خانم ها سلام خوبید امشب خونه مادرشوهرم برای دخترم تولد گرفته بودن بعد از اونور هی به من گفتند ظرف بشور شستم یه عالمه ظرف داشتن چون خواهر شوهرا و دامادشون هم بودند بعدم پدرشوهرم میگفت تو باید تو خونه خودت میگرفتی حالا اینجاهم نخور تولد دخترته بعدم که اون دوتا دخترش نشسته بودن به خدا الان بدجور کمرم درد میکنه راستش شوهرمم یه فرد خاله زنک و ترسو و دروغگو و هرچی میشه آمار منو به خانوادش من به تظرنون با این خانواده چیکار کنم که خوده غربتیان همیشه هم وقتی میرم اونجا قشنگ میگن پاشو کار کن شوهرمنم بچه ننه است خیلی اصلا هیچی بهشون نمیگه همیشه میگم خدا همیشه پدر ومادر منو بالا سرم حفظ کنه وگرنه اینا تا حالا منو میکشتن خیلی پروان و توقع دارند‌‌..به خدا تا همین الان خواب تازه بیدار شدم فقطم بایدم حواسم باشه که از این خانواده و شوهر بچه دار نشم چند روزه هم پیله کرده میگه بچه میخام آره دوبار خوبه که یواشکیش قرص میخورم نمیدونم کی بهش گفته دارم هرشب یواشکیش قرص ال دی میخورم یه دفعه هم گفت تو حرفاش چرا حامله نمیشی نکنه قرص میخوری گفتم نه نمیدونم چون خدا نمیخاد از یه آدمی که ۴ بار معتاد بوده بچه ننه هست دهن بین هست آماره منو بده هست خاله زنک هست بی عرضه هست بی خونه هست به حرف خواهراشه هست پشت من نیست هست سیگاری هست من کلا یه ویژگی خوب در شوهرم نمیبینم این رفت وامد با خانواده شوهر هم باید کمش کنم وگرنه وظیفه میشه وهی میخان ازمن کار بکشن
#فرزند پروری #زایمان #نی نی #سزارین

۱۴ پاسخ

خب زبون داری حرف بزن
ب شوهرت بگو ازت بچه نمیخام ب این دلایل
ب خانواده شوهرت بگو چرا تولد گرفتید خودم میگرفتم تو خونه خودم سرسنگین
بابا زبون داری ی کم ب ری ن بهشون مگه کی هستن ک میترسی ناراحت شن

رفت و امدتو کم کن شوهرت گفت بریم خودتو بزن ب مریضی
حتی شده تو خونه با همسرت دعوا کن ولی نرو زد تورو توام بزنش زورت نرسید کفگیر بردار سیخ بردار بزنش
بقران تو دعوا زدن خیلی جوابه طرف میترسه از ادم
خونه مادرشوهرتم رفتی پا نشو کار نکن بگو کمرم درد میکنه نمیتونم پاشم دیدی گیر میدن بگو ماشالله سرحالید همتون پاشید باهم تقسیم کار کنیم
اگه میتونی قطع رابطه کن شوهرتو بکش سمت خودت با زبون با زبون نشد با دعوا نشد با تحدید

عزیزم خودت باید از پس خودت بر بیایی وگرنه بدتر سرت میارن. کار خوبی میکنی دیگه بچه نمیخوایی 👌🏻

بعدشم شوهرتم که مالی نیست نترس جوابشونو بده من شوهرم احساس میکنم اعتیاد داره و زبون درازه هرچی میگه دوباره بچه بیار ال دی میخوردم اصلا دوس ندارم دوباره برا این آدم بچه بیارم

عزیزم اینجا یه تومار مینویسی اونجا هم زبون داشته باش دوتا جوابشونو بده که فکر نکن تو لالی

عزیزم زیاد رفت آمد نکن زیادم رو نده بهشون هر مناسبتی هم پیش میاد نرو خونشون
میری اذیت میشی وقتی بهت میگن فلان کاری رو بکن بگو کمرم درد میکنه ب خواهرشوهرت بگو عزیزم شما بشورین بعدا من میشورم

جوابشونو بده بگو ب دخترات بگو والا

یعنی اینقدر که من از دست خانواده شوهر تو حرص میخورم از خانواده همسر خودم حرص نمیخورم 😂

نرو خونشون هر سری بهونه بیار بگو مریضم کار دارم تا جایی ک میتونی نرو سالی یکبار برو

اینا عروس سلیطه میخوان از اونا که چوپ تو ک ون میکنن

خب بگو خستم نمیتونم کار کنم
یا بگو نمیخوام خونه شما تولد بگیرم خونه خودم میخوام بگیرم

میگم بت بقیه جاریاتم اینجورن؟

واقعا نذاشتن چیزی بخوری ؟؟؟؟؟

خب الان که ازش بچه داری مگه ۲ سالش نیست؟؟؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان سام مامان سام ۳ سالگی
مامان یزدان و نیلا مامان یزدان و نیلا ۲ سالگی
مامانا لطفاً راهنماییم کنید من مامان دو تا بچه شیر به شیرم که همیشه ش خدا کلی کار دارم.به سختی نهار و شام و صبحونه حاضر میکنم و به سختی خونه رو تمیز میکنم چون نمی‌رسم واقعا‌.دخترم که کوچیکتره چنان انرژی از من میگیره که همیشه ی خدا خستم.همش گریه می‌کنه نق میزنه شب و روزم خواب نداره.حالا ۱۹ مهر تولد پسر عزیزمه‌الهی قربونش برم تولد یک سالگی رو بردمش آتلیه و یه تولد سه نفری کوچیک براش گرفتم .میخاستم دو سالگی جبران کنم و همه رو دعوت کنم ولی هرچی فکر میکنم تو خودم نمی‌بینم که از پیش بربیام.من کارهای روزمره رو به سختی میتونم مدیریت کنم حالا نمی‌دونم با یه تدلد بزرگ چطوری بتونم.بخاطر همین ب همسرم گفتم امسالم چار نفری تولد بگیریم و ببریمش آتلیه و شهربازی چون من نمیتونم.ولی بیش از اندازه عذاب وجدان دارم .خیلی ناراحتم من برنامه های زیادی واسه ی پسرم داشتم ک دخترم از وقتی ب دنیا اومده نمی‌ذاره مثل قبلا بهش برسم😭بنظرتون هرجوری که هست تولد براش بگیرم یا نه؟
مامان دوتاعشق💙💙 مامان دوتاعشق💙💙 ۲ سالگی
سلام.خوبین؟بچه ها یه سوال داشتم.من این خونه ای که هستیم باامسال مهرماه ۵سال میشه که اینجارواجاره کردیم صابخونم هم خیلی خوبه همیشه باهامون راه میومده من ۲سال ونیم بوداومدم اینجا که باردارشدم.توبارداری گازم ترکید چندروزی که گاز نداشتم برام غذا درست کرداجاره ام همیشه باهامون راه اومدن اولین مستاجرشون هم مابودیم خودش رفت طبقه ی بالا مااومدیم پایین.ولی یه مشکلی هست اینجا سمت چپ خونه وپشت خونه کوچست کنارمون هم یه خونه هست که ازوقتی همیشه خالی بوده طرف مجرده نداده اجاره بخاطرهمین به شدت سردمیشه زمستان خیلییییی سرده یعنی از درودیوار یخ درمیاد دوتا بخاری میذاریم هرسال تاآخر میدیم بالا ولی بازگرم نمیشه پنجره هارو پلاستیک میزنیم پارسال چون بچه ها چهاردست وپا میرفتن کف خونه فوم انداختیم بازم نشد.حالاشوهرم میگه دربیایم میگه قبلا خودمون بودیم باز یه کاریش میکردیم ولی حالا بابچه هانمیشه یعنی همش سرمامیخورن.امامن چون اینجابزرگه ودرخواست وصابخونه خوبه دلم نمیاد برم ازطرفی هم میگم بچه هام فردابدن دردمیگیرن بخاطراین سر بودن.باورتون میشه من هنوز بخاریام روشنه.شماجای من بودین چیکارمیکردین؟
مامان ماهان& همتا مامان ماهان& همتا ۳ سالگی
باورم نميشه
امروز جايي بودم يه خانوم كه خيلي به خودش رسيده بودو بو عطر ميداد
كنارم نشسته بود ٢ تا بچه خوشگل و نازم داشت.
به بچه هاش ميگفت امروز عصر بريد خونه مامان جون
من ميخوام برم دكتر اخر شب ميام
بعد بچه هاش رفتن چند متري اونطرف تر بازي كردن
تلفنش زنگ خورد گفت اره عصر ميام شهاب نيستش ماموريته
بچه ها ميذارم خونه مامانم
يه عالمه هم ناز ميومد تو حرف زدنش.
خلاصه قطع كرد. بچش اومد بهش گفت پلي استيشن برام بخر
گفت باشه. بچش كه رفت اونطرف تر گفت خيلي باباش پول ميده كه حالا پلي استيشن هم بخرم
گفتم دوست پسر داري؟ گفت اره يه مرد هست ٨ ساله باهاشم من شوهرم ماهي ٥٠ ميليون بهمون ميده بقيش ماموريت هست
٥٠ تومن جواب زندگي ميده؟ گفتم خونه مال خودته؟ گفت اره
گفتم خب ٥٠ تومن خوبه ديگه تو بچه داري نكن اين كارا
گفت نميشه كمه اصلا نيستش توجه بهم نميكنه
گفتم اگه بچه هات بفهمن تصويرشون به عنوان مادر ازت از بين ميره
گفت نميفهمن كسي تو اين ٨ سال شك هم نكرده . اونم فقط بامنه اونم زن و بچه داره حواسمون بهم هست
ماهي ٣ ٤ روز پيشتر پيشش نميرم .
خلاصه اينم اوضاع ما
با اين مملكت