بچها مشاور کودک آنلاین سراغ ندارین؟؟
گفته بودم مهتا تو جمع و خونه کسی اصلا نمیاد بریمم جیغ و گریه مگر اینکه محیط باز باشه اول از همه هم بریم جای آشنا باشه بعد کم کم مهمونا اضاف شن بچه هام باشن نیم ساعت وایسه..
عصری باغ بابام بودیم اونجارو دوس داره بعد که مهمونا اومدن شب شد سردم بود نمیومد بریم داخل ظرف خوراکیشم انداخته بود تو خاک بخاطر همونم خیلی لج گرفت و جیغ و گریه وحشتناک خلاصه بردمش تو با چنتا شکلات اینا آروم شد یکم ولی هی میگفت بریم خونه و گریه 🤦🏻‍♀️
1ساعتی نگهش داشتم دیگه گفتم شوهرم ببردش با ماشین دور بزنه که نرفت و بدتر گریه کرد.. اومدیم بیایم خونه پدرشوهرم میگه باز میخاین ببرینش کنج خونه😑 گفتم خب مگه نمیبینین گریه میکنه بند نمیشه بقیه هم اعصابشون خورد میشه.شوهرم درومده بهم میگه دل به دلش نده منم گفتم باشه پیش تو بمونه من میرم داخل ببینم تو چیکار میکنی اونم پشت سرم اومد تو🤐 با بچه ای که کل ساختمونو گذاشته رو سرش جیغ و داد و.. عصبی شدم زدمش زیربغل اومدم ماشین برگشتیم
شوهرم میگه هیچجا دیگه نباید بریم تا خوب بشه این اخلاقش میگم اینجوری که این هیچ وقت درست نمیشه با مربی کلاس مادرکودکش گفتم گف زیاد تو جمع ببرینش و پارک و خانه بازی و..
میبرمش دوماهه پارک و بیرون ولی فایده نداره حتی دیروز خونه بابامم دعوت بودیم یه سره گریه کرد زود برگشتیم

والا کم آوردم بخدا موندم این چرا اینجوری سرم میاره😪 😭 انقد گریه کردم و زدمش نمیدونم دردمو به کی بگم چیکار کنم و..

فرزندپروری، پوشک شیرخشک

۷ پاسخ

عزیزم دختر منم دیروز رفتیم خونه بابام گریه می‌کرد نمیومد تو هر چقدر نازشو کشیدم هر کاری کردم دیدم حالی نمیشه یکم دعواش کردم دیدم بازم هم اعصاب منو خورد میکنه هم خودشو همینجوری گذاشتم توی حیاط بمونه خودم رفتم خونه دیدم یکم موند تو حیاط جیغ کشید گریه کرد در پنجره رو باز کردم منو دید دیدم گفت مامان یعنی بیا منو ببر خونه خودش آماده شد بیاد آوردمش کسی هم حق نداره بوسش کنه یا بهش نزدیکش بشه جز من شر به پا میکنه

باید آرامش خودتو حفظ کنی

وقتی شروع کرد گریه اذیت کردن سرگرمش کن همونجا نکه ببریش جای دیگه

بزار گریه کنه لجبازی کنه سعی نکن جلوشو بگیری بدتر میشه آخرش خسته میشه ساکت میشه

وای چقدر سخته. کاش بچه من آدم گریز بود کاش یکم عار داشت بغل همه نره با همه بازی نکنه.
نه مال شما خوبه نه مال من.

عزیزم دختر منم الان چند وقته اینجوریع منم هر کار کردم درس نشد این اخلاقش دختر منم همینه شاید سنشون بالا تر برع بهتر بشن

چالش های دوسالگیه
تحمل کن درست میشه

اره خانم دکتر فرهمند مشاوره انلاین گرفتم من

برو مشاوره کودک

سوال های مرتبط

مامان مهتا کوچولو🌙🐣 مامان مهتا کوچولو🌙🐣 ۲ سالگی
خانمایی که بچتون همسن دختر منه اخلاقشون چجوری شده؟؟
دختر من چن روزه باز موقع تعویض پوشک از دسشویی که میایم دیگه نه پوشک میشه نه شلوار بیشتر از دو بارم اصرار کنم یا بخام از اتاق بیام بیرون یه جیغایی میزنه و گریهایی میکنه.. میگم باشه پوشک و شلوار پا نکن
یه سره جیغ و گریه میکنه میگه بیا میرم اتاق میگه نهه برو رفتن رو مبل دراز کشیدم انننقدر جیغ و گریه کرد اومد بیرون ینی شدیدااا بیس دیقه ولش کردم دیدم آروم نمیشه نمیذاشت برمم پیشش عصبی شدم زدمش باز همچنان جیغ و گریه... هرچیم میگم پاشو آماده شیم بریم بیرون پارک فروشگاه و.. باز جیغ میزنه و میگه نههه دهنش خشک شده بود از صبحم فقط چنتا لقمه نون پنیر خورده بود گفتم بیا غذا بخوریم بازم جیغ و گریه..
اومدم گرفتمش گفتم اگه آروم نگیری میندازمت بیرون از خونه بغلش کردم گذاشتمش پشت در بلکه آروم بگیره هی باهاش حرف زدم دیدم فایده نداره آوردمش تو یکم که تن صداش آرومتر شد بغلش کردم و بوسش کردم و ناز و... دیگه گفتم ببین خسته شدی گشنتم شده میخای بریم تو ماشین غذا بخوری کم کم آروم گرفت غذاشم یکم خورد رفتیم دور بزنیم خابید تو ماشین

انقدررر پشیمونم که زدمش و انداختمش تو ایوون و.. از طرفی نمیدونم این مواقع چیکار کنم😪 هیچی جواب نمیده نه بغل و نوازش نه بی محلی نه سرزنش و...

بچهای شمام اینجورین
روزی دو سه بار سر یه موضوعی و پوشک این بساطه اعصاب نمونده برام

فرزندپروری، پوشک
مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۲ سالگی
باورم نمیشه بچم از الان میگه اینجا نمیام اونجا نمیام
میگم لباس بپوش بریم بیروووون میگه نمیام ، میگم بریم فلان جا ، جاهایی که خیلی دوست داره میگه نمیام گریه میکنه کلی وقت نمیزاره لباس بپوشم ،
مثلا قرار بود بریم خونه مادربزرگم همه خاله هام اینا دور هم جمع بودن ، خیلی دوست داشتم برم ، هرکاری کردم نپوشید نیومد ، جیغ و گریه فقط ، حتی گفتم ببین اونجا بچه ها هستن بازی میکنین باهم ، اسم دوستاشو که دفعه پیش بازی کرده بودن گفتم براش ، گفت نه ، گفتم پس اینجا تنها بشین اونجا همه دارن بازی میکننا ، تنها باید بشینی اینجا گفت نمیام ، دیگه گفتم بشین تا من کارامو بکنم پس ، گریه کرد کلیییییی وقت منم محلش ندادم گفتم میخواستی بیای بریم الان به جا گریه بازی میکردی ، دیگه کارامو کردم اومدم بغلش کردم باز میگفت دلم نمیخواد برم
گفتم کجا دوست داری بری مامان دلت میخواد ببرمت پارک گفت نه نمیخوام 😭
چرا نمیخواد از خونه در بره اصن

فرزندپروری مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب ترک پوشک کامل بچه شیرخشک مادروفرزند مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب ترک پوشک کامل بچه شیرخشک مادروفرزند مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب
مامان 💕دلوین💕 مامان 💕دلوین💕 ۲ سالگی
دلوین امروز صبح ساعت ۱۱ از خواب بیدار شد ...خدا شاهده از وقتی چشم باز کرده فقط لج بازی و جیغ و گریه می‌کنه ...یا گریه می‌کنه شدیدددد که گوشی می‌خوام من سعی میکنم ندم وقتی شوهرم میاد میگه چقدر بچه رو اذیت میکنی بده بهش انگار مثلا من خودخواهم که گوشی نمی‌دم وقتی هم گوشی بدم میگه چقدر گوشی میدی دست بچه 😑بعدش گریه و لجبازی شدید بریم خونه ننه(مادربزرگ من) اینقدررر جیغ میزد حد نداشت باز سرگرمش کردم تا شد ساعت ۴ رفتیم خونه مادربزرگم اونجا گریه که عروسک های کوچیکی منو از کمد بیاره بیرون کلش رو تا خالی نکرد دست بر نداشت ..رفتم بازار برا خودم سوتین بخرم اینقدررررر جیغ‌ رد از در مغازه اسباب بازی فروشی که حد نداشت آخرم اینقدر خودشو زد شوهرم میگه بخر براش هرچی میخواد حالا خودش نیومد بازار تو ماشین نشسته بود آخر یک ملیون دادم بایت لوازم آرایشی اشغال و پاپت 😑باز رفتیم خونه مادربزرگم خالم اونجا بود گقت سر راه منو برسونید خونه اونجا داد و بیداد بریم خونه خالم نبردمش تا خونه فقط گریه های وحشتناک میکرد و مماغش حباب میزد😑شد ساعت ۱۰ شب گریه با دوچرخه منو کشونده تو کوچه یازده برگشتیم داخل باز گریه گوشی می‌خوام آخرم از بس گریه کرد همین پنج دقیقه پیش خوابش برد...این بین هم فقط ۲۴۰ درجه شیر خورده با یک چهارم کباب کوبیده و دو سه قاشق نودالیت ...من دیگه دارم به مرز جنون میرسم ..بخدا بهش رو نمی‌دم که هرچی بگه گوش بدم به حرفش ولی بعضی وقتا دلم میخواد فقط ساکت بشه مجبورم چیزیو که میخواد بدم...بچه های شما هم اینجورین؟؟؟احساس میکنم الانه که به فروپاشی روانی برسم
مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۲ سالگی
خب امروزو میزارم جزو بدترین روزای زندگیم

بچم صبح زود خواب بد دید بیدار شد با گریه و نتونست دیگه بخوابه ، دیگه تا ظهر یک سره نق نق و بهونه ، حین نق زدنش سعی میکردم بازی کنم باهاش حواسشو پرت کنم کارامم بکنم ، دیگه تا ظهر که فقط گریه و نق ،ظهر زود نهارشو دادم خوابید ولی خیلییییی زود بیدار شد باز ، عصر بردمش بیرون یکم با بچه ها بازی کرد حالش بهتر بود خوب بود ، اومدیم خونه لباساشو در نمیاورد نق و گریش شروع شد ، خودشو خیس کرد گفت بکن ، کندم لخت مادرزاد میچرخید برا خودش ، بعد از رو مبل با صورت خورد زمین نصف صورتش کبود شد ، ارومش کردم ، خواستیم بخوابیم میخواستم لباس بپوشونم نمیپوشید لختی میخواست باشه ، دیگه به زور پوشوندم گریش شروع شد تااااااا یک ساعت و نیم بعدش فقط جیغ زد و گریه کرد و ..... میگفت نخوابیم ، لباس نپوشیم ، دسشویی نرو ، جورابامو پام کن
دیگه جوراباشو پوشوندم دستشو فشار دادم با حرص گفتم ببین دیشب گریه کردی گفتی نخوابیم ولی خوابیدیم ، امشبم گریه میکنی نخوابیم ولی بازم میخوابیم ، فردام اگه گریه کنی بگی نخوابیم بازم میخوابیم چون شب وقت خوابه ، باید بخوابیم ، لختم نمیتونی بخوابی ، دسشوییم هرکی داست باید زود بره ، باز دو ساعت گریههههه اخر سر گفت مامان کارت بد بود دستمو فشار دادی ، داد زدی ( که البته داد نزدم ولی با لحن تند صحبت کردم )
گفتم اره مامان عصبانی بودم چون دسشویی داشتم ولی تو گریه کردی که نرو و اینا ، کارم بد بود معذرت میخوام، بعد پرسیدم کار تو خوب بود گریه کردی جیغ زدی انقدر ؟
بعد دوباره کلی گریه کرده ، که حواسشو با برنامه کودکا و داستانا و اینا به زور پرت کردم ، دسشویی رفته اومده از حال رفته از بس گریه و جیغ زد
مامان S A M Y A R مامان S A M Y A R ۲ سالگی
مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۲ سالگی
میگم بچم انقدر دوست داره پیش بابام باشه خونه مامانم اینا باشه ، امروز که آوردمش انقدر گریه کرد که نفسش رفت داشت بالا میاورد ، میگفت تورو نمیخوام ، نمیخوام پیش تو باشم ، بزار یکم دیگه اونحا بمونم ، انقدر جیغ زد
میدونید از خودم متنفر شدم راستش ، حس کردم چقدر مادر بدیم ، حس کردم اینکه به زور میارمش خونه دارم زجرش میدم انگار ، خونمون حوصلش سر میره، اونجا خوششه ، بزار همونجا باشه تا هرموقع خودش خواست بیاد خونه ، اونام والا از خداشونه هی میگن نبرش بزار بمونه
میگم بزار بمونه تا هر موقع خواست ، وقتی دلش نمیخواد خونه باشه اینجوری گریه میکنه جیغ میزنه انقدررر اذیته ، نمیخوام زجرش بدم که

به مامانم اینا گفتم وقتی بیدار شد زنگ میزنم بابا بیاد دنبالش دیگه
چیکار کنم ، حالا امشب که نیست بابام ، ولی بقیه وقتا حتی شبام میخواد بره پیش اونا بخوابه ،هی گریه میکنه به زور گوشی گولش میزنم میارمش ، هی شوهرم میگه ولش کن بزار بره بمونه ، بابام اینا میگن بزار ببریمش میگفتم نه کوچولوعه هنوز ، ولی از فردا شب حتی شبم خواست بمونه کاری ندارم
هر جا خوششه باشه


فرزندپروری مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب ترک پوشک کامل بچه شیرخشک مادروفرزند مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب ترک پوشک کامل بچه شیرخشک مادروفرزند مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب ترک