوست عزیز اگر نمی تونی راهنمایی کنی و اذیت میشی فقط رد شو برو ولی قضاوت نکن🙏🙏بچه ها یادتونه گفتم برچسب گرفتم واسه دلوین که وقتی پی پی کرد بچسبونه به دیوار تا ماهلینم ترغیب بشه یادتونه ؟؟برچسب ها شده ۵ تا ماهلین فقط واسه دوسه تای اول عکس العمل نشون داد واسه بعدی ها نه ولی من همچنان سر حرفم هستم و گفتم به دلوین بشه ۱۰ تا جایزه میگیرم برات تا ماهلینم ترغیب بشه ولی هنوز هیجی به هیچی الان دیگه کاملا بیخیالش شده من واقعا از این شرایط خسته شدم همش یا دارم پوشک شورتی می خرم یا شورت میشورم الان دیگه از بس شدرت شستن و خسته شدم دیگه تک و توک می اتدازم میره به خدا بچه ای هستش که کاملا آگاهه چون بهش گفتم تو مدرسه اینکارو بکنی دعوات می کنند همه اصلا انجام نمیده ولی بازمن نی ترسم پاش می کنم آخه بچه ای که سوره توحید و کوثر و حمد رو بلده ووسه تا شعر بلده از ده تا ۱ رو یاد گرفته برعکس بشماره موندم چرا نمیگه وقتی هم دعواش می کنم باهاش حرف می زنم خجالت می کشه کلی لباشو گاز میگیره سرشو می اندازه پایین و گریه می کنه امشب خیلی باهاش حرف زدم گفتم یادته پارسال تو بیمارستان بودی گفت آره الکی فتم به خاطر اینکه پی پی رو نمیگی به این روز افتادی می خوای بازم بری بیمارستان گفت نه گفتم پس حرف گوش بده یغلش کردم و گفتم مامان من واقعا خسته شدم از این وضعیت آرزو به دل موندم یه بار بیای اعلام کنی واقعا دیگه نمی دونم چی درسته چی غلط😥
مامان حسین مامان حسین ۵ سالگی
مامان‌ها، ممنون می‌شم تجربه‌تون رو درباره خواب بچه‌هاتون باهام به اشتراک بذارید. 🌷

پسر من ۵ سالشه و عادت داره توی بغل باباش خوابش ببره. من خودم با بغل خوابیدنش مشکلی ندارم، ولی چیزی که واقعاً نگرانم کرده، کیفیت خوابشه.

معمولاً نصف شب یا صبح خیلی زود از خواب بیدار می‌شه و اصلاً نمی‌تونه خودش دوباره بخوابه. حتماً باید صدا بزنه و بغلش کنیم تا خوابش ببره و حتی اون موقع هم کلی طول می‌کشه تا دوباره خوابش ببره. انگار خوابش خیلی سبکه و با کوچک‌ترین چیزی از خواب می‌پره.

می‌خواستم بدونم بچه‌های شما هم این‌طوری هستن؟ آیا بچه‌ای در این سن دارید که هنوز برای خوابیدن و دوباره خواب رفتن به بغل پدر یا مادرش نیاز داشته باشه؟
بعد الان که مدرسه میره صبح ساعت هفت و نیم بابد بیدارش کنم یهو میبینی ساعت ۶ بیدار میشه تا دوباره خوابش ببره میشه شش و نیم هفت، کلا به هم میریزه برنامه ی خوابش، از اون طرف ظهر میاد از مدرسه از ساعت یک و نیم تا سه میخوابونمش بعد شب ده و نیم یازده به زور می‌خوابه صبح هم که قبل اینکه بیدارش کنم خودش بیدار میشه، هم منو بی خواب میکنه هم پدرش رو...

به نظرتون این فقط یه عادت خوابیه یا ممکنه دلیل دیگه‌ای داشته باشه؟ ممنون می‌شم تجربه‌هاتون رو بگید. ❤️