عزیزم از این آدم های مریض همه جا هست، قرار نیس که تو اعصاب خودتو بهم بریزی. خیلی راحت جوابشو بده. بگو بچم تو دوره اضطراب جداییه، وقت دندونشه و ... دوس داره پیش من باشه.
بچه منم گاهی همینجوریه
من جات بودم میگفتم تو بچه داری من دخالت نکن
عزيزم يكي از دختراي منم بغل همه ميره و همه نازش ميكنن ، برعكس اون يكي بغل هيشكي جز من نميره و زياد باهاش ارتباط نميگيرن جلوي خودم با اون يكي كلي بازي ميكنن و ميگن اين يكي اجتماعي نيست
خيلي ناراحت ميشم ولي سعي ميكنم توجه زيادي به اين يكي دخترم بكنم كه حس نكنه خودم بهش بيشتر محبت ميكنم تو جمع و هر سري هم ميگن اجتماعي نيست ميگم نه اصلا اينطوري نيست محيط يكم براش غريبس يا چميدونم ميگم خوابش مياد كلا زير بار نميرم كه اين قضيت رو بهش نچسبونن
وای عزیزم چقدر حرف دل منو زدیییییی.انقد از این حرفا شنیدم ک حد نداره حالا شما میگی دختر خالت مال من مادرشوهرمو خواهرشوهرم پدرمو دراوردنننننن
هرجاییم ک میریم بجا اینکه بقیه بگن ایناخودشون اول از همه شروع میکنن درمورد منو دخترم نظر دادن ک چرااینجوره چرا اونجوره تو اینکارو کردی تو اونکارو کردی بعدم بقیه شروع میکنن ب نظر دادن بخدا خسته شدم دیگ فقط تو این مواقعه نگاهشون میکنم جوابم نمیدم ولی واقعا ازار دهندس این حرفا برا یه مادررررر
همین یکم پیش از مهمونی میام دقیقا این حرفارو بهم گفنن 😂😂😂
امیرعلی فقط میگه خودم بازی کنم کسی دست بزنه گریه
دخترخالمم الکی منو میزد انیرعلی یهو بغض کرد و گریه خالمم دعواش کرد ک چرا اشک بچرو درمیاری انقد حرصم گرفتاااا اح اح
دختر منم بغل کسی نمیره چنددقه بگذره شلوغ میکنه ولی کسی نباید بهش دست بزنه گریه میکنه بدش میاد عادیه عزیزم
عزیزم من تا همین یکی دو ماه قبل آرزوم بود بچه ام مثل بچه ی شما باشه
اصلا تو جمع محل به من نمیداشت اینقدر دلم میشکست جدیدا خداروشکر بهم وابسته شده
قبلاً احساس میکردم بین من و بقیه براش فرق نداره
چکارش دارین بزار بگن بچه س دیگه کارش تداشت بلش
بچه ها باهم فرق دارن،ولی در کل بچه باید کنار ارتباط اجتماعی،ترس اجتماعی هم داشته باشه.
روحیات بچه ها باهم متفاوته
آلای منم به جز من و باباش ، فقط بغل پدر و مادرم میره ، از خانواده خودم عمه ها و عمو هام کاملا درک میکنن و صبور و آروم سعی میکنن باهاش دوست بشن ولی یه دایی و یه زن داییم مثل دخترخاله شمان و منم اصلا نه خونه شون میرم و نه جایی که اونها باشن ، همزمان بخوریم بهم میرم دور از اونها میشینم ، ساکت و جدی ، برای همین حساب کار دستشون اومده ، درست درک و فهم پیدا نکردن ولی میترسن حرف نمیزنن .
از خانواده همسرم خواهرشوهر بزرگم اعتراض میکنه و با اجبار سعی میکنه بگیرش ، چند بار با آرامش و لبخند گفتم آجی بیا سه تایی بشینیم ، وقتی آلا بغلمه باهاش بازی کن ، کم کم باهات دوست بشه ، ولی خواهرشم خیلی بی دقته ، هربار باید بگم ، دیگه حوصله م نمیشه . یه برادرشوهرم هم خیلی حرکات تند داره و آلا میترسه ولی به اون هم دلم نمیاد چیزی بگم .
ولی درکل با نسبتهای دورتر مثل دایی خودم ، جدی تر برخورد میکنم
عزیزم اصلابرات مهم نباشه،ما از خانواده خودم و همسرم کلا دوریم و تو یه شهر زندگی نمیکنیم رفت و آمد آنچنانی هم نداریم فقط چنتا دوست داریم کنارمون،خیلی نگران بودم که پسرم عید میخواد چجوری رفتار کنه میره بغل اقوام یا نه که خداراشکر بغل همه میرفت و به هیچکی نه نمیگفت، اینو گفتم که بگم بچه ها خیییلی باهم متفاوتن و قابل مقایسه نیستن
دقیقا بچه منم با بچه خاهرم هم سن هستن از لحظه ک دنیااومدن برا همچی باهم مقایسه شدن یعنی کلافه شدم بخدا همش میگم چ اشتباهی کردم بااون باردار شدم😆
حالا من دخترم با اینکه اکثرا تو خونه با خودم تنها بوده فقط و هفته ای یه شب خونه بابام و یه روز خونه مادرشوهرم بردمش ولی اصلاااا بغل هیچ کس غریبی نمیکنه و با همه زود وا میشه و بغل همه میشینه و میره. اصلا به اینچیزا نیست این رفتار بچه ها. ذاتیه به نظرم. شما به دل نگیر مردم و فامیل حرف زیاد میزنن
عزیزممم
منم مثل توام
نیلماه بغل کسی نمیره
تو سر و صدا نمیخوابه
همه هم بهم میگن اینکار کردی فلان کردی بهمان کردی ک بچه اینجور شده
ولی چاره چیه بقیه حرفاشون میزنن
سعی گن نادیده بگیری جوابشو بدی
جواب دادن خیلی به ادم کمک میکنه ک خودخوری نکنه همون ک ی چیزی بهت گفتن توعم ی چیزی بپرون بگو بچه ها باهم فرق میکنن یاا....
پسرمنم همینه بغل هیچکس نمیره تو جمع رو زمین بزارمش گریه میکنه همش باید بغل من یا باباش باشه باز پسر آبجیم اصلا اینطور نیست بغل همه میره...
چقدر شبیه پسر منهو این حرفا چقدر شبیه حرفایی هست که به من میزنن
حالا رهام فقط بغل خودمون میره بغل هیچ احدی اصلا نمیره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.