۱۲ پاسخ

من میدم خونه مامانم روزایی که خرید دارم می‌خوام برم بازار اوایل عذاب وجدان داشتم ولی الان دیگه عادی شده برام بلاخره ماهم آدم هستیم نیاز به استراحت داریم

منم اونطوری حس میکنم وقتی سرکارم دل مادرانه هست دیگه
بازم شکر کن نگه میداره آدم تنهایی از پا میوفته

منم طبقه بالام پسرم از صب تا شب پایینه
فقط موقع خواب میاد بالا🤣🤣🤣🤣البته لج کنه نمیره
من خودمم میرم پایین پیشش

خداروشکر کن ک هستن دوساعت بچتو نگه دارن والا من اسیرم

خیلیم دلت بخواد😢😥

کاش منم یکی رو داشتم روزی دو ساعتی نگهش میداشت😁

دهن تلخی میکنه ب جهنم دوراز جون بچت وا چ پررو مگه بچه اونه بچشب ب بچت من شوهرم دوروز یبار درحد پنج دقیقه مسبره پایین میاره

نه عزیزم عذاب وجدان نداشته باش میدونی چقدر بعدش با انرژی بیشتر میتونی برای اون بچه وقت بگذرونی ، من شوهرم که میاد خونه بچه رو نگه میداره یه موهامو شونه میکنم ، خونه رو مرتب میکنم اینقدر خوشحال میشم که با انرژی بیشتر و حس بهتری بعدش بچمو نگه میدارم

نه من نمیدم سعی میکنم خودم یا همسرم باشیم
بدم هم زیاد نمی‌مونه ده دقیقه ای برمیگردونن
منم طبقه ی بالاشونم

خوووش ب حااالت.

نه من نزدیک نیستم ولی میرم اونجا دخترم همش با مادرشوهرمه و من واسه خودم لذت میبرم

نه چون کسی رو ندارم نگه داره

سوال های مرتبط

مامان لارا مامان لارا ۱۶ ماهگی
میگم چرا مادرشوهر من همش فکر میکنه من بچه داری بلد نیستم...
خیلی حس بدی میگیرم تا چند روز روانم بهم میریزه راجع به جرفای بقیه اینجوری نیستم ولی مادرشوهرم یکجوری حرف میزنه انگار با حرفاش عذاب میکشی....نمیدونم چکار کنم انقدر روانم بهم نریزه از حرفاش...شیر میدم بچه رو میگه همینقدر سیر نمیشه که من بچمو اینجوری شیر میخوردن غذاشو میزارم جلوش سریع میاد قاشق دهن بچه بزارید بچه آب شد هیچی تو دهنش نمیره یا میگه همش همینقدر میخوره تلویزیون روشن کنید آهنگ بزارید پویا بزنید که بیشتر بخوره درصورتی که هرچی بخواد میخوره از اول ۶ هم همین بود غذا جلوش بوده هرچی خواسته خورده...لباس تنش میکنم یکم پاهاش دیده بشه میگه وااای بچه رو به سرما دادی در صورتی که من دخترمو میشناسم که به گرما طاقت نداره لباس میخرم براش میگه واای اینا چیه خریدی براش....دیشب به شوهرم میگم نکنه واقعا من مامان خوبی نیستم بعد شوهرم میگه من میبینم که تو چه مامان خوبی هستی به حرف بقیه گوش نکن ولی حرفای مادرشوهرم خیلی نیش داره نمیدونم شایدم رو اون حساس شدم....