۱۰ پاسخ

خو اون آدم معمولی نبوده
زن و بچه یه آدم مهم و نجبه و رزمنده بوده
بعد اون روستا و اراک هم شهر و خونه پدریش بوده
چون تهران شرایط بد بوده اون رفته خونه مادرش بعد زایمان

واقعا همینه
عمر و زندگی دست خداست
اگه پیمونه عمر پر بشه ها ممکنه بخوابی و‌دیگه بیدار نشی یا اینکه پات سر بخوره بیافتی و تموم
اما خب انسان ترس هاش هیچوقت رهاش نمیکنن
الان هممون شبانه روز استرس اینو داریم سقف خونمون رو سرمون خراب نشه اما اگه مقدر شده باشه زنده بمونیم حتی زیر آوار هم گیر کنیم میمونیم
مثل یه سری از کسایی که تو مدرسه میناب زنده موندن بعد اون همه موشکی که زدن💔💔💔😢😢😢😢

وای چه دردناک خدا لعنت کنه خائن های وطنی که تا کجا این بنده خدا رو زیر نظر داشتن چقدر دردناک 😭

مگه پدر اون بچه نمی‌گفت که آدم معمولی و مغازه داره و این چیزا

دقیقا همینطوره💔

دقیقا همینطوره عزیزم ، شهادت مرگ رو جلو نمیندازه ، فقط نحوه مردن رو عوض می‌کنه ، به قول رهبر شهیدمون شهادت مرگ تاجرانه هست ، وقتی موعدش برسه باید تموم بشه ، حالا یا با تصادف یا بیماری یا با شهادت .
فقط خدا به دل بازمونده های مجتبی سه روزه عزیز و مادرش صبر بده . خیلی درد سختیه... 😞

واقعا همین طورقربون بزرگی خدا

عزیزم زمانش ک فرا برسه میشه مهم نیست کجا باشیم

همون ک اسم پسرش هم مجتبی بود میگی 😭😭

از مرگ نمیشه فرار کرد

سوال های مرتبط