تجربه
خب بخوام شروع کنم اول از همه باید بگم به عنوان کسی که خیلی حساس بود رو همه چی حاملگیه پر استرسی و تجربه کردم اونم الکی و حساسیت بیجا
اگر برمیگشتم به عقب تا میتونستم از وجود پسرم تو دلم لذت میبردم واقعا حاملگی خیلی شیرینه به شرطی که استرس نداشته باشیم
من هفته ۱۲ فهمیدم جفت پاییینه چقدر سر اون استرس کشیدم ولی هفتم رفت بالا خوب شد دقیقا چیزی که دکتر گفت
بعد سر هر چیز کوچیک استرس داشتم
هفته ۳۲ قتن جفتم گرید سه شده و اب کیسه اب۲۱ شده احتمال زایمان زودرس دارم و امپول ریه زدم
جفت گرید سه یعنی جفت پیر شده و احتمال جدا شدن جفت و کم وزنی جنیین هست
اینا تمام استرسایی بود که با تحقیق کردن بیشترم میشد
ولی همه این استرسا الکی بود
۳۸ هفته زایمان کردم
وزن بچه ۳۲۰۰ بود کییع ابمم پاره نشد
خلاقه خواستم بیام تجربمو با بقیه در میون بزارم و بگم توروخدا به حرفای چرت و منفی بقیه اهمیت ندین اینجا خیلیا میان با حرفاشون استرس میدن در حالی که چیزی نیست
تا میتونید از روزای بارداریتون استفاده کنین که بهترین روزاس مثل من با استرس نگذرونین
امیدوارم همتون نینیای گلتون سالم بغل بگرین

۴ پاسخ

من کلا ادم استرسییم تو بارداری داغون شدم 🥹😭 الانم آب دور جنین تو ۳۰ هفته و ۲ روز ۲۰ شده
۲ بار هم قند چک کردم آزمایشامم اوکی بوده
دارم دیوونه میشم از فکر و خیال 😭

مال من اصلا بحث استرس نبود.. کلا ادم استرسی نیستم... ولی از بس حالت تهوع و ورم داشتم فقط و فقط زجر کشیدم اخرشم ۳۵ هفته افتادم سر خونریزی بچم ده روز رفت تو دستگاه گاهی بحث استرس نیست فشارهای خود بارداریه که ممکنه افسردگی یا استرس بیاره من که خیلی اذیت شدم درکل

وای چقدر حرفات ارومم کرد دارم خودمو پیر میکنم با ترس استرس فقط ی جا میرم دلم نگرانی بچه هست خدایا ب تو بچم می‌سپارم خدایا عاشقتم یاامام رضا منم خیلی بارداری سختی داشتم ولی بقول شما دیشب ب شوهرم گفتم خیلی الکی خودمو نابود کردم

وای منم جفتم پایین بود رعایت نکردم یعنی بلد نبودم دکترم گفت کاریش نداشته باش خودش می‌ره بالا منم بچه اول هیچی بلد نبودم کلی تو دستشویی زور میزدم جفتم سر راهی شد ماهای آخر فقط با استرس و گریه و خون ریزی سپری شد
اما الان خیلی دلم تنگ میشه برای وقتایی که دخترم تو شکمم بود و تکون میخود

سوال های مرتبط

مامان محمد❤️و ایلیا🩵 مامان محمد❤️و ایلیا🩵 ۷ ماهگی
تو پست قبلی تجربه ی باردار شدم با وجود ناباروری تو بارداری قبلیم رو نوشتم ایندفعه می خوام تجربه ی خود بارداری رو بگم که بازم برای من معجزه بود
تو بارداری قبلی بخاطر طول سرویکس کوتاه ۱۸ هفته سرکلاژ شدم که بازم با وجود سرکلاژ ۳۴ هفته کیسه آبم پاره شد وزایمان کردم بعد توی این بارداریم دکترم گفت بهتره که سر کلاژ کنیم چونکه بازم با وجود سرکلاژ زود زایمان کردی منم گفتم انشاالله که لازم نباشه بعد ۷هفته بهم گفت شیاف بزن که گوش نکردم ۱۲ هفته رفتم سونو طول سرویکس ۳۶ بود که گفت خوبه ۱۵ هفته رفتم که بازم ۳۶ بود ( بخاطر چک طول سرویکس دوباره برام سونو نوشت)از هفته ی ۱۲ شیاف می ذاشتم روزی یکی بعد ۱۸ هفته رفتم طول سرویکس شده بود ۴۳😳😳 دکترم گفت عالیه چیکار می کنی گفتم هیچی حتی استراحت هم ندارم چون بچه ی کوچیک دارم بعد گفت شیاف هم نمی خواد بذاری اینم بگم که خودم چون استرس داشتم همش احساس می کردم بچه پایینه و طول سرویکسم اومده پایینو و حالم خوب نیست ولی هر دفعه می رفتم سونو می گفت خوبه بعد تا ۲۷ هفته که لک دیدم از اونجا یه شب درمیون شیاف زدم تا ۳۰ هفته که طول سرویکس ۳۸ بود که دکترم گفت خیلی هم بالاست ونیاز نیست امپول ریه بزنیم در اخر هم ۳۸ هفته برام تاریخ سزارین زد بعد چون سنگین شده بودم از ۳۶ هفته کلی پیاده روی کردم که زودتر زایمان کنم ولی اصلا انگار نه انگار😅
۳۸ که رفتم برای سزارین موقع عمل دکترم گفت بچه خیلی بالاست باید شکمتو فشار بدم که بیاد پایین در این حد بالا بود
گفتم بیام اینترو بگم شاید استرس کسی رو کم کرد چون خودم تو بارداری یکسره دنبال تجربه های بقیه بودم که ببینم کسی بوده با سابقه ی زایمان زود رس بارداری بعدیش خوب باشه که ندیدم ولی خودم خوب بودم
مامان فندق مامان فندق ۲ ماهگی