۲۱ پاسخ

سلام عزیزم🥹
من از فالوورات بودم
تا اینکه الان تاپیکت رو دیدم
حوراگلی خوبه🥰
خودت خوبی

دقیقا
هممون یه روز تنهایی رو میخوایم😭🥺
بارها از خودم میپرسم قبل از بچه دار شدن از چی خسته میشدم 😂😂😂
خدا صبر و توانمونو زیااااااااد کنه الهی

منم خستم بریدم
بیشتر ازدست شوهرم😭خانوادش
خستم
کاش .......

وای دقیقا وصف حال منه😭 حالم خیلی بده😭 خسته م

مادرت نزدیک نیست بزاری پیشش یه روز؟

ما سه هفته هستش از تهران اومدیم ویلای پدر شوهرم ...مادرشوهرم بنده خدا خودش هر روز سوپ و غذا میزاره با دخترم بازی میکنه جدا براش غذا میزاره لباساش رو میشوره با ماشین میبرمش بیرون میگردونه فقط شبا من میخوابونمش و حمام میرم ی ذره زندگیی میکنم بعد از یک سال ....خدا ازش راضی باشه

چقدر توام من😫😫😫فقط بخوابم یروز۱

شرایط همه عین همه😔😔

درکت میکنم عزیزم
بچه آزادی از آدم میگیره

درکت میکنم
منم هم زمان دارم دوتارو نگه میدارم پسرمو با دختره پنج ماهم. بخدا ی شب میخوام ک تا صبح فقط بخوابم همین
شوهرمم ک عین درخت چنااااااارررر بی ثمر. رفته شهرستان مثلا برا کار😐😑😑😑😑😑

من سه هفته س خونه مامانمم بد اخلاقی و لجبازی و بدغذایی و نخوابیدن و شیر نخوردن پسرمو دیده این چند روز میگه دیشب نشستم واست گریه کردم ینی تو این چیزا که داره منو روااااانی میگه بهم حق میده ولی باز اگه جلوش حرف بزنم بهم میگه ناشکری😂

دقیقا منم امروز تو حموم ب این چیزا فکر میکردم
دلم یک خواب راحت یک غذای آروم
یک حمام و سرویس رفتن بدون عجله
یک آرامش و وقت اضافه
یک فیلم دیدن بدون اینکه هی دنبال بچه باشی
میخاااااااد
اما چیکار کنیم مجبور به زندگی مادرانه هستیم
و خداروشکر🙂🙂🙂

اره میدونیم واقعا چی میگی ادم دوست داره یکم ذهنش آزاد شه همش مسئولیت استرس

درکت میکنم من که پسر دارم
خیلی شلوغ و خیلی هم زود راه افتاد ۹ماهش بود قشنگ پدرم در اومده

همه حرفات درسته
من امروز مهمون داشتم واقعا با بچه سخته گوه خور شدم.

با پوست و گوشت و استخون درک میکنم
من فقط یک شب تا صبح خواب میخوام
دیگه جونی ندارم

واقعا سخته، اگه باباش درک نکنه بدتر، من هر وقت به مرز انفجار میرسن تهش میگه میخواستی بچه نیاری عرضه نداشتی

حق داریییییی کامل
من قبلا عاشق مهمونی رفتن بودم حالا میکم فقط مهمون بیاد خونمون خیلی بهتره اصلا هیچ جا نریم

بخدا منم اینجوریم

خوب یه روز بزارش پیش مامانت

واقعا درکت میکنم خیلی سخته بچه داری❤️

سوال های مرتبط

مامان 🩷twin🩵 مامان 🩷twin🩵 ۱ سالگی
#پارت ۱۴_ زایمان زودرس
#فرزند_پروری
دیگه داشتم ترخیص می شدم و مجبور بودم بچه هام رو توی بیمارستان بذارم و برم و این حس برای مادر یه حس خیلی بده ولی خب چاره ای نبود بچه ها رو بیمارستان گذاشتم و رفتم خونه از این به بعد داستان من خیلی سختتر می شد یک مادر تازه زایمان کرده با شکم پاره قرار بود از این به بعد هر روز کلی شیر بدوشه و بده که همسرش ببره بیمارستان برای بچه هاش
چجوری قرار بود بدون مک زدن یه بچه بتونم شیر بدوشم ولی سعی می کردم که مرتب این کار رو انجام بدم با استفاده از شیر دوش شبانه روز بیدار می شدم و هر دو ساعت شیر می دوشیدم تا یک هفته گذشت
خیلی امیدوارتر شده بودم به زنده موندن بچه هام ولی هر روز دکترا ناامیدمون میکردن و میگفتن بچه های به این زودی معلوم نیست بمونن یا نه و شاید بمونن و هزاران مشکلات دیگه براشون پیش بیاد اصلا به ما حس خوبی نمی دادن ولی من اعتقاد داشتم بچه هام خوب میشن و میارمشون خونه
صبح روز بعد روز سوم زایمانم زنگ زدمnicu و معجزه دوم خدا رو با چشم دیدیم بچهای من بدون اکسیژن دیگه نفس میکشیدند(اکثر بچهایی که انقدر زود بدنیا میان حتی ممکنه تا ماه ها وابسته به اکسیژن باشند)
و گفتن شرایطشون بهتر بشه از بخش پرخطر میبریم nicu2
مامان نور چشمام❤️‍🔥 مامان نور چشمام❤️‍🔥 ۲ سالگی
یهو فکرم خیلی درگیر شد نمیتونم بخوابم بسکه پاهامو تکون دادم حالم بد شد، لطفا نظرتونو بگید در مورد چیزی که میخوام بگم
خانوما من یه پسر یه سالهو یک ماه دارم بعد از دو بار سقط خدا بهم داده حالا خیلی نگرانم که پسرم تنها نمونه و یه خواهر یا برادر داشته باشه خودم دوست دارم داداش داشته باشه حالا بگذریم، همسر من از من کوچیکتره شرایط زندگیمم اینکه مستاجر با یه درآمدی که همه چیم روبه راهه در حد معمول،دست تنهام هستم یعنی فقط فقط فقط شوهرم کمک حال منو زندگیمه اینجوری بگم که بعد سزارین خودم پسرمو بعد دوروز بردم حمام،از طرفیم افسردگی بعد زایمان گرفتم که تازه رفتم تحت درمان هی فکر میکنم میگم نکنه تو باردار شدن به مشکل بخورم نمیدونم که بچه دار بشم یا نه،شوهرم باز بچه میخواد ولی میگه حالا نه ولی من خودم به خاطر سنم میگم اگه قراره بیارم زودتر اقدام کنم، اصلا یه سر درگمی دارم نمیدونم چک شده این موقع شب 😔😔😔😔😔😔خانواده سوهرمم شهرستانی هستن الان که شکر خدا رفت آمد نداریم ولی میدونم بعدا هی میخوان گوه بخورن که یه بچه بیار یعنی واسه اونا بچه آوردن هیچ غمی نداره زرت زرت میزان بدون هیچ درک و فهمی از دوران زایمان بعد زایمانو بچه بزرگ کردن
مامان آنا مامان آنا ۱ سالگی
با ما از گزونیه پوشک صحبت نکنید



چون اینابرای یه مادری که گرونترین داروهارو میده به بچش و همش استفراغ میشه رو فرش گرونترین فوق تخصصها و بیمارستانها
و چون هیچی نمیحوره که پوشک کثیف کنه شاید یک هزارم مشکلاتمونم به حساب تیاد قیمت پوشک
راستش میگم خوشبحالشون که دغدغه شون قیمت پوشکه
کاش بچه منم میخوردو پوشک کثیف میشد و مینداختم دور با خوشحالی
دیشب تاپیک زدم انقد گفتن ناشکر و کفر گفتی و اینا
حالا خودشون تحمل یه پول پوشکو ندارن هی تامیک میزنن
اینا اصلا در برابر مشکلات امثال ادنایی که بچه شون مثل مال مته هیچه
بخوام مثل خودشون قضاوت کنم باید بگم لطفا ناشکری نکنین پوشک گرونه ناشکری نکنین بچه تون نمیخوابع
ناشکری نکنین مریض شد تب داره
و هزارتا ناشکری نکنین های دیگه
که اینجوری اصلا کسی نباید اینجا حرف بزنه
فقط نوبت ماها که بچه مون دائم الاستفراغه و هیچ جوره خوب نمیشه حرف بزنیم میشیم یه استرسیه ناشکر
والا من تو عمرم کلمه رفلاکس به گوشم نخورده بود که بخام استرسشو داشته باشم و به بچم منتقل کنم که اونم رفلاکس بگیره
حالا برچسب اینکه چون استرس دارم بچم غذا نمیخوره بهم زده شد