۸ پاسخ

پدرمنم خونه باغ داره روستاهای نزدیک تهران
دقیقا گاز نداره با کپسول
برق نداره با موتور برق
ابم لوله کشی نیست . چاه اب داریم داغ باغ.
سختی های خودشو داره ولی من دوسش دارم بچه ها واقعا ازادن اینطوری

تصویر

مهم اینه که بچه ها کلی بازی کنن
اب و گاز حل شدنیه بابا

به به چه باصفاست

خیلی قشنگه جای شکرش باقیه

عزیزم انشاا...روزهای سخت تمام میشن خداروشکر حداقل این خونه باغ باباتون دارن همش نمی خواهید داخل خونه باشید .

خوش بگذره عزیزم حداقل اینجوری بچه ها تخلیه انرژی میشن و کیف میکنن، منم واقعا دلم برای روزهای شلوغ و پرمهمون عید تنگ شده 🥺

وای چقد قشنگ خوش ب سعادتتون

چ باصفا خوش بگذره البته از خونه موندن هزار بار بهتره اونم کنار پدر مادر منی ک ندارمشون میفهمم 🥹

سوال های مرتبط

مامان ماهلین🌙 مامان ماهلین🌙 ۴ سالگی
#فرزند پروری#کودک#نوزاد#رفلاکس#کولیک#شیرخشک#پوشک#درد#تب#استامینوفن#سرماخوردگی#زایمان
.
.
بی حوصله ام و خسته
دیشب انقدر خسته و عصبی بودم قرص اعصاب خوردم و خوابیدم
متوجه صداها نشدم
ولی از وقتی اخبارش رو میخونم و میبینم
از یه طرف برای مردمم اموالشون خونه زندگیشون و جونشون داغون میشم از یه طرف برای شهرم که غم روی همه ی زیبایی و عظمتش رو پوشونده ناراحت میشم🥲😭خدایا مردم هیچ گناهی ندارن که دارن جونشون رو ازدست میدن یا حتی اموالشون رو😔
خدایا خودت رحمی کن به حال مردم تمام کشور😓تمومش کن دیگه
چه گناهی داشتیم ایرانی هستیم و ایران دنیا اومدیم
.
.
.
نحس ترین سالی بود که گذشت و نحس ترین عیدی که به چشمم دیدم عید امسال بودم
هرسال ذوق عید رو داشتم یکم تولدخودم دهم تولد بابام بیست و یکم تولد دخترم و...ولی هیچ ذوق و شوقی نبود هرچی هم بود از سر اجبار و نقش بازی کردن بود ولی دیگه این نقاب هم داره میفته🫠🤕
.
.
#فرزند پروری#کودک#نوزاد#مادر#زایمان#کولیک#تب#درد#اسهال#سرماخوردگی#خواب
مامان آریا مامان آریا ۴ سالگی
فرزندپروری شیرخشک نوزاد کولیک پوشک دارو پستونک شیشه شیر
برو اکسپلور برو فرندپروری برو ویترین اوووف
مامانا من هر وقت میرم خونه پدر شوهرم باید مراقب باشم! چون پدر شوهرم میگه بچه ها هر چیزی خونه ما خواستن بدین و بخرین و.. فقط من صدای جیغ و گریه شونو نشنوم!با اینکه میدونن من قند و نوشابه و گوشی دیگران رو بهش نمی‌دم یا با کسی در مغازه نمیفرستم تا عادت کنه اما همه این کارت رو میکنم تا خونه خودشون به اصلاح (خوش بگذره و عادت کنن برن بمونن) کلا به جز پسر من دوتا نوه ی دیگه هستن دخترای جاریم که جاریم همیشه رعایت می‌کنه و باج میده تا صداشون درنیاد و پسر منم از دختر عموش یاد گرفته اونجا میریم داد میزنه من گوشی بازی می‌خوام گوشی بقیه رو میگیره امشب هم همینکارو کرد باز پدر شوهرم گوشیشو آورد بده ولی من خیلی بلند و جدی جلو همشون گفتم آریا جلو باباجونتم گوشی بازی نوبتت نیست نمی‌دم شروع کرد به داد و هوار زدن و باز پدر شوهرم رفت تو اتاق دروکوبوند منم بچه رو برداشتم اومدم خونه چون هر چی به شوهرمم میگم لباسشو بیار بریم وایستاده می‌خنده! الان اومدیم خونه عین بچه آدم داره بازی می‌کنه!,
می‌دونم مشکل اصلی اول همون حس پسرمه که انگار مامان تو دیگه اینجا دستت کوتاهه! درصورتی که هیچ جا حتی خونه بابام اینطوری نیس!
از این به بعد هم همین طور کنم یا باز سعی کنم بهش باج بدم؟!,
وقتی هم نمیریم مادر شوهرم هی میگه شما نمی‌خواین خونه ما بمونه و...