۱۲ پاسخ

اره من که کلا از خودم ناامیدم

وای منم دقیقا همینم

بله واقعا بعضی وقتا کم‌ میارم

من با وجود اینکه بچه دوم مه همش فکر میکنم کم میارم از پسش بر نمیام

تا کسی کنارت هست سعی کن کم کم مسیولیتاشو ب عهده بگیر ادم تنهایی هیچ جوره نمیتونه براحتی از عهدش بربیاد
من مامانم پیشم بود کم کم خودم تمام مسیولیتاشو ب عهده گرفتم مثلا میبردم بشورمش خب اولین بارم بود تنهایی میترسیدم حتما باید یکی کمکم میکرد الان دیگ تنهایی میبرم خیلیم راحت

من هر وقت گریه میکنه از خودم بدم میاد ک نمیتونم مامان خوبی باشم واسش

اره من حس میکنم حتی نمیتونم بغلش کنم یا سینم و نمیگیره همش میترسم بغلش کنم از دستم بیافته

من برعکس فکر می کنم بهترین مادر دنیام 😂

البته سن من بیشتر از شماهاست شاید دلیلش این باشه

من خداروشکر تونستم از پسش بر بیام بچه اولمع و واقعا خدا بهم کمک می‌کنه که میتونم از پسش بر بیام من بشینم با خودم بگم چه فایده نمیتونم از پیش بر بیام که نشد باید با خودمون امیدواری بدیم و خدا ضد در صد کمک می‌کنه نگران نباش هم دو ماه اول خیلی سخته بعد درست میشه اون بچه ها به ما نیاز دارن خدا حتما یه چیزی درون ما دیده که مارو مادر کرده عزیزم

من بچه اولم ۴ سالشه هنوز گاهی میگم نکنه تا اخر از پسش بر نیام
طبیعی نگران نباش
ما همه مامانای قوی هستیم که گاهی خسته و ناامید میشیم ولی دوباره به حالت قوی بودن خودمون برمیگردیم

نه چرا اینطوری فکر می کنی عزیزم
ما نهایت عشقمون رو بهشون میدیم

منم همینطورم هی میگم مامان خوبی نمیشم من🥲🥲

سوال های مرتبط