من براي اولين بار خودمو ناتوان ديدم😓ديدم نميتونم از بچم دفاع كنم، تنها بودم خونه، دخترمو بغل كرده بودم دور خونه راه ميرفتم صلوات ميفرستادم، ديدم تموم نميشه صداها، انگار بالاسرم بودن، دخترمو گذاشتم دم در،دوييدم كاپشنشو اوردم تنش كنم كه برم پاركينگ😭😭هيچ كاري نميتونستم واسش انجام بدم،دلم هزار تكيه شده بود،خدايا خودت پناه هممون باش🙏🙏🙏
من افسریه از سه روز به عید بچه ها رو جمع کردم اومدم کرج خونه مامانم اصلا نمیشه موند هر دیقه میزد الانم شوهرم زنگ زد همون هشت اینا شوهرم خونس میگه جوری میزد گفتم الان ساختمون میاد پاین از ترسشون شوهرم مادرشوهرم جاریم و پسرش رفته بودن تو دسشویی
بله عزیزم همه جا بودن
من غربم شنیدم انگار بالا سرم بود
بلـــــــــــــــــــــه 😐 شما میدونیــــن کجا بود؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.