۲ پاسخ

نگو میخای بری بمونی بگویه ملاقات میخام برم .برو اونجا بهش زنگ بزن بگو حال خالم بد شده باید پیشش بمونم.به این طور مردا نباید همه چی بگی

گلم من حرف شوهرتو قبول ندارم چون اکثرا اقایون همینن واسه خودشون همچی خوب و مشکلی نیست و لی واسه طرف زن دنبال بهونه هستن... ولی خوب شما خودت بچه کوچیک داری توقعی ندارن ازتون به نظرم انشاءالله بعدا برو خونشون ملاقات

سوال های مرتبط

مامان آقا آرتا مامان آقا آرتا ۲ سالگی
امروز غروب وقتی همسر اومد خونه
نیکان(گل پسر همسایمون که ۶ سالشه)
گفت عمو ارتا رو میاری تو کوچه با من بازی کنه
شوهرم گفت باشه
همراه همسر اومد تو پارکینگ
ارتا هم نیکان و باباشو دید ذوق زده هی میگفت بریم دد
یه لحظه یه شوک بهم وارد شد
بخدا
انگار همین دیروز بود دوستام میومدن خونمون دنبالم بریم تو کوچه بازی کنیم
مامانامون میبردنمون پارک
امروز دوستِ پسرم تو پارکینگمون منتظرش بود تا باهم بازی کنن
به همسر گفتم من میبرمش تو خسته ای برو دوش بگیر استراحت کن
تو کوچه کلی باهم توپ بازی کردن
کلی دویدن
یهو ارتا بغلش کرد
نیکان گفت خاله چرا بغل کرد
گفتم چون دوست داره خاله جون
گفت عععع منم دوسش دارم🥺🥺🥺
اخه چقدر عسلن این بچه ها🥺🥺🥺
بعد ارتا گفت بابا (منظورش این بود بریم پیش بابا)
نیکان گفت ارتا بمون بازی کنیم
گفتم خاله از صبح باباشو ندیده میخواد بره پیش باباش
میگه چرا باباشو نمیبینه؟؟؟
مگه باباش کجاست؟؟؟
چرا نمیاد پیشتون؟؟؟🤣
میگم خاله از صبح میره سرکار غروب میاد
میگه ارتا یکم دیگه بازی کنیم بعد برو 🥺🥺🥺
وای من مردم واسه این دوتا😂
ولی پسر فسقل من خیلی شیطونه و غیر قابل کنترل
یه بار تو کوچه افتاد قشنگ مثل بچه پرو ها بلند شد و دوباره ادامه داد😌
مامان شاهان مامان شاهان ۲ سالگی
من همیشه لباسامو انلاین میخرم راضی هم هستم امروز میخاستم برا پسرم برم لباس خونگی بخرم گفتم بذار اینبار برم بیرون ببینم چی هست یکمم هوا بخوریم رفتم تو مغازه یه دختر از پسر خودم کوچیکتر بود شاید یکسال و پنج ماه اینا بود پسرم عاشق بچه هاس رفت پیشش گفت نینی خوشکله. و میخاست دستش بگیره رفت جلو دختره پسرمو چنگ زد پسرم ترسید اومد عقب اخه یه دختر عموهم دارم از شاهان کوچیکتره خیلی شاهان میزنه شاهان دیگه ترسید ازش اومد کنار من اما هی دلش میخاست بره پیشش و هی میگفت نینی خوشکله بعد اینم مامانش و خاله اش و مادربزرگش ک یه ۲۰۰ کیلو وزن داشت اومدن یدونه شلوار فقط برا این بخرن دسته جمعی😂این مادربزرگ گامبو ب پسر من گفت بیا پیش نینی حالا با لبخند پسر منم بمن نگاه کرد گفتم برو مامان باش بازی کن اخه پسرم عاشق اینه با بچه ها بازی کنه همین رفت سمتش مادربزرگ بیشعورش ب دختره گفت دلسا بزنش منو ببینی اینقدر عصبی شدم گفتم خانم از سن و سالت خجالت نمیکشی از هیکلت بکش یعنی چی ک بهش میگی بزنش واقعا نمیدونم مریض بود روانی خر
مامان مهرسا مامان مهرسا ۲ سالگی
خانم ها سلام خوبید امشب خونه مادرشوهرم برای دخترم تولد گرفته بودن بعد از اونور هی به من گفتند ظرف بشور شستم یه عالمه ظرف داشتن چون خواهر شوهرا و دامادشون هم بودند بعدم پدرشوهرم میگفت تو باید تو خونه خودت میگرفتی حالا اینجاهم نخور تولد دخترته بعدم که اون دوتا دخترش نشسته بودن به خدا الان بدجور کمرم درد میکنه راستش شوهرمم یه فرد خاله زنک و ترسو و دروغگو و هرچی میشه آمار منو به خانوادش من به تظرنون با این خانواده چیکار کنم که خوده غربتیان همیشه هم وقتی میرم اونجا قشنگ میگن پاشو کار کن شوهرمنم بچه ننه است خیلی اصلا هیچی بهشون نمیگه همیشه میگم خدا همیشه پدر ومادر منو بالا سرم حفظ کنه وگرنه اینا تا حالا منو میکشتن خیلی پروان و توقع دارند‌‌..به خدا تا همین الان خواب تازه بیدار شدم فقطم بایدم حواسم باشه که از این خانواده و شوهر بچه دار نشم چند روزه هم پیله کرده میگه بچه میخام آره دوبار خوبه که یواشکیش قرص میخورم نمیدونم کی بهش گفته دارم هرشب یواشکیش قرص ال دی میخورم یه دفعه هم گفت تو حرفاش چرا حامله نمیشی نکنه قرص میخوری گفتم نه نمیدونم چون خدا نمیخاد از یه آدمی که ۴ بار معتاد بوده بچه ننه هست دهن بین هست آماره منو بده هست خاله زنک هست بی عرضه هست بی خونه هست به حرف خواهراشه هست پشت من نیست هست سیگاری هست من کلا یه ویژگی خوب در شوهرم نمیبینم این رفت وامد با خانواده شوهر هم باید کمش کنم وگرنه وظیفه میشه وهی میخان ازمن کار بکشن
#فرزند پروری #زایمان #نی نی #سزارین