۷ پاسخ

دیشبم سمت مارو زدم تن بدنم میلرزید

دیان من تا الان متوجه جنگ و موشک نشده، اصلا وقتی بیداره خبر نگاه نمیکنیم یا حرفی نمیزنیم، صداییم میاد میگه مامان رعد و برق بود آخ جون قراره بارون بیاد🥺 خدارو شکر این چند وقته بارون اومده🫢
پیاده‌روی و خانه بازی میبرمش و کارای روزمره انجام میدیم فقط مهد تعطیله که گفتم تعطیلات زمستونی بود الانم که عیده،
وقتایی که صدا بلنده دست و پای خودم میلرزه ولی نگام که میکنه تو همون حال که دارم میمیرم از استرس لبخند میزنم بهش ، میبینم که اضطراب نمیگیره، به همه‌ام گفتم حق ندارید راجع به این چیزا جلوش حرف بزنید .

منم خیلی میترسم یعنی کلا با کوچیک ترین صدای لرز به جونم می افته و رنگم میپره حالم بد میشه دخترمم باز منو میبینه میترسه ایشالله ک دیگه تموم شه مردم همه راحت شن

یکساعت پیش زدن یعنی قشنگ تنم داره میلرزه خدا خودش کمکون کنه

برامادیشب زمین لرزه شدمن پاشدم شوهرموبیدارکردم پاشدگفت حتماتوهم زدی بعدصبح دیدیم خبرزده زمین لرزه بوده

من خودم خیلی میترسم خیلی یعنی صدا ک میاد ترسو استرسو دلشوره همزمان میاد سراغم دخترمم میترسه منو ک میبینه بیشتر میشه ترسش واقعا نمیتونم خودمو کنترل کنم ک کمتر بترسم تو خونمون یه جایی رو مشخص کردیم صدایی ک میاد دختر میدوعه میره وایمیسه اونجا کاش هرچه سریع تر تموم بشه این اوضاع

الهی آمین عزیزم

سوال های مرتبط

مامان اوا و هانا🥰💋 مامان اوا و هانا🥰💋 ۵ سالگی
مامان ضحی(ضحا) مامان ضحی(ضحا) ۵ سالگی
سلام مامانا
امروز دخترم تو کلاسشون جشن بود بعد ب بچه ی دیگه کش‌مو پاپیونی دخترم ازش گرفته بود میگفت مال خودمه دخترم هم ازش گرفته بود ک نه این مال منه اون دختره زد زیر گریه ک من اینو میخوام ی دفعه مادر بزرگش و مامانش اومدن تو سینه منو دخترم ک بده بهش گناه داره گریه میکنه من اصلا دخالت نکردم ک ب دخترم بگم بده بهش گناه داره خب دختر منم گناه داره اخه ......
خلاصه مامانش کش مو رو از دخترم گرفت رفت شکلایتی اورد داد دست دخترم اونم داد ب دختر خودش دختر منم گریه اش گرقت منم بلند گفتم مامان این مال تو بود برو بهش بگو بهم بده مال خودمه بعد دخترم ی کم بهونه کرد منم ب صورت اعتراض ک بدونن ناراحت شدم دخترم رو تو بغل گرفتم گفتم برو ازش بگیر گریه نکن برو حقت رو بگیر ....
دخترم رفت جلو ب ی خانمی گفت خاله این کشمو منو گرفته ازش میگیری برام خیلی دلم سوخت اونجا بلند شدم دست دخترم گرفتم رفتم پیششون گفتم خاله این مال تو نیست مال ضحا بوده گفت دوسش دارم گفتم خب ضحا هم کش‌موش رو دوست میخواد مال خودش باشه این کار درستی نیستی وسیله های مرد رو ب زور ازشون بگیری مامانش ازش گرفتش داد دستم منم همون جا دادم دست دخترم و بوسش کردم وسایلام برداشتم رفتم بیرون دیگه مراسم کلاس تموم بود .....
شما بودین چکار میکردین تو این موقعیت گذشت میکردین یا نه حقتون رو میگرفتین؟؟؟؟