فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
دیشب من جایی دعوت بودم، خاله شوهرمم بود که یه پسر سه ساله داره
با بچه های من بازی میکردن خب به طبع یه کم سر و صدا هم داشتن که من هرازگاهی به بچه های خودم تذکر میدادم و کمی آروم میشدن
یهو خاله شوهرم گوشیش رو دراورد که مثلا داره با یکی حرف میرنه
یه صدای ناجوری پخش شد که باشه باشه الان میام بچه ها رو میندازم توی گونی میبرم یه عکس خیلی وحشتناکم روی گوشیش بود البته من نذاشتم عکس به بچه های من نشون بده میگفت ببینید شلوغ کردید ممدقلی داره میاد
پسر خودش که داشت سنگ کوب میکرد
پسر منم اولش ترسید ولی بعدش که بهش توضیح دادم قبول کرد که چیزی نبوده
ولی دخترم ۲/۵ سالشه خیلی ترسیده، هرچی هم بهش توضیح میدم الکی بوده قبول نمیکنه میگه ممدقلی الان میاد
خاله شوهرم میگفت من همیشه اینو به پسرم نشون میدم
همونجا هم باهاش بحثم شد که آخه چیه توی گوشیته
حالا نمیدونم ترس دخترم رو چطوری بریزم
میشه لطفا راهنماییم کنید خیلی نگرانم

۶ پاسخ

چی میگذره تو مغز یه سریا واقعا درکشون نمیکنم چرا اینطور با بچه رفتار میکنن ای کاش خیلیا که لیاقت بچه دار شدن ندارن هیچوقت صاحب بچه نمیشدن هنوز تو قرن بیست و یک یه سریا انقد احمق که نمیدونن همه ی اینا تروما میشه برای بچه

والا منم از ممد قلی می ترسم چه برسه به بچه

دقیقا چند ساله پیش زن داداشم همینطور دختر منو با این ویدیو مسخره ممد قلی ترسوند و به شدت باهاش برخورد کردم دخترم تا چند وقت از سایه خودش می ترسید نمی دونم علت این همه بی فکری چیه مگه بچه عقلش مثل ادم بزرگه اخه

عجب ....من هم چندبار بچه ها الیته نشون پسرم دادن و ترسیده بود....من گفتم الکیه وجود نداره...حالا شما ی جور سعی کن به زبون خودش بفهمونی که اسباب بازیه و اصلا نمیتونه بچه ها رو اذیت کنه

صاحبخونه ما هم بچه هاشو باوممد قلی ترسونده بود یه روز مارو دعوت کردن برای باغ دختر منم ترسوند منم گفتم ممدقلی پدربزرگشونه که تو باغ دیدی همون که پیر بود اسمش ممدقلی هست شلوغی کنن داد میزنه سرشون میگه بشینید دیگه اروم شد دیدم باز دارن تکرار میکنن
رفتم به خودش گفتم به زنیکه
گفتم ممدقلی رو یاد بچه من ندید اون دفعه بچه هات گفتن مجبور شدم پدرخودتو ممدقلی کنم الان فکر میکنه بابای تو ممدقلی هستش اینکارو نکن درست نیست خیلی ناراحت شد اینجوری گفتم به پدرش😂 ولی دیگه ترکش کرد الان بچه های خودش هم‌نمیگن

وای دختر من دو سالش بود قوم شوهرم میترسوندنش که یه جا بشینه اخه دختر من پرانرژیه حسابی دعواشون کردم دیگه بعد این جرات ندارن بترسوننش

سوال های مرتبط

مامان حسین کیان مامان حسین کیان ۶ سالگی
سلام مامانا خوبین کوچولوهاتون خوبن خسته نباشید عصرتون بخیر لطفا منو راهنمایی کنید همسرم برای منو بچه هام خیلی خیلی خسیس بازی در میاره همیشه میگه ندارم قسط دارم بدبختی دارم در صورتی که دورغ میگه پول داره بعد خواهرش شوهرش بچه ش اومدن خونمون من بهترین پذیرایی رو انجام دادم ازشون در صورتی که خانواده من میان اینجوری نیست موقع رفتن خواهرش میگه ما میخوایم بریم کرایه نداریم سه میلیون پول بده بهش داد شما باشین ناراحت نمیشین عید بچه ها مریض شده بوده گفتم ببریم دکتر منو بچه ها رو به فحش گرفته بود چرا مریض شدن باید ببرم دکتر برو بزار بابات ببره در صورتی که خونه مادرش بودیم الان من دو ساله میگم پریود نمیشم پول بده برم دکتر میگه ندارم منم الان باهاش دعوا کردم آخه اولین بار نیست که بهشون پول میده بر نمی‌نمیگردونن اون پول رو و خیلی چیزای دیگه ابن الان از سرکار اومده من چی بهش بگم
فرزند پروری تب پوشک فرزند پروری تب پوشک فرزند پروری تب پوشک فرزند پروری تب پوشک فرزند پروری تب پوشک
مامان سامیار مامان سامیار ۶ سالگی
فرزند پروری فرزند پروری تب استامینوفن استامینوفن سلام عزیزان یه مشورت خواستم من فردا تولد دخترمه چهارسالش میشه ،پیر داداشم هم فردا تولدشه فقط همین دوتایم تو این شهر ،دیروز زن داداشم پیام داده من رفتم پسرمو واسه تولدش بردم بیرون رستوران اینا هدیه گرفتم براش تموم قراره برا تولد دخترم بابام مامانم از شهرستان بیان گفتن با هم بگیرین منم گفتم باشه بهش گفتم تو هم یه کیک بیا با هم باشن گف نه من گرفتم اینم بگم من همیشه تولد اینا مناسبت میکیرم وچدعوت میکنم ولی اونا نه همیشه تک خوری میکنن وکادو هم مثلا یه وسیله کو چکی میگیره که رو هم صد تومنی نمیشه حالا شوهرم میگه نه میان مفت خوری تازه اونا هیچ دعوت نمیکنن خودمم قبول دارم ناراحت هم هستم با این رفتارشون خودمم قصدم دعوت نکردنشونه ،بچه های منم یبار دوست دارن برن تولد اونا ولی اونا دعوت نمیکنن چن بار به زن داداشم گفتم خودشو زد به یه راه دیگه ،نظر شما کار درستی میکنم دعوت نکنم با هرکس مثل خودش رفتار کنیم؟؟؟