۴ پاسخ

تجربه مو گذاشتم برو بخون
منم پسرم شیرخشکی بود ولی چون ج.ن.گ دوازده روزه شد و مال خودشو پیدا نکردیم دیگه شیرخشک زیاد نمی‌خورد و وصل بود ب سینه هام ک‌دیگه جنون بهم دست داد ۱۸ ماهگی بعد واکسن ازش گرفتم و خیلی راضیم
یکی از سینه هامو چسب زدم و رژ و ندادم و شب تو خواب فقط یکی از سینه هامو دادم و از فرداش هردو ندادم و هرچقدر گریه میکردم صبر ایوب داشتم و هرچقدر اربده میکشید. و گریه میکرد منم باهاش گریه میکردم و بهش شیر میدادم و اعصابمو فولادی کردم و کوتاه میومدم و مقاومت کردم و اصلا دلم نسوخت چون ب نفع خودش بود شیر نخوره چون اصلااااا غذا نمی‌خورد
خداروشکر با بهونه گیری و نق زدنا و گریه کردنا و اربده کشیدناش کنار اومدم و از شیر گرفتمش و سه روز اول سینه هام مثل سنگ شد ک کم کم آروم شد
فقط باید صبور باشی و اگه واقعا میخوای از شیر بگیری اصلا هرچقدر گریه نکرد چون پرو میشه و دیگه ول نمیکنه

از پسرمو دوهفته خیلی رقیق درست کردم بعدش هی گفتم اخه اخه نخورد دیگه شیشه رو

چه شیرخشک میدی؟ شهرماهم ببلاک سه نیست.

چون هیدا وابستگی به شیر نداشت خیلی برام راحت بود و تجربه خاصی ندارم
فقط شبها وقتی بیدار میشه بجای شیر اب میدم
روزها هم شیرپاستوریزه با شیره انگور و یا گاهی هم با عسل تولیوان بهش میدم
شیر خالی اصلا دوست نداره چون شیرخشک شیرین بوده
دکتر گفت دیگ اصلا نه با شیشه بهش شیر بده نه با نی و هرنوع مکیدن ممنوعه

سوال های مرتبط