۵ پاسخ

وای سارینا جون بیا از دماغت عکس بده ببینم من حس میکنم دماغم پایین تر اومده نمیدونم ک چرا😥😥

میخوام بهت بخندم ولی میدونم سرم میاد چند ماه دیگه 🤣🤣🤣
آرتا هم خیلی بیرونیه مثل خودم

شاید گرسنه اشه بغلش کن ببرس سر یخچال میوه خوراکی خودش برداره

پسر منم زمانی که لج می‌کنه جیغ میزنه و گریه می‌کنه و خونم اپارتمانیه و اینقدر معذبم میگم همسایه ها اذیت میشن مجبورم با دلش راه بیام

ببرش تا سوپری سرکوچه یه هوایی ب کله ش بخوره بگردین

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان S A M Y A R مامان S A M Y A R ۲ سالگی
مامان مهتا کوچولو🌙🐣 مامان مهتا کوچولو🌙🐣 ۲ سالگی
بچها مشاور کودک آنلاین سراغ ندارین؟؟
گفته بودم مهتا تو جمع و خونه کسی اصلا نمیاد بریمم جیغ و گریه مگر اینکه محیط باز باشه اول از همه هم بریم جای آشنا باشه بعد کم کم مهمونا اضاف شن بچه هام باشن نیم ساعت وایسه..
عصری باغ بابام بودیم اونجارو دوس داره بعد که مهمونا اومدن شب شد سردم بود نمیومد بریم داخل ظرف خوراکیشم انداخته بود تو خاک بخاطر همونم خیلی لج گرفت و جیغ و گریه وحشتناک خلاصه بردمش تو با چنتا شکلات اینا آروم شد یکم ولی هی میگفت بریم خونه و گریه 🤦🏻‍♀️
1ساعتی نگهش داشتم دیگه گفتم شوهرم ببردش با ماشین دور بزنه که نرفت و بدتر گریه کرد.. اومدیم بیایم خونه پدرشوهرم میگه باز میخاین ببرینش کنج خونه😑 گفتم خب مگه نمیبینین گریه میکنه بند نمیشه بقیه هم اعصابشون خورد میشه.شوهرم درومده بهم میگه دل به دلش نده منم گفتم باشه پیش تو بمونه من میرم داخل ببینم تو چیکار میکنی اونم پشت سرم اومد تو🤐 با بچه ای که کل ساختمونو گذاشته رو سرش جیغ و داد و.. عصبی شدم زدمش زیربغل اومدم ماشین برگشتیم
شوهرم میگه هیچجا دیگه نباید بریم تا خوب بشه این اخلاقش میگم اینجوری که این هیچ وقت درست نمیشه با مربی کلاس مادرکودکش گفتم گف زیاد تو جمع ببرینش و پارک و خانه بازی و..
میبرمش دوماهه پارک و بیرون ولی فایده نداره حتی دیروز خونه بابامم دعوت بودیم یه سره گریه کرد زود برگشتیم

والا کم آوردم بخدا موندم این چرا اینجوری سرم میاره😪 😭 انقد گریه کردم و زدمش نمیدونم دردمو به کی بگم چیکار کنم و..

فرزندپروری، پوشک شیرخشک